تبليغات X
هیتر صنعتی
فن سانتریفیوژ
چاپ مقاله
خرید گیفت کارت
صرافی
علم ثروتمندی و موفقیت
تاريخ : 10 مهر 1396 | 13:37 | نویسنده : مدیر | بازدید : 51

آرامش و آگاهی در­زندگی

­

­

به خـــــــــــــدا که وصل شوی­آرامش­وجودت را فرا میگیردنه به راحتی میرنجی و نه به آسانی میرنجانی­آرامش­سهم دلیست که در تصرف خداست

­

تیر زمانی به جلو پرتاب میشود که کمان را بطرف عقب بکشی­
گلوله زمانی به جلو شلیک میشود که ماشه را به عقب فشار دهی ­انسانها نیز پس از مواجه شدن با ناملایمات در مسیر­زندگی­به خوشبختی میرسند­
پس، از روبرو شدن با مشکلات بیم نداشته باش­
چون انها ترا به طرف جلو هل میدهند. گر چیزی را میخواهی که تا بحال نداشته ای
کاری را انجام بده که تابحال انجام نداده ای!

در ازای هر چیزی که از دست داده ای ، چیز دیگری را بدست اورده ای­
و برای هر موهبتی که بدست بیاوری ، چیزی را از دست میدهی­



همه چیز بستگی به نحوه نگرش تو به­زندگی­دارد ، میتوانی حسرت بخوری یا خوشحال وسپاسگزار باشی­

زندگی با مرگ از بین نمی رود ­بلکه با گذراندن هر دقیقه و هر روز با بی تفاوتی به هدر میرود.­خوشبخترین افراد الزاما دارای بهترین چیزها نیستند.­
انها فقط از هر چیزی در مسیر زندگیشان، بهترین استفاده را میکنند.­



ذکر­آرامش­اعصاب و دعاهای از بین بردن اضطراب

آرامش­اعصاب و وران با رسیدن به­آرامش­درون حاصل می شود. هرکسی می داند که یاد خدا آرامبخش دلهاست پس برای رهایی از دلهره و اضطراب و داشتن اعصابی آرام به خدا پناه ببرید.

­

ذکرآرامش اعصاب

آرامش­اعصاب

­

اگر کسی اعصاب خود را کنترل کند، دیگر خشمگین و عصبانی نمی شود، که از آن در آیات و روایات به "کظم غیظ" تعبیر شده است. خداوند متعال یکی از مهم ترین ویژگی های انسان های الهی­و پارسا پیشه را کظم غیظ و عفو از مردم می شمارد و می فرماید:"مؤمنان در هنگام عصبانیت خشم خود را فرو می برند و از خطای مردم در می گذرند و خدا نیکوکاران را دوست دارد.


­

مقاله مرتبط: رازهای دستیابی به آرامش درونی

فنون ایجاد­آرامش­درون

1 – مهمترین زمان اکنون است

– بسیاری از ما زمان زیادی را در نگرانی آینده به سر می بریم. اگر در کل عمر خود این زمان ها را محاسبه نماییم متوجه می شویم از یک سال هم بیشتر شده است. محققان متوجه شده اند که نگرانی و تشویش برای آینده قسمت زیادی از فعالیت ذهنی فرد را اشغال می کند. در حالیکه این نگرانی هیچ کمکی به شما نمی کند به هیچ وجه. اگر بیشتر وقت خود را به فکر کردن درباره گذشته و نگرانی درباره آینده بگذرانید هیچگاه نخواهید توانیست به اندازه کافی­آرامش­داشته باشید. برای رسیدن به­آرامش­روحی و فکری واقعی باید فقط ­در زمان حال از­زندگی­خود لذت ببرید نه افسوس گذشته را بخورید و نه نگران آینده باشید.



­2- محیط اطراف بسیار مهم است

­ – جایی که کار می کنید و وقت خود را می گذرانید در وضعیت فکری شما تاثیر عمیقی دارد. شاید ما آگاهانه این موضوع را درک نکنیم ولی اگر دقت کنید در بعضی اتاق ها­آرامش­بیشتری دارید و تمایل دارید هنگام­استراحت­آنجا باشید. به اتاق خود نگاه کنید اگر بسیار درهم و برهم و ریخت و پاش است مانند این است که مرتب کسی کاری را به شما یادآوری می کند ولی شما آنرا انجام نمی دهید. و این چرخه همینطور را ادامه دارد. این یادآوری ناخودآگاه و مداوم در ذهن جای زیادی اشغال می کند.

اگر اتاق خود را مرتب کنید و محیطی دلچسب برای خود فراهم کنید احساس بهتری نسبت به قبل خواهید داشت . راحتتر می توانید خود را آرام و ریلکس نمایید. برای خرید سیستم های تهویه و تصفیه هوا، گل و … خساست به خرج ندهید تا شرایط بهتری برای خود فراهم کنید. برای آرام ساختن خود هدف آرام ­نگه داشتن مغز است. که نتیجه آن­ارامش­روحی است. این بهترین نوع­ریلکسیشن­است چون ما را نسبت به کار هایی که خود باید انجام دهیم آسوده خاطر می کند. هر روز 10 تا 15 دقیقه وقت برای مدیتیشن مشخص کنید در طول مدیتیشن می توانیم روح و فکر خود را از دلبستگی های مادی رها کنیم.


­

3- سازنده بودن به جای به تعویق انداختن­

­– رسیدن به­آرامش­و­آسودگی خیال­فقط با­استراحت­کردن تمام وقت در ساحل دریا بدست نمی آید. بلکه باید بیاموزیم چگونه­آرامش­را بدست بیاوریم. مهم نیست که در حال کار باشیم یا­استراحت­مهم این است که بدانیم چه بکنیم. بنابراین کار هایی را که باید انجام شود اولویت بندی کنید.

اگر هر کاری را با برنامه و از راه صحیح انجام دهید احساس استرس و فشار کمتری خواهید داشت. وقتی که می خواهیم چند کار را با هم انجام دهیم خود را زیر بار فشار زیادی قرار داده ایم. و در این حال ایجاد­آرامش­بسیار سخت و دشوار است.­زندگی­را برای خود سخت نکنید. برای هر کاری زمان مشخص نمایید و آنقدر به خود وقت بدهید که از انجام آن لذت ببرید. یک کار را تکمیل نمایید و هر چه لازم است برای آن انجام دهید. آنگاه پاداش شما لذتی است که از انجام بی عیب و نقص آن کار نصیب شما خواهد شد.


­

مقاله مرتبط: تعریف عزت نفس در دین اسلام

4- با تاثیر دیگران بر خود مقابله کنید

­– چقدر به نظر دیگران وابسته هستید و به آن اهمیت می دهید. وقتی که ما نگران حرف مردم هستیم در حقیقت یک بار فکری به ذهن خود تحمیل کرده ایم. و ناخودآگاه به سمتی حرکت می کنیم که دیگران را خوشحال کنیم. و این هم ایجاد­آرامش­فکری را غیر ممکن می سازد. مهم نیست که ما چه کار می کنیم یا چه می گوییم همیشه عده ای هستند که ایراد بگیرند. بنابراین باید در خود روحیه ای را تقویت کنیم که نه با ستایش و نه با انتقاد تحت تاثیر قرار نگیریم.

­

با تاثیر دیگران برخود مقابله کن

­

این بدان معنا نیست که ما افکاری متفاوت با دیگران داریم، بلکه فقط به این معناست که نمی خواهیم به دیگران اجازه دهیم با عقاید خود­آرامشروحی و فکری ما را به هم بریزند. البته این کار ساده ای نیست اما به مرور زمان می توانیم اثر عقاید دیگران در­زندگی­خود را کمتر کنیم. رسیدن بهآرامش­زمانی مقدور می شود که ما فکر کردن به حرف های مردم را متوقف کنیم.



5- زمانی برای خود اختصاص دهید

­ ­– اجازه ندهید تمام وقت شما صرف دیگران شود طوری که برای خود وقت کافی نداشته باشید. اگر کار شما به گونه ای است که مدام با تلفن و ایمیل درگیر هستید بهتر است از آنها در زمان­استراحت­فرار کنید. مثلاً می توانید ساعات مشخصی را برای پاسخگویی به تلفن ها مشخص کنید. به این صورت به دیگران می فهمانید که شما هم به زمانی برای­استراحت­و­آرامش­نیاز دارید و نباید مزاحم شما شوند. وقتی به فشار های روحی اجازه می دهید ساخته شوند ایجاد­آرامش­کار سختی می شود. اما با­استراحت­کافی می توانید هنگام کار با انرژی و توان بیشتری به وظایف خود را انجام دهید که نتیجه آن یک رضایت درونی است.



6- یک تغییر به اندازه یک­استراحت­ارزش دارد­

­

قدم زدن با دوستان

­

­–­زندگی­نباید تکرار مکررات باشد اگر متوجه شدید که در چرخه ای نا تمام از روزمرگی گیر کرده اید کار هایی کاملاً متفاوت انجام دهید. مثلاً اگر هر روز بعد از ظهر وقت خود را با روزنامه خواندن و تماشای تلوزیون می گذرانید و پس از آن احساس خوبی ندارید می توانید برای قدم زدن با خانواده یا دوستان بیرون بروید یا در فعالیت های ورزشی با دوستان شرکت کنید. این تغییر رویه به شما کمک می کند احساس­آرامش­بیشتری داشته باشید و نه تنها از روزمرگی نجات پیدا می کنید بلکه فعالیت های روزانه خود را هم بهتر انجام خواهید داد.


­

7-­ریلکسیشن­به سادگی یک نفس عمیق کشیدن است

اگر احساس استرس می کنید چند دقیقه بیرون بروید. فقط به تنفس خود دقت کنید. به آرامی نفس بکشید این کار اثری قدرتمند برای آرام کردن دارد. وقتی که هوا را به داخل شش های خود فرو می برید­آرامش­درونی را وارد بدن خود می کنید. و وقتی که هوا را به بیرون می رانید تجسم کنید تمام نگرانی ها و تشویش ها را بیرون رانده اید. بدست آوردن­آرامش­به همین سادگی است پس سعی نکنید آنرا پیچیده نمایید

­

​





امتیاز : 3


طبقه بندی: عشق در روابط،
,

تاريخ : 10 مهر 1396 | 13:22 | نویسنده : مدیر | بازدید : 69

احساس­گناه­

احساس­گناه­چیست؟

احساس­گناه­در‌واقع نوعی حالت درونی است که در رده‌ی حالات احساسی منفی دسته‌بندی می‌شود و دارای ابعاد مختلفی از جمله غم و تنهایی است. مانند سایر احساسات، این احساس را نیز نمی‌توان به‌سادگی تعریف کرد.

طبق دیدگاه فروید­احساس گناه­ریشه در لایه‌های زیرین و پنهانی رفتار انسان‌ دارد. در نظریه‌ی روان‌پویشی فروید آمده است که ما به کمک مکانیسم‌های دفاعی‌مان قادر هستیم با احساس­گناه­مقابله کنیم. این احساس را با آگاهی بر زشتی و زنندگی امیال ناپسندمان تجربه می‌کنیم. فرویداحساس گناه­را با «عقده‌ی ادیپ» و «اضطراب اَختِگی» که در سومین مرحله‌ی رشد روانی‌-‌جنسی (مرحله‌ی آلتی) در حدود 3 تا 6 سالگی بروز می‌کند، مرتبط می‌داند.

فروید می‌گوید کودک در این مرحله به آن والدِ خود که جنس مخالف دارد، میل جنسی پیدا می‌کند. این امیال سرانجام در کودک سرکوب می‌شوند و به کشش جنسی به سایر هم‌سالان او تبدیل می‌شوند.
اِریک اِریکسون (Erik Erikson) که خود از شاگردان فروید بود، در پی انتقاد از محوریت تمایلات جنسی در نظریه‌ی فروید، نظریه‌ی دیگری ارائه می‌دهد و مفهوم گناه را از نو تعریف می‌کند. اریکسون معتقد است که­احساس گناه­در حدود سن 3 تا 5 سالگی شکل می‌گیرد و پیامد منفی سومین مرحله از مراحل هشت‌گانه‌ی رشد روانی‌-‌اجتماعی است که موسوم به «ابتکار در برابر­گناه» است. به عقیده‌ی اریکسون، کودک در این مرحله برای نخستین بار در زندگی به دلیل منع شدن از ابتکار عمل، با احساس سنگین­گناه­مواجه می‌شود.

کودک از خودبیانگری به وسیله‌ی اسباب‌بازی‌هایش می‌ترسد، زیرا تصور می‌کند که بروز احساسات واقعی، عملی غیرقابل قبول است. کودکانی که در این مرحله از رشد روانی‌-‌اجتماعی برای ابتکار عمل با ممنوعیت‌های شدید و غیراصولی والدین مواجه می‌شوند، این بازدارندگی به‌قدری درون‌شان رخنه می‌کند که در بزرگ‌سالی از هر نوع ماجراجویی و خطر کردن گریزان خواهند شد.


ناگفته نماند که درک درست احساس­گناه­از منظر نظریه‌های روان‌پویشی، نیازمند مطالعات دقیق و گسترده به‌ویژه در حوزه‌ی روان‌شناسی است. اما اگر هنوز با تعاریفی که تا اینجا ارائه کردیم ارتباط برقرار نکرده‌اید، توجه‌تان را به تعریف گناه از منظر شناختی جلب می‌کنیم.

­

از منظر شناختی،­گناه­احساسی است که فرد وقتی آن را تجربه می‌کند که بپذیرد به دیگران آسیب زده است. پیروان نظریه‌ی شناختی بر این باورند که احساسات ما از افکارمان ناشی می‌شوند. احساس­گناه­مستقیما زاییده‌ی این فکر است که فرد خود را مسئول نگون‌بختی دیگران می‌داند، حال آنکه ممکن است در واقعیت این‌گونه نباشد. این طرز فکر در حالت مزمن موجب می‌شود فرد دائما از این توهم که به دیگران آسیب زده است، در رنج و عذاب باشد.

­

احساس گناه

­

یک علت این احساس منفی، تمایل خود فرد است به تفسیر نادرست وقایعی که برایش اتفاق می‌افتند. علت دیگرش این است که هرگز در درستی نتیجه‌گیری‌های خود تردید نمی‌کند. در شناخت‌ درمانی معمولا سعی بر این است که به افراد یاد بدهند چگونه از شر افکاری که این باور غلط را به او تحمیل می‌کنند، رهایی یابد.

همچنین در جلسات­شناخت‌درمانی­به فرد آموزش می‌دهند که رفتارهای نادرست خود را بشناسد و اگر مورد حمله‌ی فرآیندهای ذهنیِ مرتبط با­احساس گناه­واقع شد، فرایندهایی از قبیل «فاجعه‌سازی» (فاجعه ساختن از پیشامدی ناخوشایند که آن‌قدرها هم فاجعه‌بار نیست) یا «تعمیم افراطی» (استنباط یک الگوی کلی از پیشامدی ناخوشایند و تعمیم دادن آن به سایر اتفاقات)، چگونه این حمله‌ها را مهار کند.


دیدگاه شناختی برخلاف دیدگاه روان‌پویشی به فرد راهکارهایی ارائه می‌دهد تا در هر پیشامد ناخوشایندی خود را سرزنش نکند. در این دیدگاه تأکید شده است که اگر افکارتان را تغییر دهید، می‌توانید احساسات‌تان را نیز متحول کنید. به بیان دیگر، هرگاه فرد به این نتیجه برسد که به ناحق خود را مسبب رنج دیگران می‌بیند، قادر خواهد شد چارچوب ذهنی خود را مجددا سامان ببخشد و سهم خود را در پیشامدهای ناخوشایند واقع‌گرایانه‌تر ببیند.


­

اثرات مخرب احساس­گناه­:

به جرات می گویم که احساس­گناه­یکی از بدترین احساساتی است که یک انسان ممکن است در طول زندگی اش با آن مواجه باشد و من از آن به عنوان غارتگر عزت نفس یاد می کنم.­احساس گناه­مانند اژدهایی می ماند که انگیزه، عزت نفس و امید شما را می بلعد.

در واقع کسی که احساس­گناه­می کند انگار که سر خود را در دهان یک اژدها گذاشته و در فضای دهان اژدها به سختی نفس می کشد و زندگی می کند.

احساس­گناه­زمانی که ادامه دار باشد، انگیزه هر گونه حرکت و پیشرفت را از شما می گیرد.می دانید چرا؟

چون همانطور که گفتیم غارتگر عزت نفس است که کسی که عزت نفس خود را از دست داده باشد شدیدا احساس بی لیاقتی و عدم شایستگی می کند. احساس عدم لیاقت همان چیزی است که از شما اجازه هر گونه رشد را می گیرد.

احساس­گناه، نمی گذارد که شما لذت بردن را دوباره تجربه کنید و احساس لذت را از شما می گیرد.
احساس­گناه، مانع از این می شود که شما از ته دل شادی کنید. شاد بودن را به منزله گناهی مجدد می داند و به شما خاطر نشان می کند که چطور می توانی شاد باشی وقتی چنین کاری انجام داده ای. واضح است که شما از ترس اینکه­احساس گناه­تان شدیدتر نشود از شادی کردن خودداری می کنید.

احساس­گناه، با خود احساس طرد شدگی و عدم دوست داشته نشدن از طرف خداوند و اطرافیان را با خود به همراه دارد. معمولا کسی که بابت اشتباهی چنین احساس ­دارد تصورش بر این است که خداوند دیگر او را دوست نداشته و توجهی به او نخواهد کرد. حتی منتظر عذابی سخت از طرف او هستند. همچنین فکر می کنند که از نظر دیگران نیز بی ارزش شده اند و دیگران برای آنها اهمیتی قائل نمی شوند.

وای از روزی که احساس­گناه­در شما تبدیل به یک عادت شود و شما در کنار این ­احساس زندگی کنید. قطعا شما را تبدیل به فردی افسرده و بی هدف می کند و طراوت و شادابی را مانند غارتگری از زندگی شما می رباید.


آیا احساس­گناه­فوایدی هم دارد؟

صد البته احساس­گناه­با خود اثرات مثبتی دارد. اما تنها به دو شرط :

اولا بسیار کوتاه باشد و حالت تلنگر برای شما داشته باشد.
دوما شما را ترغیب به جبران و عدم تکرار اشتباه کند.


در غیر این صورت احساس­گناه، هیچ فایده ای ندارد و فکر نکنید بااحساس گناه کردن و تلخ کردن زندگی به کام خودتان اشتباهتان جبران می شود. یا اینکه تصور کنید چون مستحق مجازاتید پس باید حالا حالاهااحساس­گناه­کنید.­احساس گناه­شما نه برای کسی که از شما ناراحت است فایده ای دارد و نه برای خودتان.البته به نظر من اگر توانستید بدون اینکه­احساس گناه­کنید به فکر جبران و عدم تکرار آن بیفتید دیگر نیازی نیست که حتما آن را تجربه کنید.



انواع احساس­گناه­:

احساس­گناه­از دو منظر قابل بررسی است :

برای رهایی احساس­گناه، مسلما لازم است که بین احساس­گناه­سالم و ناسالم تفاوت قئل شویم.باید ذهن خود را نسبت به انواع احساس­گناه، شفاف کنیم تا بتوانیم با آن برخورد مناسبی داشته باشیم.

­

احساس گناه

­

1.احساس­گناه­سالم:

احساس­گناه­به خاطر یک کار اشتباه.­اگر در زندگی با چنین مواردی روبرو شدید احساس­گناه­شما سالم است :

  • چیزی را بدون اجازه صاحبش برداشته اید و یا اینکه سَرَکی در آن کشیده اید
  • درباره کسی از روی غرض و فقط چون از او خوشتان نمی آید حرفی زده اید.
  • برای اینکه حرفتان را به کرسی بنشانید به کسی توهین و یا بی احترامی کرده اید.
  • برای خودشیرینی و رسیدن به هدفتان، به دیگران دروغ گفته و آنها را فریب داده باشید.
  • خودتان یا دیگران را تحقیر و خرد کرده و پشت آنها را عمدا خالی کنید.


2.­­ ­احساس­گناه­ناسالم :

احساس­گناه­به خاطر کار درستی که فکر می کنیم اشتباه است.
مثل زمانی که به پیشنهاد دوستی جواب منفی داده ایم چون بر اساس منطق و قوه تعقل مان به این نتیجه رسیدیم که نباید انجامش دهیم اما دائم خودخوری می کنیم که چرا جواب رد دادیم، نکند ناراحت شده باشد، نکند فکر کند که من نمی خواستم کمکش کنم و یا افکاری از این دست.



به طور کل در موارد زیر ما نباید احساس­گناه­داشته باشیم :

  • وقتی به دنبال لذت بردن از زندگی هستید
  • وقتی از دیگران توقع داشته باشید که با شما محترمانه برخورد کنند.
  • وقتی عقاید و احساسات خود را صادقانه ابزار کرده اید بدون اینکه قصد تغییر عقاید دیگران را داشته باشید.
  • از هر آنچه که توی زندگی خداوند به شما داده نهایت لذت را ببرید.
  • وقتی در موردی کاری از دستتان بر نمی آید.

­

در هر دو مورد­احساس گناه­داشتن اشتباه است و بی فایده است. چرا که هیچ کمکی به شما نمی کند و فقط فرصت، انگیزه و حس و حال شما را برای جبران اشتباه می گیرد.



راه هایی رهایی از احساس­گناه

­

کار را به عذاب کشیدن نکشانید

­

پیشگیری همیشه بهتراز درمان است. باور کنید اگر کمی فقط کمی قبل از گفتن هر سخن یا انجام هر کاری فکر کنید و حرف هایتان را بسنجید خیلی وقت ها از­عذاب وجدان­بعدی رها خواهید شد.

­

احساس گناه

­

اما به هر حال این حس هر از چند گاهی برای همه ما بروز خواهد کرد.
در این حالت با خود می گویید "من به قدر کافی سعی نکردم "



2. اصلاح خطا

به جای اینکه خودتان را آزار بدهید دست به کار شوید و خطاهاتان را اصلاح کنید شاید نتوانید به ایده آل های خود برسید اما لا اقل می توانید کاری کنید که اوضاع کمی بهتر شود و کمی احساس مفید بودن بکنید.
شاید یک عذرخواهی ساده،یک سلام و حتی خریدن یک جعبه شکلات هم دیگران را خوشحال کند و هم از عذاب وجدانتان بکاهد اگر موجب آزار کسی نشدید حتما خودتان را آزار داده اید که این هم بدان معناست که مهم ترین را آزرده کرده اید! یعنی خودتان.

از خودتان عذرخواهی کنید از خودتان دلجویی کنید! برای خودتان وسایل شادی و نشاط را فراهم کنید و بعد با مهربانی و گذشت خودتان را ببخشید!!

برخی از آدم ها می توانند لشکری از آدمیان که در حقشان ظلم کرده اند را ببخشند اما از کوچکترین خطاهای خود نمی گذرند و برای سالها خود را ملامت و سرزنش می کنند.
تنها نتیجه چنین کارهایی فقط کاهش عزت نفس شما و از دست رفتن اعتماد به نفستان است. به خودتان رحم کنید.



3.­درد دل­کنید

­

احساس-گناه

­

درددل کردن و صحبت از ناکامی ها و ناراحتی ها برای اغلب خانم ها کار ساده ایست اما برای بسیاری از آقایان کاری بس دشوار می نماید. اما باورکنید صحبت باکسی که دوستتان دارد به شما آرامش خواهد داد و کمک می کند کمتر در ذهنتان خود را آزار بدهید.

اما دقت کنید (این نکته بیشتر باید مورد توجه خانم ها باشد) موقعی که مشغول­درد دل­هستید از دایره انصاف خارج نشوید و مراقب باشید حرف هایی نزنید که بعدا عذاب وجدانتان را چند برابر کند!



4. سفرکنید

مسافرت گزینه خوبی برای رهایی از خود درگیری و خود آزاری است سفر می تواند یک روزه باشد یا حتی رفتن به یک پارک نزدیک منزل و خوردن بستنی و تماشای شادی و سرزندگی مردم شهرتان.
شاید هم سفری باشد به درون خودتان و یافتن چیزهایی که قبلا نمی دانستید.



5. نذری بدهید

بله چیزی که دوست دارید را بخرید و به دیگران ببخشید. فکر می کنید خدا به نذورات ما نیازمند است؟ مسلما نه اما وقتی چیزی که برای شما ارزشمند است را به دیگران ببخشید به شما کمک می کند تا احساس بهتری بکنید.
نذر کردن قرن هاست در اغلب فرهنگ های کهن وجود داشته و حس امید را در بشر زنده نگه می دارد.
نذر می تواند یک بسته شکلات میوه ای باشد تا .........



6. خود آزاری نکنید

­

خودآزاری

­

بعضی ها عادت دارند زمانی که دچار­عذاب وجدان­می شوند به جای اینکه به موقعیت پیش آمده ، کاری که کرده اند و حرفی که زده اند فکر کنند کل هستی شان، شعورشان و موجودیتشان را انکار و به خود سخت ترین کلمات را که دشمنشان هم نمی گویند می ­زنند به جای این کار تلاش کنید از بیرون به وضعیت موجود نگاه کنید.



7. پدر و مادر خوبی باشید

ایجاد و پیشرفت این عادات و حس­عذاب وجدان­از زمان کودکی تا به حال، چنان شما را رنج می دهد که به افسردگی های مزمن و نگرانی های ذهنی دچار می شوید، ­و به تدریج تأثیرات آن بصورت ناتوانی ها و عدم موفقیت در تمام مراحل زندگی نمایان می شود. شاید باورش سخت باشد ولی پایه و روند زندگی ما در بزرگسالی همان تجربیات، افکار و عادات ذهنی است که در سنین 2 تا 5 سالگی در ما شکل گرفته است و منشأ تمامی مشکلات و ناهنجاری های ما از همان سن شروع شده است.

حتماً همگی، این جملات را از کودکی به خاطر دارید؛ "تو باید همیشه اینچنین باشی...، تو هیچ وقت نباید...، تقصیر تو بود که...،"

تأثیرات منفی این جملات در حین سادگی، اینقدر از کودکی ذهن ما را تحت فشار قرار داده است که حتی در همان سنین کم درون ما ریشه دوانده است. بطور مثال، والدین شما موقع خرید چیزی برایتان می گفتند: "تو فقط کارت شده خرج کردن، هرچقدر پول داشتیم برای تو خرج کردیم!" و در این حالات است که بدون اینکه متوجه باشید از همان دوران، ­عذاب وجدان و احساس­گناه­در شما رشد کرده است.

در این راه بهتر است از کودکی با بچه ها از طریق بیان دلیل و منطق برخورد کنیم و آنها را از انجام کاری باز داریم نه با سرزنش و توبیخ.
اما الان نگذارید گذشته های دور آینده زیبایتان را خراب کند.



8. به داشته هایتان ببالید

به آنچه دارید ببالید و بیشتر به آنها توجه کنید لازم نیست همیشه نداشته ها و خطاها یتان را ببینید. اگرچه گفته اند ترک عادت موجب مرض است اما ترک این عادت نه تنها موجب مرض نمی شود بلکه شما را زنده و سالم می کند .
چون به کسی که دائم مشغول سرزنش خویش است نمی توان زنده اطلاق کرد.
زنده شوید.



9. از بیان اشتباهاتتان نترسید

اعتراف به اشتباه درحضور دیگران عین شجاعت است. اگر فکر می کنید لازم است به کسی بگویید که کارتان اشتباه بوده و پشیمانید این کار را انجام بدهید. به واکنش وی هم کاری نداشته باشید این کار را برای خودتان بکنید.



10. فراموش می کنید

یکی از بزرگترین نعمت هایی که خدا به بشر داده و ما هر روز بابت آن باید شکرگذار باشیم نعمت فراموشی است. در غیر این صورت چطور می توانستیم از دست دادن عزیزانمان را تحمل کنیم . پس از وارد آمدن مصیبت های فراوان قد علم کنیم.
پس دیر یا زود این مشکل را هم فراموش خواهید کرد و شاید روزی به این روزها بخندید .
خودتان را درگیر نکنید.

­





امتیاز : 2


طبقه بندی: عشق در روابط،
,

تاريخ : 10 مهر 1396 | 13:09 | نویسنده : مدیر | بازدید : 150

چگونه­احساسات­خوب­را وارد زندگیمان کنیم؟

­


چگونه می توانیم شادی و شادمانی را به زندگی خود راه دهیم و­احساس­درماندگی و شکست‌خوردگی را از زندگیمان بیرون برانیم در این زمینه باید ذهن و روح خود را تقویت کنید شادی واقعی چگونه قابل دستیابی خواهد بود خواب خوب ،افزایش حس قدردانی و شکرگزاری،قدرت انتخاب کردن‌ ،لذت بردن از موارد کوچک اما دوست داشتنی و بسیاری موارد دیگر می توانند به شما در­احساس­بهتر داشتن در زندگی کمک کنند .

احساس­خوب
گاهی گردش پرگار تقدیر در دست تو نیست...
باید بنیشینی و نظاره کنی ...
اما "مرکــــــــــــــــز" را که درست انتخاب کرده باشی، "دلت قرص باشد"...
دیگر هر چه می خواهد بچرخد ...
*ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ راضیه مرضیه*



داشتن­احساس­خوب در زندگی دارای دو بخش است:
­

بخش یک :­آن، یادگیری اندیشیدن به خود، با اتکا به روش‌های سلامت بخش است. این یک مهارت آموختنی است، هیچکس چه زن و چه مرد آن را به صورت فطری در خود ندارد. گاه باید مانند کودکان بکوشیم تا اعتماد به نفس و عزت نفس به دست آوریم. اگر این کار را نمی‌کنیم، باید به مثابه یک بزرگسال بکوشیم تا راه دستیابی به اعتماد به نفس و عزت نفس را بیابیم.
­
بخش دوم:­داشتن­احساس­خوب در باره زندگی در گروه، پاسخگویی به سئوالاتی از این دست است: آیا خودم را موفق می‌دانم؟ آیا برای رسیدن به راه‌های اعتماد به نفس اندیشیده‌ام؟ و ...



­
در اینجا 10 شیوه برای کسب­احساس­شادمانی در زندگی ارائه می‌دهیم:
­

1) هرگز از پرسش کردن باز نمانید.

هرگاه از انجام کاری دل‌زده و خسته شدید، از خودتان بپرسید: "به چه نحوی، کاری را که انجام می‌دهم، به من در رسیدن به هدف نهایی‌ام یاری می‌کند؟" "چگونه می‌توانم کارم را بهتر، سریع‌تر، ساده‌تر، آسان‌تر و سرگرم کننده‌تر انجام دهم؟"



­
2)­احساس­نا امیدی را از خودتان دور کنید.

­

ناامیدی

درباره خودتان و دیگران کنجکاو باشید و به خود و دیگران علاقه نشان دهید، از چاپلوسی، خودشیفتگی، موذی‌گری و ... بپرهیزید! هرگز فکر نکنید راهی را که پیش گرفته‌اید، آخرین راه است. پیوسته به دنبال گزینه‌های دیگر باشید.



­3) ضعف‌های خودتان را بپذیرید

هر کس ضعف‌هایی دارد. این واقعیتی است! به جای فرو ماندن در ضعف‌های خود و گرفتار شدن در دام یأس و نا امیدی، بکوشید بر ضعف‌هایتان غلبه کنید و با ضعف‌هایتان دوستی کنید تا دشمن روانتان نشود.



­4) یادگیری را هرگز فراموش نکنید.

مغز، ماهیچه‌ای مانند سایر ماهیچه‌هاست. اگر مغزتان را با یادگیری و اندیشیدن ورز ندهید، ورزیده نمی‌شود. برای پرورش مغز باید آن را با فعال کردن از طریق یادگیری عملی کرد.



­5) از مطلق‌گرایی دوری کنید.

ما در گستره‌ای از نسبیت‌ها زندگی می‌کنیم. تلاش کنید از هر چیزی به نسبتی که می‌توانید بهره بگیرید. هیچ کس در زندگی همیشه نمی‌تواند نمره بیست بگیرد، ولی می‌تواند همیشه بیشترین تلاشش را انجام دهد و از نتیجه به دست آمده خرسند باشد، خواه پیروز باشد، خواه شکست خورده.



­6) با خودتان صادق و رو راست باشید.

صادق نبودن با خود آسیب رسان‌تر از احترام نگذاشتن به خود است. مواردی را که با خودتان رو راست نبوده‌اید بنویسید و راه صادق بودن را با تفتیش خطاهای خود بیابید.



­7) گیاهی را که دوست دارید پرورش دهید.

گلی را در باغچه یا گلدان بکارید و آن را به زندگی‌تان تشبیه کنید. همان طور که شاداب ماندن گل به رسیدگی و پرورش نیاز دارد، زندگی خودتان هم نیاز به مراقبت، تقویت، پرورش و ... دارد.



­8) در گذشته زندگی نکنید

اجازه بدهید غبار گذشته از شانه‌هایتان فرو ریزد و دانه‌های شفاف و نورانی آن، راه فرا رویتان را روشن سازد. هر اندازه در تیرگی گذشته گام بردارید از روشنایی آینده دورتر خواهید شد. فروماندن در گذشته، فروماندن در سیاهی است. باید گذشته را به پرسش کشید و ناپاکی‌هایش را گرفت و زنگارهایش را زدود و از آن به مثابه عنصری برای پی ریختن آینده و شادمانه زیستن در حال بهره گرفت.


­

9) در "حال" شنا کنید

­

زندگی درحال

­

وقتتان را بر سر آنچه نمی‌توانید کنترل کنید سپری نکنید. به مردم و اطرافیانتان عشق بورزید. مهرورزی یکی از راه‌های شادمانگی است! بر آنچه می‌توانید کنترل کنید، متمرکز شوید. شما می‌توانید بخوانید، لبخند بزنید، بخندید، به دیگران کمک کنید، به سپاسگزاری بپردازید، کار کنید و ...


­
10) همچون کوه استوار باشید

حقوق خودتان را باز شناسید و به حقوق اجتماعی آگاه شوید. برای رسیدن به حق خود پیوسته بکوشید. تلاش شما میزان دستیابی به حقوقتان را مشخص می‌کند.



هر گاه­احساس­کردید که پشتیبانی و تقدیری مطابق با رویا هایتان از دیگران دریافت نکرده اید، این راهکار ها را به کار ببندید


تفکر توجه کردن به لحظه

ابن راز را همواره به یاد داشته باشید: حرف زدن بسیار ساده تر از عمل کردن است، اما به هر حال باید عمل کرد.

همچنان به لحظه فکر کنید و بر رسالت تان متمرکز شوید. هر چند تحقق این امر آسان نیست، راهی اثر بخش برای زنده بودن است.

مغز انسان با حفظ تمرکز و توجه، کمتر دچار افسوس و حسرت خواهد شد؛ بنابراین هر گاه که­احساس­خوبی نداشتید به مسیرتان ادامه دهید. ناراحتی خود را به زبان آورید و درباره اش صحبت کنید. سپس به کار خود برگردید و از تأمل بیش از حد درباره آن موضوع اجتناب کنید.

هنگامی که ما با خود و رسالت مان به عنوان آدمی صادق هستیم، کار و زندگی صادقانه مان، ما را به مکان های مثبت و آرزو هایمان خواهد برد.


­

هم بپرسید و هم بگویید

اگر­احساس­می کنید که کنار گذاشته شده اید یا مورد پشتیبانی قرار نمی گیرید، با افرادی صحبت کنید که پشتیبانی شان برای شما از همه چیز مهمتر است. به آنها بگویید که چه چیزی را تجربه می کنید. سپس به آنها بگویید که­احساس­می کنید باید چگونه مورد پشتیبانی قرار گیرید. تنها در دنیای ایده آل، افراد امور مهم زندگی ما را نگفته می دانند!

اما در دنیایی واقعی قرار نیست که این اتفاق بیفتد. بنابراین به دیگران بگویید که دوست دارید چه چیزی را بشنوید یا اینکه دوست دارید چگونه مورد پشتیبانی قرار بگیرید.


­

کمی خودتان را جای دیگران بگذارید

هر لحظه که این فکر در ذهن مان خطور می کند که فلانی و فلانی درباره ما چه فکری می کنند؛ اما تا به حال به این مسأله فکر کرده ایم که دیگران با وجود مشکلاتشان شاید اصلا درباره ما فکری نکنند؟

­

برخی اوقات به قدری درگیر زندگی روزمره مان هستیم که متوجه نمی شویم که چطور نا خواسته بر اطرافیان مان تأثیر می گذاریم. اکنون برای یک لحظه هم که شده خود را به جای دوستتان بگذارید. اگر او در گذشته عشق و حمایت خود را نثارتان کرده، احتمالا امروز از عمد شما را نادیده نگرفته است؛ او فقط مشغله دارد.


­

برای­موفقیت­اقدام مهم خود را انجام دهید

داشته هایتان را بستایید، زیرا شما از صمیم قلب می دانید که شایستگی اش را دارید. شما دستاورد و تغییر بزرگی را در زندگی تان ایجاد کرده اید، بنابر این چرا باید با­احساس­تأسف برای خودتان، شاذی تان را خراب کنید؟

شکی نیست که شنیدن تحسین از زبان دیگران خوب است؛ اما اگر این گونه نیست، آن را به فرصتی تبدیل کنید تا به خودتان عشق بورزید. احتمالا این روزها فراموش نکرده اید که برای خودتان گل بخرید!


­

ظاهرسازی نکنید

واقع بین باشد، بعضی اوقات دیگران به سادگی با تغییرات مورد نظر شما موافقت نمی کنند. البته این مسأله دلایلی دارد، اما دلایل مهم نیستند؛ زیرا شما می دانید که برای بهبود شرایط زندگی تان باید این تغییرات را انجام دهید و همه نیز حرف شما را نخواهند فهمید. در نتیجه منصفانه نیست از همه اطرافیانتان انتظار داشته باشید که به اندازه شما رشد کرده و تغییر کنند.

با خوتان صادق باشید و با اطرافیان با احترام و دلسوزی رفتار کنید. مادامی که این رفتار را از خود نشان دهید به نتیجه رسیدن یا نرسیدن فعالیت تان چندان اهمیتی ندارد، زیرا همواره کسی شما را پشتیبانی می کند، چه شما او را ببینید چه نبینید.

­

­





امتیاز : 3


طبقه بندی: عشق در روابط،
,

تاريخ : 9 مهر 1396 | 12:44 | نویسنده : مدیر | بازدید : 169

خودخواهی­چیست؟

­

رفتار­خودخواهانه­اغلب به عنوان غیر­اخلاقی­توصیف می شود. یک شخص خوب اول به فکر دیگران است.به گفته برخی از کارشناسان،­رفتار­خودخواهانه نه تنها غیر­اخلاقی­است، بلکه برای رفاه­روانی­خود نیز بد است. سونیا لووبومیرسکی، روانشناس مشهور مثبت، مقاله ای را مطرح کرده است که ادعا می کند این تحقیقات از ضرب المثل چینی حمایت می کند: "اگر شما یک زندگی طولانی برای شادی می خواهید، به دیگران کمک کنید.


بنابراین،­خودخواهی­(اول فکر خود) خوب یا بد است؟ وقتی سوالاتی مثل این مطرح می شود، اولین پاسخ من این است که بپرسید «برای چه (یا چه کسی) خوب است؟» بنابراین سوال عمیق تر، همانطور که می بینم، این است که "چه کسی از­خودخواهی­سود می برد؟"­

افراد­خودخواه­نمی توانند دوستان خود را حفظ کنند، زیرا به سبب توقعات نابجا، آنان را از دست می دهند. انسانهای­خودخواه­اگر خدمتی درحق دیگران انجام دهند هرگز آن را فراموش نکرده و همواره آن را به رخ طرف مقابل می کشند. اما اگر دیگران خدمات بزرگی درحق آنها انجام دهند خیلی زود آن را فراموش می کنند و در مقابل زحمات آنان قدردان نیستند. مگر این که امید برخورداری های دیگری داشته و برای جلب منافع بیشتردر مقام قدردانی برآیند، اما چون امید تمتع را از دست دهند همه آن خدمات را فراموش می کنند از این رو قدر ناشناسی یکی از ویژگی های بارز آنها ست.

­

مقاله مرتبط: سلامت روان چیست؟

­

اما انسانهای وارسته خدمات خود را در حق دیگران فراموش می کنند و هرگز به رخ طرف مقابل نمی کشند و اگر کسی در حق آنان نیکی کند و لو این نیکی ظاهرا بسیار کوچک و کم­اهمیت باشد هرگز آن را فراموش نمی کنند و در فرصت های مناسب وظیفه قدر شناسی را به جای می آورند.



چاپلوسی و تملق

­

چاپلوسی و تملق

­

یکی از آثار­خودخواهی­این است که فرد مبتلا، چون نمی تواند­کرامت­نفس و مناعت طبع و عزت انسانی را درک نماید و از سویی هواهای نفسانی و تنها جلب منافع و لذائذ مادی و حیوانی برایش مطلوب و پسندیده است، برای جلب منفعت و به کارگیری­اخلاق­انتفاعی به ثناگویی بیجا و­چاپلوسی و تملقمی پردازد و بدین و سیله شخصیت انسانی خود را تنزل می دهد.


­

حسادت کردن

­

حسادت کردن

­

یکی از آثار سو­خودخواهی­در­روابط­اجتماعی این است که انسان­خودخواه­چون همواره و در همه جا خواهان برتری خویش است، لذا در صورتی که امتیازی برای دیگران ببینند که تفوق خیالی او را از بین برده یا مورد پرستش قرار داده می کوشد به هر وسیله ممکن، امتیاز رقیب خود را ضایع و به نحوی توجیه کند.

­

مقاله مرتبط: اسرار قدرت ذهن ناخودآگاه

­

پنهان کردن عیوب خود

همچنین­خودخواهی­سبب می شود که انسان عیب های خود را پنهان کند و به فکر اصلاح خود نباشد. بسیاری از دزدان و و جنایتکاران خود را افرادی صالح و پاک و خیرخواه می دانند.
­


خودخواهی­چیست؟

­

در فرهنگ ما از­خودخواهی­به عنوان یک صفت مطلقا منفی و نامطلوب یاد شده که اغلب موجب برداشت غلط و کج فهمی می شود. و از آنجا که درروانشناسی­و­اخلاق­تعریف مشخص و قطعی برای آن ارائه نشده نیاز به بررسی بیشتر برای درک معنی آن است.

­الف

­

خودخواهی

­

­

اگر معنی­خودخواهی­را مترادف با ” نارسیسم” یا ” خود شیفتگی” یا ” خودمحوری” و یا ” خودبینی” بدانیم که در آن شخص فقط دنیای درون و خواسته های خودش را درست و بر حق می داند یا به عبارت دیگر چشم و گوشش بر همه چیز کور و کر است به جز علایق خودش، آنگاه این یک صفت منفی و خطرناک است و به درجات مختلف در کودکان، افراد عصبی، دیکتاتورها،جنایتکاران و دیوانگان دیده شده است.

2- اما اگر­خودخواهی­به معنای­احترام­به خواسته ها و شناختن حق خود برای زندگی کردن،عشق­ورزیدن به خود و داشتن حقوق طبیعی و نعمت های زندگی باشد آنگاه یک صفت مثبت و ارزشمند است.

­

مقاله مرتبط: اعتماد به نفس کاذب چیست؟

­

ویژگی افراد خودخواه

1. افراد­خودخواه­به هر دستاویزی متوسل می‌شوند تا تصویری که از خودشان در ذهن دارند (خودانگاره)، خراب نشود. این افراد ایده‌آل‌گرا هستند و معمولا دنیای محدودی دارند، دنیایی که از بایدهای خیلی زیادی ساخته‌ شده است. افراد­خودخواه­تمایل عجیبی به تحمیل باورهای خود دارند و همه‌ی تلاش‌شان را می‌کنند تا دیگران را متقاعد کنند که دنیای اعتقادی خودشان برتر است. این افراد اغلب اگر تأییدشان نکنید، از شما بیزار می‌شوند.



2. افراد­خودخواه­معمولا دوستان زیادی دارند، اما فقط به ظاهر، چرا که این افراد صرفا به تعداد دوستان‌شان اهمیت می‌دهند و بیشترِ دوستی‌هایشان هیچ کیفیتی ندارند. آنها می‌توانند طوری­رفتار­کنند که خیلی جذاب به نظر برسند، اما نیت‌شان در اصل جذب افرادی است که حباب توهمات‌شان را پایدارتر می‌کنند. افراد­خودخواه­به خوبی می‌دانند چگونه عده‌ی زیادی را به خودشان جذب کنند، اما بیشتر با افرادی همراه می‌شوند که بتوانند به وسیله‌ی آنها به خودخواهی‌ خود پر و بال بدهند.



3. افراد­خودخواه­احساس نقص می‌کنند و دقیقا به همین دلیل است که از دیگران برای پر کردن خلأ درونی خود استفاده می‌کنند.



4. افراد­خودخواه­تحمل دیدگاه‌های مخالف را ندارند. این افراد ارزش دیگران را پایین می‌آورند و آنها را در جایگاه پایین‌تری نسبت به خودشان می‌بینند. افراد­خودخواه­چون اعتماد به نفس ندارند، در عوض سعی می‌کنند خودشان را با تحقیر کردن دیگران بالا بکشند. این افراد معمولا حاضر نیستند از نقطه نظرات خود کوتاه بیایند و خیلی اوقات روی دیدگاه‌هایی پافشاری می‌کنند که متأسفانه معتبر و قابل استناد نیستند، چرا که مثلا برای باهوش‌تر به نظر رسیدن فقط جلد مجلات را می‌خوانند و نسبت به دانسته‌های کم‌عمق خود­

نیز شدیدا متعصب هستند. اگر با دیدگاه‌ افراد­خودخواه­مخالفت کنید، ممکن است شما را سخت به باد انتقاد بگیرند.



5. افراد­خودخواه­معمولا روابط‌شان پایدار نیست. دیگران در نظر این افراد به دو دسته‌ی خیلی خوب و خیلی بد تقسیم می‌شوند. اگر چاپلوسی‌ کنید یا خواسته‌هایشان را برآورده سازید، در دسته‌ی خوب‌ها و در غیر این‌صورت در دسته‌ی بدها قرار خواهید گرفت. به عبارت دیگر، آنها این قابلیت را دارند که در یک لحظه دوست‌تان داشته باشند و در لحظه‌ای دیگر به دشمن‌تان تبدیل شوند.


خودخواه باشیم یا نه؟

پس­خودخواهی­بد نیست مگر اینکه معنای اول آن در ما ظهور کرده باشد.در بعضی موارد انسان ها نه تنها­خودخواه­نیستند بلکه زندگی و وقت شان را بدون هدف وقف دیگران می کنند تا جایی که خودشان را به کل فراموش کرده و این مسیر را آنقدر ادامه می دهند که در نهایت خسته شده و خود را قربانی خواسته ها و علایق دیگران می بینند.

مراقب باشید که تا چه اندازه برای دیگران انرژی و زمان اختصاص می دهید و این را بدانید که بیشترین مسئولیتی که ما بر عهده داریم مسئولیت در قبال خودمان است و باید در ابتدا به دنبال اهدافی باشیم که از قبل برای آنها برنامه ریزی کرده ایم.

­





امتیاز : 3


طبقه بندی: عشق در روابط،
,

تاريخ : 8 مهر 1396 | 15:11 | نویسنده : مدیر | بازدید : 105

8 راه برای­جلب توجه­با قانون جذب


در مورد­جذب­انسانها و اینکه ما چه کسانی را جذب می‏کنیم، نمی‏توان افرادی را که حضورشان در زندگی ما به دست خودمان نبوده و ناچارا در زندگی ما وارد شده‏ اند را به حساب آورد، مانند پدر، مادر، برادر، معلم، همسایه و … . اما­جذب­دوستان و همسر مسئله‏ای است که تا اندازه‏ای می‏توان در آن به صورت اختیاری عمل نمود.

­

ما همیشه افرادی را­جذب­می‏کنیم که مانند ما اندیشیده و نیز رفتاری مانند خودمان دارند اما نه تنها دقیقا شبیه خودمان، بلکه بسیار بیشتر و شدیدتر از خودمان در آن رفتار و تفکرات زندگی خود را سپری می‏کنند.

­

برای مثال اگر ما روزی 2 بار غیبت کرده و دروغ می‏گوییم، فردی را­جذب­خواهیم کرد که روزی 50 بار دروغ گفته و غیبت می‏کند. همچنین مثلا اگر ما تا انداز20 نمره امیدوار به رحمت خدا هستیم، فردی را­جذب­می‏کنیم که به اندازه 200 نمره به رحمت خدا اطمینان و یقین دارد.



1.­­ ­اهداف بلند مدت خود را بنویسید

باب Proctor و دیگر معلمان توسعه شخصی می گویند یکی از مهم ترین چیزهایی که می توانید انجام دهید این است که از لحاظ جسمی هدف خود را بر روی یک تکه کاغذ بنویسید و روزانه به آن مراجعه کنید. شما می توانید آن را بر روی آینه در حمام چسبناک قرار دهید یا آن را در کیف پول خود نگه دارید. هرجایی که شما قرار می دهید ، مطمئن شوید که شما هر روز آن را مشاهده می کنید. با انجام این کار شما در جهان می خواهید به­اهداف­خود برسید و در طول زمان، جهان تحقق یابد.

­

مقاله مرتبط:چگونه مرد مورد علاقتون را به سمت خودتون جذب کنید؟

­

2.­­ ­استفاده از تاییدیه ها

جملات­ثروت، موفقیت، لذت، خنده، پول نقد یا هر کلمه ای که به شما شادی می دهد را بنویسید. این کلمات باید برای شما مثبت و درست باشد. قبل از رفتن به رختخواب، این عبارات را به مدت حداقل 5 دقیقه آماده کرده و با صدای بلند بخوانید. اضطراب و انرژی اضافی را به عبارات اضافه کنید تا منحنی یادگیری را اجرا کنید. با گذشت زمان، ذهن ناخودآگاه شما به سمت عمل حرکت خواهد کرد و شروع به جستجو برای بهترین راه برای رسیدن به­اهدافخود کنید.

انتظار نداشته باشید نتایج فوری از تصدیق ها را مشاهده کنید، اما در عوض، بهبود تدریجی در طول زمان را مشاهده خواهید کرد. در نهایت این ایده ها طبیعت دوم خواهند شد و تغییر در زندگی شما بی وقفه اتفاق می افتد.

­



3.­­ ­هرآنچه را که پس از بدست آوردن­احساس­خواهید کرد، الان­احساس­کنید

­

جلب توجه

­

از خودتان بپرسید : اگر به شرایط مالی ایده آلتان دست پیدا کنید، چه احساسی خواهید داشت؟ آیا احساسِ آزادی امنیت یا هرچیز دیگری خواهید داشت؟زمانی که توانستید­احساسات­پس از داشتن را­احساس­کنید، هرکاری میتوانید انجام دهید تا آن­احساسات­را در روز بیشتر داشته باشید. تصویر سازی کنید، به محله های ثروتمندان بروید و قدم بزنید یا هرکار دیگری.شما باید­احساسات­را جدی بگیرید زیرا منبع اصلی دریافتی های زندگی تان است…

­

مقاله مرتبط:قانون جذب چیست؟چگونه عمل می کند؟

­

4.­­ ­فکرکردن به­احساسات­مثبت و رد شدن از افکار منفی

برای زنده ماندن در حالت ثابت از ارتعاشات مثبت، باید­احساسات­مثبت را مجاز بدانید و به آن ها فکر کنید. با فکر کردن به افکار مثبت ذهن ناخودآگاه به سمت­احساسات­مثبت ­روانه می شود.­احساسات­منفی باید مورد بررسی و درک قرار بگیرند، اما هرگز به ذهن خود اجازه داده ندهیدکه زمان زیادی به آن ها فکر کند.

در واقع، وضعیت روحی شما کاملا تحت کنترل شما است اگرشما انتخاب کنیدکه به چه چیزی فکرکنید. جهان با شادی و شگفتی فراوانی پر می شود وهمیشه به نیمه ی پرلیوان نگاه کنید نه نیمه ی خالی لیوان. این­احساس­مثبت به محیط زیست وارد می شود و چیزها و افراد ودوستان را به شما جذب می کند. با باقی ماندن در حالت منفی شما مردم و موقعیت های منفی را به زندگی خود جذب خواهید کرد. به یاد داشته باشید، شما فکر می کنید سرنوشت شما را کنترل می کند، بنابراین با دقت فکر کنید.



5.­­ ­شرکت در فعالیت های مثبت

شرکت در فعالیت هایی است که بدن، ذهن و روح شما را آرام می کند. به خاطر داشته باشید که در طبیعت خود شما وحشی هستید و بهترین زمانی که از شهر و طبیعت دور هستید­احساس­خوبی خواهید داشت. از کامپیوتر خود بیرون بیایید و به جای رفتن شهربه جنگل بروید. طبیعت دارای ارتعاش کامل است و شما باید زمان زیادی را در زمینه میدان های ارتعاشی مثبت صرف کنید.

هنگامی که شما در فعالیت در فضای باز شرکت می کنید، همه ی فکرتان را به لیست کارها و مسائل مربوط به کار نگذارید. در عوض، ­خود را در تصویری مجسم کنید که به آرزوها و رویاهای خود رسیده اید. یک ترفند برای آوردن ذهن شما به لحظه حاضر، تمرکز کردن و تنفس عمیق بکشید. مطالعات نشان می دهد که مشارکت در این فعالیت ها می تواند غرایزش های اولیه شما را به سطح برساند و باعث شود که شما زنده بمانید.

­

مقاله مرتبط: چگونه یک رابطه سالم بسازیم؟


6.­­ ­ایجاد شانس پیروزی با تقویت قوای بدنی

عرق کردن یک راه عالی برای آزاد کردن اندورفین ها و بهبود روحیه شماست. من ترجیح می دهم که فعالیت های جسمانی را که واقعا در آن لذت می برم، شرکت کنم، بنابراین من در حال کار کردن و داشتن یک زمان خوب هستم.

­

تقویت قوای جسمی

­

البته چیزهایی مانند غواصی،دوچرخه سواری، پیاده روی، کوهنوردی، و یا هر چیز دیگری آن را قطعا به خلق و خوی شما کمک خواهد کرد. شما همچنین می توانید از چیزهایی مانند دوش آب داغ، سونا، حمام گرم و اتاق بخار استفاده کنید تا عرق خوبی داشته باشید. آنچه که شما ترجیح می دهید انجام دهید، مهم است که بدن سالمی داشته باشید. هنگامی که این دو را در همان زمان ترکیب می کنید، واقعا می توانید به بهبود روح و بدن خود کمک کنید.

­


7.­­ ­از­موفقیت­دیگران لذت ببرید

یکی از مثبت ترین چیزهایی که می توانید در زندگی خود انجام دهید خوشحالی برای­موفقیت­دیگران است.

­

خوشحالی از موفقیت دیگران

­

اگر شما در­موفقیت­دیگران شادی نکنید، حرکت به مکان خلاقانه امکان پذیر نیست. در حقیقت، شما باید چنین ذهنیتی داشته باشید که در شما خوشحال می شوید وقتی اطرافیانتان به­موفقیت­می رسند. گفته های قدیمی می گوید: "یک­موفقیت­،موفقیت همه کشتی ها" است و این سخنان بهموفقیت­در کسب و کار و زندگی می پردازد.

برای­موفقیت­سایرین خوشحال باشید که برای شما­موفقیت­بیشتری به همراه خواهد آورد. شما باید در کارهایی که انجام می دهید، تا حد زیادی اعتماد داشته باشید و خوشحال باشید که دیگران در اطراف شما پیروز می شوند. در عوض، هنگامی که به رویاهای،­اهداف­و آرزوهایتان دست می یابید، آنها برای شما خوشحال خواهند شد.



8.­­ ­فراموش نکنید که به یادگیری ادامه دهید

مهم نیست که چقدر هوشمند هستید ،همیشه سعی کنید هرچه بیشتر درباره شادی،­موفقیت­و معنویت یاد بگیرید. هزاران نفر از افرادوجود دارندکه هرکدام دیدگاه منحصر به فرد خود را دارند که می توانید از آنها برای بهبود افکار خود کمک بگیرید.. شما لازم نیست 100٪ با هر یک از افراد موفق ،موافق باشید تا چیزی از آنها یاد بگیرند. در عوض، فقط 1 یا 2 عدد رمز طلایی را که برای شما مفید است ­را به دست آورید و بقیه را نادیده بگیرید.





امتیاز : 3


طبقه بندی: عشق در روابط،
,

تاريخ : 7 مهر 1396 | 10:57 | نویسنده : مدیر | بازدید : 119

روانشناسی­دروغ

­


تعریف­دروغ­:

دروغ، سخن بر خلاف حقیقت است و دروغ گو کسى است که بر خلاف حقیقت،خبرى می ‏دهد.

این ویژگی ناپسند از صفات سخن است و دروغ گویى از صفات سخن گو و این دو همیشه باهم یار نیستند. یعنی این که می ‏شود سخنى­دروغ­باشد، ولى گوینده‏ اش دروغ گو نباشد، چنان که‏ ممکن است کسى دروغگو ، ولى سخنش­دروغ­نباشد، بلکه راست و مطابق‏ حقیقت‏ باشد. این صفت مخصوص انسان های دو رو و منافق است که دل و زبانشان با هم یکی نیست.

در عین حال­دروغ­علاوه بر بعد زبانی شیوه‌های دیگری همچون اشاره، سکوت، نگارش، تدلیس و زیبا جلوه‌ دادن، تعارف، تعریف با حذف واضافه، تحریف و کتمان را نیز شامل شود.
دروغ­معمولا بیانی خلاف واقع و یا کتمان یک واقعیت است و عملی است که فرد کم و بیش به طور عمدی سعی می کند گفتار یا عمل نادرست را در ذهن دیگران درست و حقیقی جلوه دهد.

دروغ­در واقع سخن و مطلبی است که مطابق با واقع و حقیقت نیست یعنی بین آنچه که توسط فرد بیان می شود و آنچه در جهان خارج وجود دارد در رابطه منطقی و صحیح وجود ندارد.

­

دروغ

­

دروغ گویی یک صفت ناپسند است که بعضی از افراد بدان مبتلا هستند و در میان بعضی چنان شایع است که گویی به صورت عادت تلقی می شود .

اکثر والدین از این امر شکایت دارند که علی رغم این که تمام امکانات خود را برای تربیت صحیح فرزندشان بکار برده اند و برای راست گویی آنان از هیچ کوششی دریغ نورزیده اند، با این وجود، فرزندشان­دروغ­می گوید . باید توجه داشت که این لغزش از دوران کودکی­پایه گذاری شده است; زیرا وقتی کودک در روزهای اول زندگی توانایی سخن گفتن را پیدا می کند و قادر به حرف زدن می شود، حتی اگر دروغ بگوید، چون سخن او برای والدین شیرین است، در نتیجه، با خنده و شادی از او استقبال کرده و او را مورد تشویق قرار می دهند; غافل از این که همین امر موجب رشد این نابهنجاری در کودک می شود و بدین سان شخصیت کودک شکل می گیرد .


­

دروغ­معمولا بیانی خلاف واقع و یا کتمان یک واقعیت است و عملی است که فرد کم و بیش به طور عمدی سعی می کند گفتار یا عمل نادرست را در ذهن دیگران درست و حقیقی جلوه دهد.
دروغ گویی­بیشتر جنبه آموختنی(اکتسابی) دارد زیرا انسان ها فطرتا و ذاتا دروغگو نیستند، بلکه دروغگویی را از محیط زندگی خود مانند خانواده، مدرسه و بطور کلی از اجتماع آموخته اند. حتی می توان به جرات گفت که پایه و اساس دروغگویی (بخصوص در کودکان و نوجوانان) از خانواده شروع می شود.

­

دروغ­اقسام گوناگونی دارد که از آن میان می‌توان به:

دروغ‌گویی زبانی، ریا و تظاهر، نفاق و دورویی، کتمان حقیقت، نقض عهد و پیمان و هر چیز نادرست و ناراستی اشاره کرد.

­

مقاله مرتبط:روان شناسی شخصیت

­

پیامدهای دروغ گویی

­

دروغ گویی مانند سایر بیماری های روانی و عاطفی، ابتدا از یک مساله ساده کوچک آغاز می شود و چنان چه به موقع درمان نشود، به یک بیماری روحی تبدیل می شود که مشکلات بسیاری را برای فرد مبتلا و دیگران فراهم می سازد . از نظر روانی،­دروغ گویی­برقرار کردن نوعی رابطه بیمار گونه با دیگران است که علاوه بر شخص، دیگران را نیز دچار ناراحتی و مشکل می کند .

دروغ گویی عامل اصلی فسادهای دیگر است، به طوری که شاید بتوان گفت کلید ورود به سایر فسادهاست .

«در یک کنفرانس سراسری آموزش و پرورش در سانفرانسیسکو گفته شد، تا وقتی که مدارس آمریکا نتوانند نسلی که­دروغ­نگوید، افترا نزند، قانون نشکند و به حقوق دیگران تجاوز نکند، به وجود آورند، نمی توانند خود را موفق­بدانند . تدریس، خواندن، نوشتن، دانش، و هنر کافی نیست و نمی تواند هدف اصلی آموزش و پرورش باشد، بلکه مهم ترین وظیفه آموزش و پرورش، تدریس­دروغ­نگفتن است که عامل اصلی تمام فسادهاست .»


­

دروغ گویی مانند سایر بیماری های روانی و عاطفی، ابتدا از یک مساله ساده کوچک آغاز می شود و چنان چه به موقع درمان نشود، به یک بیماری روحی تبدیل می شود که مشکلات بسیاری را برای فرد مبتلا و دیگران فراهم می سازد.

به هر حال دروغگویی هر دلیلی که داشته باشد مسلما باعث بروز تغییراتی در فرد می شود و لذا شناخت این تغییرات به ما کمک خواهد کرد تا با موفقیت بیشتری تفاوت حرف راست و­دروغ­را متوجه شویم.

در این زمینه مطالعات بسیار متنوعی صورت گرفته است و سعی شده است از علائم و نشانه های فیزیولوژیکی گرفته تا تغییرات رفتاری افراد دروغگو مورد بررسی قرار گیرد. در ادامه به توضیح مختصری از این علائم و نشانه می پردازیم. البته فراموش نکنید که منظور ما از ارائه این یادداشت ترویج بدگمانی و یا مچ گیری نیست.

آنچه در یادداشت ذیل به شما ارائه می گردد تنها نتایج پژوهش های علمی دانشمندان علم­روانشناسی­است:

­

مقاله مرتبط: روانشناسی رنگ ها


علایم و نشانه های دروغگویی

مطالعات نشان داده که در هنگام دروغگویی فشار خون افراد و کارکردهای بدنی شان افزایش می یابد. یعنی به طور کلی دروغگویی بر حرکات افراد نیز تاثیر می گذارد.

­

دروغگویی

­

برای مثال اگر توجه کرده باشید در برخی از موارد افراد دروغگو اعضای صورت خود را لمس می کنند آنها اغلب بینی، لب ها و یا گوش خود را لمس می کنند. اگر توجه داشته باشید در چنین شرایطی فرد گوینده از نگاه کردن مستقیم به چشمان شما خودداری می کند، زیرا آنها دوست دارند از خیره نگاه کردن سرباز زنند و مسیر حرکت چشمان خود را دائما از جایی به جای دیگر جابجا کنند. همچنین اگر می بینید که فرد گوینده بیش از حد خیره خیره به چشمان­شما نگاه می کند و نگاههایش مظنون است، این خود می تواند نشانه دیگری از عدم صداقت وی باشد.

­

مقاله مرتبط: اعتماد به نفس کاذب چیست؟


پیامد­دروغ

نقطه مقابل هر فرد پر نفوذترین مکان ارتباطی به شمار می رود به همین دلیل وقتی فردی اقدام به دروغگویی میکند ناخودآگاه سعی می کند در میدان دید مخاطب قرار نگرفته و سعی می کند که در زاویه(گوشه) قرار بگیرد.

افراد دروغگو تمایل دارند دستانشان در خارج از میدان دید مخاطب قرار بگیرد و بطور معمول کف دست این افراد دیده نمی شود. از طرف دیگر اظهارات آنها به نظر بسیار سفت و سخت و قاطع می رسد و به موازات آن سعی می کنند میزان حرکات بدنی شان را به حداقل برسانند. به لبخند این دسته از افراد توجه کنید!! یک لبخند تمام عیار نیست و بیشتر شبیه به یک لبخند بیجا و ابلهانه است و تنها ماهیچه های محدودی از صورت را به خود اختصاص می دهد.

برخی دیگر از افراد در هنگام­دروغ­گفتن به شدت دچار تعریق می شوند. وقتی از افراد دروغگو زیاد سوال پرسیده شود عصبانی می گردند و به این ترتیب شدت تعریق شان زیاد می شود. اگر فکر میکنید طرف مقابل شما در حال­دروغ­گفتن است سعی کنید از او چندین سوال مشابه بپرسید و واکنش او را مورد ارزیابی قرار دهید.

لبخند افراد دروغگو بیشتر شبیه به یک لبخند بیجا و ابلهانه است و تنها ماهیچه های محدودی از صورت را به خود اختصاص می دهد.

اوج فاجعه زمانی است که فرد دروغ‌گو، دروغ‌های شخصیتی، بیانی و رفتاری خویش را خود نیز باور می‌کند. چنین فردی نه تنها بالاترین ضررها را به شخص خود وارد می‌کند، بلکه موجب سلب اعتماد عمومی و وارد کردن زیان‌های بیشمار مادی، معنوی، روانی و شخصیتی به اطرافیان خود می‌گردد.
­

​





امتیاز : 2


طبقه بندی: عشق در روابط،
,

تاريخ : 6 مهر 1396 | 14:39 | نویسنده : مدیر | بازدید : 106

چگونه مرد مورد علاقتون را به سمت خودتون­جذب­کنید؟

­

بیایید با این واقعیت روبرو شویم که ­هیچ روش ثابتی وجود ندارد که هر مردی را بتواند به طرز عجیبی به سمت خود جلب کنید. با این حال، بسیاری ازمردان­نیازهای مشابهی را در مورد جستجوی یک زن مناسب دارند، به طوری که هیچ نظم و ترتیبی برای تماشای تقریبا هر­مرد­وجود ندارد.

آیا شما به دنبال برخی از قدم های مشخص برای جذب جنس مخالف به سمت خود هستید، یا فقط امید به جذب­مرد­موردنظر و دلخواهتان دارید؟ در هر صورت، این راهنمایی ها می تواند راه زیادی برای کمک به شما در رسیدن به اهداف شما باشد. در ادامه بخوانید!­



هرگز به­مردان­بیش از آنچه آنها به شما توجه می کنند، توجه نکنید

برای اینکه بتوانید عشق و محبت یک­مرد­را برای همیشه برای خود داشته باشید مستلزم این است که شما هم از او­عشق­دریافت کنید. بسیاری از زنان تصور می کنند هر چه بیشتر به یک­مرد­توجه کنند و نیازهای کوچک و بزرگ او را برآورده کنند، بیشتر در دل او جای خواهند داشت.

از آنجا که این کار را بیشتر جامعه زنان در دنیا انجام می دهند، زنان تصور می کنند این مسیر درست است و تخت‌گاز به سمت انتهایی که نمی دانند چیست می تازند. اما هر چه بیشتر در عمق این روش می روند، بیشتر آسیب‌پذیر می شوند و کمتر عشق دریافت می کنند.

مردها وقتی بیشتر از آنچه به شما می دهند از شما دریافت کنند، دلزده می شوند. خاموش می شوند و ممکن است روش رفتاری خود را تغییر دهند. هنگامی که یک­مرد­دایما با حجم زیادی توجه، نگرانی، کادو، علاقه، قربان‌صدقه، آماده بودن غذا و تمیز بودن خانه و …. مواجه می شود احساسش به شما عوض خواهد شد.

او شما را همچون مادری می بیند که دایما مراقب فرزند خود است تا چیزی کم نداشته باشد. این همه توجه و زحمتی که شما می کشید هرگز به چشمش نخواهد آمد و نمی تواند برای آنها به شما عشق بیشتری بدهد.

برخلاف تصور زنان، توجهات بیش از اندازه نه تنها باعث افزایش علاقه­مردان­به زنان نمی شود که درست برعکس، احساسات عاشقانه آنها را از بین می برد.

مردها به واسطه قوی تر دانستن خود بیشتر دوست دارند دهنده باشند تا گیرنده. آنها می خواهند آنها باشند که نیازهای زن را تامین می کنند. وقتی زن همه کار را انجام دهد، مردها نقش خود را بسیار کمرنگ می بینند و تصور می کنند آن جذبه مردانه را ندارند و این باعث می شود تا زنی که این حس را در آنها به وجود آورده است را دوست نداشته باشند.

­

مقاله مرتبط:چطور با عشق­­کسی را عاشق خود کنیم؟


­
قبل از جذب یک­مرد، شما باید اعتماد به نفس خود را افزایش دهید

­ به خودتان بگویید چه شخص بسیار عالی هستید! به خودتان بهترین ویژگی ها و مهارت های خود را یاد آوری کنید و افتخار کنید که چه چیزی شما را منحصر به فرد می کند. یک برخی از نقاط قوت خود را به عنوان یک شخص برجسته کنید تا احساس کنید که شما ارزش توجه یک­مرد­را دارد.

همیشه نگرش مثبت را حفظ کنید! ذهن خود را به آن تنظیم کنید


به خاطر داشته باشید که. اگرچه همه ما کامل و بی نقص نیستیم،اما قبل از صرف یک شب،خودتان را درآینه نگاه کنید و بهترین ویژگی های خود را به خاطر بسپارید، اون ممکن است که لبخند تان،یا ­دندان های زیبایتان و یا پاهای کشیده ی شما باشد. اگر شما بر جنبه های مثبت ظاهر خود تمرکز کنید،مردان­هم آنها را خواهند دید. خودتان باشید و نترسیداز نشاندادن ­لبخند کج خودتان یا پاهای کوتاهتان! هرگز از خودت شرمنده نشو!


با افراد جدیدی آشنا شوید. تعامل با افراد جدید می تواند ترسناک باشد. یک­مرد­بیشتر به سمت زنی کشیده میشود که دوستان زیادی و تعامل اجتماعی خوبی دارد تا کسی که دچار غم و اندوه ست و همیشه به سمت تنهایی می رود.­



برای­مرد­باارزش باشید

­

اینکه کسی دنبالتان بیفتد یعنی در نظر دیگران ارزش خاصی دارید. آنها شما را می خواهند، به هر دلیلی و این دیگر کار آنهاست که تلاش کنند و شما را به دست بیاورند.
برای اینکه این اتفاق بیفتد، باید ارزش خاصی برای خودتان قائل شوید. باید خودتان احساس کنید که ارزش این را دارید که دیگران دنبالتان بیفتند و با رفتارهایتان باید این مسئله را به دیگران بفهمانید.

دخترها معمولاً خیلی مردها را دور و بر خود دارند که سعی می کنند او را تحت تاثیر قرار دهند. اما خودشان فقط می خواهند کسی را تحت تاثیر قرار دهند که مثل خودشان باشد.

­

مقاله مرتبط:چگونه بدانیم که آیا فردی شما را واقعا دوست دارد؟


خوب لباس بپوشید

خانم ها اهمیت زیادی برای ظاهر خود قائل هستند. این یکی از دلایل مهمی است که می توانند خیلی راحت توجه هر­مرد­را به خود جلب کنند.
خانم ها این را می دانند که لباس پوشیدنشان می تواند باعث شود به چشم دیگران برسند. درواقع، چون خیلی از مد سر در می آورند راحت می توانند طریقه لباس پوشیدن شما را وارسی کنند.

­

خوب لباس بپوشید

­

مردی که می داند چطور باید خوب لباس بپوشد معمولاً مورد توجه خانم ها قرار می گیرد. اما دلیل آن فقط این نیست که ظاهر خوبی دارد، بلکه بااین کار خود نشان می دهد که از اهمیت ظاهر برای خانم ها آگاه است.


.
خوشبو باشید

بیشتر اوقات مردها حس بویایی را فراموش می کنند و یادشان می رود که از عطر و افترشیو استفاده کنند. اما خانم ها می دانند که اگر بخواهید کسی را به سمت خود جذب کنید، باید نظر همه حواس بدن را به خود جلب کنید.

­

به عطرهایی فکر کنید که خانم ها استفاده می کنند و شما را دیوانه می کند، آنوقت می فهمید که بو چقدر می تواند اهمیت داشته باشد. استفاده از عطرهای خوشبو در مواجهه با خانمها، حضور شما را پررنگ تر می کند.

­

مقاله مرتبط: قانون جذب عشق


به بهترین شکل خودتان باشید

­اگرچه یک­مرد­واقعی شما را برای کسی که واقعا هستید و باطنتان دوست دارد ،اما آگاهی و تمرکز شما به خودتان کمک خواهد کرد که یک شکل ظاهری مناسب را حفظ کنید و اعتماد به نفس خود را افزایش دهید. اگر شما در مورد بدن خود احساس خوبی داشته باشید، هر مردی هم که شمارا میبیند، همان احساس را می کند.

حداقل سه بار در هفته حداقل سی دقیقه یا بیشتر ورزش کنید. یک رژیم غذایی مناسب برای رشد و سلامتی ضروری است. اجازه ندهید روال معمول شما را متوقف کند - خود را به چالش کشیده و تقویت کنید.
اگر زمان زیادی برای تمرین و ورزش کردن ­ندارید، راه رفتن بیشتررا به حالت روزانه خود اضافه کنید.

اگر به خاطر تمرین یا سلامتی انگیزه ای برای ورزش ندارید، یک انگیزه خارجی پیدا کنید - به عنوان مثال، یک کیک بوکسینگ یا کلاس بوکس را بیابید زیرا شما می خواهید از خودتان دفاع کنید در مواقع ضروری ،یا یک کلاس یوگا بروید زیرا شما می خواهید دوستان جدیدی پیداکنید.

غذای سالم بخور. مدیتیشن یک کلید در زندگی است، در برنامه غذایی خود مقدارزیادی میوه، سبزیجات و غذای غنی از مواد مغذی را بگنجانید. از غذاهای فرآوری شده یا چرب مانند اجتناب کنید. که دراینصورت بدن شما بهتر خواهد شد و پوست شما زیباترخواهد شد.
­
اکنون که احساس جسمی و احساسی شگفت انگیزی می کنید وقت آن است که شخص مورد­علاقه­و خاص خود را جذب کنید.

­به خاطر داشته باشید که شما تنها همان تصویر اول را دریافت میکنید، قبل از این که فرد مورد نظر را دیدار کنید، یک نگرش مثبت داشته باشید.

­

مقاله مرتبط:رمزگشایی در ارتباط چشمی؛ 7 حقیقت جذاب درباره معانی مختلف نگاه کردن

­

ایجاد تماس چشم­

اولین کاری که می توانید انجام دهید این است که به او نشان دهید به او­علاقه­دارید.

نگاهی دقیق و زمان مناسبی داشته باشید. شما مجبور نیستید ساعت ها به او نگاه کنید، اما نگاه کردن به او فقط چند ثانیه نشان می دهد که شما به اوعلاقه مند هستید.هنگامی که به یه­مرد

نگاه می کنید، سعی نکنید خیلی مشتاق به نظر برسید، اما روشن کنید که اگر او با شما مکالمه ای را شروع کند خوشحال خواهید شد.
هنگامی که­مرد­به شما نزدیک می شود، فراموش نکنید که لبخند، لبخند، لبخند بزنید! هیچ چیز مانند یک لبخند خوب نشان نمی دهد که شما صمیمی ­و جذاب هستید.اما نه اینکه بیش از حد لبخند بزنید.به طور طبیعی لبخند بزنید نه تنها این باعث می شود لبخند شما طبیعی تر و مکرر باشد، بلکه به طور کلی احساس خوشحالی خواهید کرد.­

­

ایجاد تماس چشمی

­

اگر هنگامی که خوشحال نیستید لبخند بزنید - متوجه خواهید شد که برخی از شادی ها حباب ها را می شکند. شما لازم نیست که بیش از حد مشتاق نشان بدهید همان یه لبخند طبیعی کافیست.

زبان بدن مثبت را در همه زمان ها داشته باشید. حالا که­مرد­شما نگاه خود را به چشمان شما دوخته است، وقت آن است که از بدن خود استفاده کنید تا به او نشان دهد که­جذابیت­متقابل است.

به خودت اعتماد بده. سعی نکنید، به پای خود نگاه کنید، یا دستان خود را روی سینه تان قرار دهید. از اعمال عصبی مانند بازی کردن با موهای خود یا خوردن ناخن ها اجتناب کنید. در عوض با او صحبت کنید و سلاح های خود را از طریق بدنتان حرکت دهید. این باعث می شود شما به نظر یک فرد باز و پویا تبدیل شوید.

به او نشان دهید که به او­علاقه­مند هستید اگر احساس میکنید که واقعا عشق است،­با او به صحبت بپردازید. از لحاظ جسمی توجه او را جلب کند. اطمینان حاصل کنید که برای حفظ تماس با چشم از نگاه کردن به اطراف خودداری کنید - و یا حتی بدتراینکه، چک کردن تلفن خود را درهر پنج دقیقه - زمانی که او با شما صحبت می کنند کاراشتباهی است و از این کار اجتناب کنید.­


­

از جنسیت خود استفاده کنید

خانم ها می دانند که جذاب بودن و استفاده از جنسیتشان ابزاری بسیار مهم در جذب­مردان­است. اما مردها هیچوقت نمی دانند چطور باید سکسی­باشند.
مردها تمایلات جنسی را با خانم ها در ارتباط می دانند چون فقط به این صورت است که مفهوم رابطه زناشویی را درک می کنند. اما مردها هم می توانند جذاب باشند و در این صورت هر زنی که بخواهند را می توانند به سمت خود جذب کنند.

تفاوت اینجا این است که اگر مردها بخواهند جذاب باشند باید مردانه رفتار کنند. باید بهترین خصوصیات مردانه را که خانم ها را تحریکمی کند از خود نشان دهند.
استفاده از جنسیتتان یعنی قوی باشید، شجاع باشید، خشن باشید و بگذارید که انرژی مردانه از شما منعکس شود.



ماجراجو باشید

ماجراجو بودن با انجام کارهای غیرمنتظره فرق دارد. ماجراجویی یعنی گذشتن از مرزها و انجام کارهای جدید و غیرعادی است.زن های ماجراجو­مرد­را به سمت خود جذب می کنند. آنها باعث می شوند با بودن کنار آن دختر احساس سرزندگی بیشتری کنند.

این برای مردها هم صدق می کند. یک مرد ماجراجو خیلی راحت می تواند دخترها را به سمت خود جلب کند.





امتیاز : 3


طبقه بندی: عشق در روابط،
,

تاريخ : 6 مهر 1396 | 14:39 | نویسنده : مدیر | بازدید : 69

حریم­خصوصی­ چیست؟

­


­

محدوده‌ای از عقاید، احساسات، رفتارها و ویژگی‌های هر عضو­خانواده­که برای دیگر اعضا آشکار نباشد یا علی‌رغم آشکار بودن، از ­افشای آن راضی نباشد و ­در مقابل ورود و نظارت دیگر اعضا واکنش نشان ‌دهد،­حریم­خصوصی­تلقی می‌گردد؛ مانند­حریم­خلوت، حریم اطلاعات، حریم جنسی، حریم ارتباطات و حریم شخصیت.­


نگارنده در مقاله حاضر، دلایل عقلی، نقلی و فطری را برای اثبات­حریم­خصوصی­در­روابط خانوادگی­بیان می‌کند و با استناد به آیات، روایات و آرای فقها لزوم رعایت این حریم را بررسی می‌نماید. سپس با اشاره به حمایت‌های نظام حقوقی ایران از­حریم­خصوصی، ضرورت استخراج الزام‌های قانونی از الزام‌های اخلاقی را پیشنهاد می‌کند و ضمانت اجرای معنوی (چون پاداش دنیوی و اخروی) و ضمانت اجرای مادی (مانند جبران خسارت و حد و تعزیر) را مطرح می‌سازد.


­

در مورد حق­احترام­به­حریم­خصوصی­و­خانواده­در اعلامیه جهانی بیان شده است که "هیچ کس نباید به دخالت خودسرانه به­حریم­خصوصی، خانواده، خانه یا مکاتباتش بپردازد " و "این خانواده، گروه اساسی است .

واحد­خانواده­­تحت حمایت جامعه و دولت است. امروزه حق­احترام­به زندگی­خصوصی­و خانوادگی برای گستره وسیعی از مناطق در نظر گرفته شده است.­حریم­خصوصی­به طیف گسترده ای ازمسائل اعمال می شود، در حالی که مسائل برجسته در مورد حق­احترام­به­خانواده­شامل حقوق والدین برای برقراری ارتباط با فرزندان، عقد وازدواج است.­

­

مقاله مرتبط: نحوه آداب معاشرت با اطرافیان

­

حق­احترام­به­حریم­زندگی­خصوصی­و خانوادگی

حق­احترام­به­حریم­خصوصی، مفهوم لیبرال­آزادی فردی­را به مثابه یک دولت خودگردان می شناسد، تا زمانی که اقدامات وی با حقوق و آزادی های دیگران تداخل نداشته باشد. حق محرمانگی حق داشتن استقلال فردی است که نقض می شود زمانی که ایالت متحده با دخالت،­


اعمال مجازات یا ممنوعیت اقداماتی که عمدتا به فرد مربوط می شود، مانند عدم استفاده از تجهیزات ایمنی در محل کار یا انجام خودکشی. دولت ها چنین دخالت هایی را با هزینه های اجتماعی اقدامات ممنوعه، ­توجیه می کنند. حق حفظ­حریم­خصوصی­حق حفاظت از صمیمیت، هویت، نام، جنسیت، افتخار، شأن، ظاهر، احساسات و جهت گیری جنسی را در بر می گیرد.

حق داشتن­حریم­شخصی ممکن است در شرایط خاصی به منافع دیگر محدود شود، در صورتی که دخالت خودسرانه یا غیرقانونی نیست. مثلا افراد نمی توانند مجبوربه تغییر شکل یا نام خود شوند، و یا آنها را نمی توان از تغییر نام یا جنسیت خود ممنوع کرد.

با این حال، برای منافع حقوق دیگران، ممکن است قوانینی داشته باشد، به عنوان مثال، مجبور شود نمونه های بیولوژیکی برای تعیین تولدش رابیاورد. استثنا دیگر می تواند نظارت قانونی ضد تروریسم باشد که لزوما در نقض حقوق­حریم­خصوصی­عمل می کند. چنین نقصی تا زمانی که با نظارت قضایی و پارلمانی مطابقت دارد، قابل قبول می باشد. حق حفظ­حریم­خصوصی­به خانه،­خانواده­و مکاتبات گسترش می یابد.

­

حریم خصوصی

­

حریم­زندگی­خصوصی

­

مفهوم حق زندگی­خصوصی­شامل اهمیت شأن و مقام فردی و تعامل فرد با دیگران است، هم­خصوصی­و هم عمومی.

­

احترام به زندگی­خصوصی­اش شامل موارد زیر است:

احترام به جنسیت فردی­:(به عنوان مثال، تحقیقات در مورد جنبه های اعضای نیروهای مسلح حق­احترام­به زندگی­خصوصی­را در بر می گیرد)؛

حق خودمختاری شخصی :­یکپارچگی جسمی و روحی، یعنی حق غیبت فیزیکی؛

احترام به اطلاعات­خصوصی­و محرمانه: به ویژه ذخیره و به اشتراک گذاری چنین اطلاعاتی؛

حق نداشتن به نظارت غیر قانونی دولت:­احترام­به­حریم­خصوصی­زمانی که یک انتظار منطقی از­حریم­خصوصی­داشته باشد؛

حق نظارت بر انتشار اطلاعات :­در مورد­زندگی­شخصی خود، از جمله عکس هایی که مخفیانه گرفته شده است.

­

مقاله­مرتبط: چگونه احساسات خود را کنترل کنیم؟

­

حریم­زندگی­خانوادگی

ماده 8 حق­احترام­به­زندگی­خانوادگی ایجاد شده را نیز فراهم می کند. این شامل­روابط خانوادگی­نزدیک است، اگر چه هیچ پیش تعیین شده از­زندگیخانوادگی و خانوادگی وجود ندارد. این شامل هر گونه رابطه پایدار، ازدواج، مشغول، یا عملا؛ بین والدین و کودکان؛ خواهران و برادران؛ پدربزرگ و مادربزرگ و نوه ها و غیره. به عنوان مثال، این قانون اغلب بیشتر در، زمانی که اقدامات توسط دولت برای جدا کردن اعضای­خانواده­(با حذف کودکان به مراقبت و یا اخراج یک عضو از یک گروه خانوادگی) ­استفاده می شود.


­

احترام به خانه

حق­احترام­به خانه شامل حق تعرض به خانه است، از جمله نظارت غیرقانونی، ورود غیرقانونی، اخراج خودسرانه و غیره

­

حریم خصوصی


احترام به مکاتبات

هر کس حق دارد ارتباطات بدون وقفه و بدون سانسور با دیگران داشته باشد - حق خاصی در ارتباط با استفاده از تلفن؛ نظارت الکترونیکی؛ و خواندن نامه ها

­

مقاله مرتبط:­6 اخلاق سمّی که آدم‌ها را از شما می‌راند

­

محدودیت ها

ماده 8 یک حق واجد شرایط است و به همین ترتیب حق زندگی­خصوصی­و خانوادگی و­احترام­به خانه و مکاتبات ممکن است محدود باشد. بنابراین، در حالی که حق برخورداری از­حریم­شخصی در تعداد زیادی از موقعیتها مشغول است، حق ممکن است به طور قانونی محدود شود.

هر گونه­محدودیت­باید با توجه به توازن منصفانه بین منافع رقابتی فرد و جامعه به طور کلی در نظر گرفته شود.

به طور خاص هرگونه­محدودیت­باید مطابق موارد باشد:

مطابق با قانون؛
لازم و مناسب؛­


برای یک یا چند اهداف مشروع زیر:

منافع امنیت ملی؛

منافع عمومی امنیت و یا رفاه اقتصادی کشور؛

پیشگیری از اختلال یا جرم؛

حفاظت از سلامت یا اخلاق؛

حفاظت از حقوق و آزادی های دیگران



تعادل حقوق

حق­احترام­به زندگی­خصوصی­اغلب باید در برابر حق آزادی بیان متعادل شود. به عنوان مثال یک شخص شناخته شده لزوما از­حریم­به زندگی­خصوصیخود به مانند دیگران برخوردار نیست، زیرا مسائل مربوط به نگرانی عمومی ممکن است انتشار اطلاعات مربوط به­آن فرد را که ممکن است در غیر اینصورت در مورد حق­حریم­خصوصی­دخالت کند، توجیه کند.





امتیاز : 2


طبقه بندی: عشق در روابط،
,

تاريخ : 6 مهر 1396 | 14:38 | نویسنده : مدیر | بازدید : 44

چرا لازم است هوش­هیجانی­بچه ها را افزایش دهیم؟


شاید بار‌ها پیش آمده که به هوش بالای همکلاسی، یکی از بچه‌های فامیل، نفرات برتر کنکور و... غبطه خورده باشید و چون از نعمت چنین هوشی برخوردار نشده‌اید، دلتان گرفته باشد؛ اما از آنجا که علم همیشه عقب‌تر از حقایق بی‌شمار هستی حرکت می‌کند تنها 25 سال است که پرده از راز هوشی برداشته است که ثابت می‌کند خداوند هوش دیگری نیز به شما هدیه داده تا به دور از هرگونه عامل وراثتی بتوانید بنا بر تلاش خود باهوش شوید و غبطه هوش حاصل از ارث را نخورید.­


­

سالهاست که من یک کلاس­روانشناسی­هفتگی برای دانش آموزان بین ­ 7 تا 14 ساله برگزار می کنم. در این کلاس، من­خودشناسی­رابه بچه ها تشویق می کنم، از بچه ها می خواهم به شناسایی و بیان آنچه که فکر می کنند و احساس می کنند بپردازند و افکار و­احساسات­دیگران را در نظر بگیرند.

نتایج اغلب تعجب آور است. اظهارات قوی و خودخواهانه از دهان آنها بیرون می آید که همیشه انتظار ندارم. "من در کلاس درس احساس بدی می کنم. من نگران می شوم که به من کمتر توجه بشه نسبت به دیگران. »وقتی که پدرم وقتی ­برای تکمیل تکالیف من نداردمن، عصبانی می شوم. این باعث می شود که من دیگربه امتحان فکرنکنم. "وقتی دوستانم نمی خواهند با من بازی کنند، از آن ها متنفر می شوم. بنابراین، من فریاد می زنم، اما این اونا را فقط بدتر می کند. "

­

هوش هیجانی بچه ها


تربیت هوش­هیجانی­در کودکان

­

هوش­هیجانی­به وسیله­رشد مهارت‌های احساسی­و هیجانی از سال‌های ابتدایی­زندگی­قابل ارتقاست.

­

دکتر افشاری‌نیا مهم‌ترین عامل ارتقای هوش عاطفی در کودکان را سبک تربیتی والدین می‌داند و تاکید می‌کند: «والدینی که الگوهای صحیح تربیتی ندارند و به­احساسات­و نیازهای کودکان توجه نمی‌کنند و فرصت اکتشاف و کنجکاوی را از فرزندشان سلب می‌کنند مانع پرورش هوش­هیجانی­در کودکانشان می‌شوند.»

این استاد دانشگاه از موضع مستبدانه و توام با تنبیه والدین و جوهای تحقیرکننده و سرزنش‌کننده به عنوان بدترین محیط‌های تربیتی یاد می‌کند و معتقد است: «یک محیط امن عاطفی می‌تواند به کودکان کمک کند تا با آزادی احساساتشان را بروز دهند و والدین با در نظرگرفتن این­احساسات­و کمک به کسب مهارت کودک در برخورد با آنها هوش­هیجانی­او را در جهت مثبت تقویت کنند.»

­

محققان، افزودن نام­احساسات­مختلف به خزانه لغت کودکان را از راه‌های افزایش هوش­هیجانی­می‌دانند. مثلا می‌توان هنگامی که کودک تحت تاثیر هیجانات مختلفی قرار دارد، نام آن حس را مانند شادی، ترس و... به او یاد داد. همچنین گوش‌دادن و بازخورددادن به آنها از طریق حرکات اعضای بدن یا از طریق کلام، دادن اجازه برای بازی‌کردن، فراهم‌کردن محیطی غنی از کتاب و اسباب‌بازی، پاسخ دادن به سوالات ساده کودک، شرکت‌دادن او در گروه‌های همسال و... از دیگر فنون افزایش هوش­هیجانی­در کودکان است.

­

مقاله مرتبط: 10 را ه ساده برای افزایش توانایی مغزشما

­

­

هوش هیجانی

­

اغلب ما تمایل داریم بچه هایمان را به عنوانی ناتوان ­در درک پیچیدگی های عاطفی دنیای خود در نظر بگیریم. ما فکر می کنیم ما از آنها محافظت نمی کنیم، در حالی که موضوعات پیچیده تر و کمتر دلپذیر را در اختیار نداریم.

اما من می توانم به شما بگویم که اولا بچه ها مقدار بسیار زیادی را جذب و درک می کنند. به محض اینکه آنها کلامی بشنوند، کودکان به راحتی میتواننداحساسات­خود را شناسایی و ارتباط دهند. اگر آنها در یک محیط ­کاملا امن و مورد اعتمادشون باشند که در آن­احساسات­به طور آشکار صحبت می شود، اکثر بچه ها در مورد­احساسات­خود آزادانه صحبت می کنند و سریع به همسالان خود همدلی می کنند.


­

با رشد سریع مغز آنها، همه کودکان به طور مداوم متوجه، واکنش، انطباق و توسعه ایده های مبتنی بر تجربیات عاطفی خود می شوند. و من تعجب می کنم که چرا ما کودک خود را به تحصیل در بسیاری از موضوعات آموزش می دهیم، آنها را آموزش می دهیم تا کلمات را به صدا درآورند و دندان های خود رامسواک بزنند، اما ما نتوانستیم آنها را با آموزش عاطفی تجهیز کنیم که می تواند به طور چشمگیری کیفیت­زندگی­آنها را بهبود بخشد.

هنگامی که شما هوش­هیجانی­بچه ها را آموزش می دهید، که چگونه­احساسات­خود را به رسمیت بشناسید، و اینکه درک کنید از کجا آمده اید و یاد می گیرید چگونه با آنها برخورد کنید، به آنها مهارت های ضروری برای موفقیت در­زندگی­را یاد می دهید.

تحقیقات نشان داده است که­هوش هیجانی­یا EQ "بیش از 54 درصد از تغییرات در موفقیت (روابط، کارآیی، سلامت، کیفیت زندگی) را پیش بینی می کند." داده های اضافی نتیجه می گیرند که "جوانان دارای EQ بالا دارای نمرات بالاتری، در مدرسه ماندن و انتخاب های سالم تر را انجام دهید. "

­

مقاله مرتبط:7 روش برای کشف استعداد کودکان خود


در Wisdom 2.0 امسال، توسط دکتر مارک برکت، مدیر مرکز Yale مرکز اطلاعات هوش­هیجانی، به شدت درگیر شدم که در مورد اهمیت آموزش بچه ها برای شناخت احساساتشان صحبت کرد.

این مرکز برنامه رولر مدارس را توسعه داده است. RULER یک مخفف است که برای شناخت­احساسات­در خود و دیگران، درک علل و پیامدهای احساسات، عاطفه کردن برچسب زدن با احساسات، بیان­احساسات­مناسب و موثر بودن­احساسات­است.

نشان داده شده است که برنامه افزایش هوش­هیجانی­دانش آموزان و مهارت های اجتماعی، بهره وری، عملکرد تحصیلی، مهارت های رهبری و توجه، در حالی که کاهش اضطراب،­افسردگی­و موارد اذیت و آزار دانشجویان را تقویت می کند. RULER یک محدوده مثبت محض برای هر دو دانش آموز و معلم ایجاد می کند که فرسودگی شغلی کمتری در هر دو طرف دارد.

­

­

هوش هیجانی


­

مقاله مرتبط:عوامل پرحرفی درکودکان

­

این پنج اصل رول به چندین روش موازی به پیشگام اطلاعات هوشمند و نویسنده هوش هوشمند میپردازند:­چرا میتوان پنج جزء­هوش هیجانی­دانیل گولمن را بیش از IQ دانست؟ شما می توانید ببینید که چگونه هر یک از این عناصر به موفقیت شخصی و احساس رفاه فرد کمک می کند.

­

خودآگاهی دانستن­احساسات­خودمان.

خود تنظیم توانایی تنظیم و کنترل چگونگی واکنش به­احساسات­ما

انگیزه داخلی احساس داشتن آنچه در­زندگی­مهم است.

یکدلی. درک­احساسات­دیگران

مهارتهای اجتماعی. قادر ساختن ارتباطات اجتماعی

­

به عنوان پدر و مادر، هنگامی که ما راه سالم برای اداره­احساسات­خودمان نداریم، ما درآموزش دادن بچه هایمان و رسیدگی به آنها هم مشکل داریم. به همین دلیل است که تغییر با ما آغاز می شود. خوشبختانه، هر پنج جزء هوش­هیجانی­را می توان در هر سنی آموزش داد و آموخت.

ابزار و تکنیک های زیادی وجود دارد که می تواند به ما کمک کند و کودکان ما شروع به شناسایی و درک­احساسات­خود و دیگران می کنند. این فرآیند با تشخیص شروع می شود، زیرا تنها زمانی متوجه می شویم که کجا هستیم، می توانیم خودمان را به جایی که می خواهیم تغییر دهیم.


­

هنگامی که تأثیر عمیق­احساسات­در­زندگی­ما را تأیید می کنیم، ما الهام بخش رفتار جدیدی نسبت به­خودآگاهی­و سلامت روان می باشیم. پس از آن ما می توانیم از سوالات وسیع تر بپرسیم، مانند اینکه چگونه می توانیم حرکتی را برای افزایش هوش­هیجانی­نسل های آینده ایجاد کنیم؟

یک مکان برای شروع، با ذهنیت است. مطالعات نشان داده اند که تمرین ذهنی می تواند به کاهش علائم استرس،­افسردگی­و­اضطراب­در کودکان کمک کند. همچنین می تواند چگالی ماده خاکستری را در مناطق مغز که در تنظیمات عاطفی دخیل هستند افزایش دهد. مطالعه دیگری در مورد نوجوانان نشان می دهد که یوگا، که می تواند ذهنیت را افزایش دهد، به بهبود توانایی تنظیم عاطفی دانش آموز کمک کرد.

­

در سطح سیستمیک، ما می توانیم با کمک همکاری به منظور ایجاد مدارس ما برای اجرای برنامه هایی مانند RULER، می توانیم هوش­هیجانی­نسل های آینده را بالا ببریم. در سطح چهره به چهره، به عنوان پدر و مادر، معلمان، دوستان و حامیان، ما می توانیم گفت و گو را تشویق کنیم و بچه ها را تشویق کنیم تا­احساسات­خود را بیان کنند..

ما همچنین می توانیم درباره­احساسات­خود بیشتر صحبت کنیم، صادقانه و مستقیم در مورد زمانی که ما احساس غم و اندوه، عصبانی و یا حتی می ترسیم.

با در نظر گرفتن هر یک از این مراحل، محیطی ایجاد می کنیم که در آن کودکان ما می توانند به طور مداوم­احساسات­و تجربیات خود را درک کنند. این مجموعه مهارت شاید بزرگترین پیش بینی کننده موفقیت نه تنها در­زندگی­باشد، بلکه مهمتر از آن، خوشبختی آنهاست.
­





امتیاز :


طبقه بندی: عشق در روابط،
,

تاريخ : 5 مهر 1396 | 12:24 | نویسنده : مدیر | بازدید : 193

اعتماد به نفس­کاذب چیست؟

­

اعتماد به نفس­کاذب­بالا در واقع شکلی از­اعتماد­به نفس پایین است، با این تفاوت که فرد خود را بالاتر از آن که هست نشان می دهد. به عبارت دیگر فرد وقتی خود را در زمینه ای ناتوان می بیند، سعی می کند با بزرگ و توانا جلوه دادن خود، نظر دیگران را جلب کند.

این افراد هم مانند کسانی که­اعتماد­به نفس پایین دارند، به گرفتن تأیید دیگران محتاج اند و ارزش خود را از بیرون می گیرند. در نتیجه، طوری رفتار می کنند که گویی از­اعتماد­به نفس بالایی برخوردارند و این­اعتماد­به نفس از توانایی های آنان ناشی شده است.

رفتار افرادی که­اعتماد­به نفس­کاذب­بالا دارند نشان می دهد­اعتماد­به نفس بالایی دارند در حالی که اعتمادی که آنان به خود دارند واقعی نیست. فرد ممکن است داستان سرایی کند و چیزهایی درباره ی خودش بگوید که مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد. شاید اطرافیان تصور کنند­اعتماد­به نفس فرد خیلی بالاست، در صورتی که این گونه نیست و فقط رفتار او این طور نشان می دهد.

­

­

اعتماد به‌‌ نفس­مثل شمشیری دولبه است که اگر درست استفاده نشود، به­اعتماد­به‌‌ نفس­کاذب­تبدیل شده و به‌جای اینکه کمک‌تان کند، به ضررتان کار خواهد کرد.

اینکه اعتماد‌ به‌ نفس کجا می‌تواند خوب باشد و کجا بد، تشخیصش با شماست.

برای همین موضوع، تصمیم گرفتیم در مقاله‌ی حاضر به این پرسش پاسخ دهیم که مرز باریک بین اعتماد‌ به‌‌ نفس و­اعتماد­به‌‌ نفسِ­کاذب­کجاست

­

خیلی از ما با این تصور غلط زندگی می‌کنیم که کار دنیا بدون وجود شخص ما لنگ می‌ماند. مثلا فکر می‌کنیم اگر از شغل‌مان دست بکشیم، شرکتی که برایش کار می‌کنیم، وَرشکست خواهد شد یا اگر رابطه‌ای را به هم بزنیم، طرف مقابل از ناراحتی قطع رابطه با ما جان خواهد داد.

اما این قبیل افکار فقط خیالی باطل است که هرگز اتفاق نمی‌افتد. البته که پذیرفتنش آسان نیست، اما مطمئن باشید اگر از شغل‌تان دست بکشید، خیلی راحت یک‌ نفر دیگر را به‌جای شما می‌نشانند، یا اگر رابطه‌تان را با کسی قطع کنید، طرف مقابل بدون شما هم می‌تواند به زندگی طبیعی خود ادامه دهد.

­

مقاله مرتبط:اعتماد به نفس چیست؟

­

اغلب‌مان نمی‌توانیم درک کنیم که شکست، خالی از­موفقیت­نیست. بعضی‌ها فکر می‌کنند اگر فروتنی نشان دهند، یعنی­اعتماد­به‌ نفس ندارند. درحالی که اصلا چنین چیزی نیست،

بلکه فروتنی یک جهش بزرگ به سمت­اعتماد­به‌ نفس است. پس هر وقت در رقابتی شرکت می‌کنید، یادتان نرود شاید شما بازنده‌ی میدان باشید. با این طرز فکر می‌توانید بدون اینکه تسلیم فشارهای روانی شوید به رقابت‌تان ادامه دهید.

­

در هر صورت، خیلی خوب است که رویکرد مثبت داشته باشید چون کمک‌تان می‌کند، اما با مثبت‌اندیشی بیش از حد فقط خودتان را گول می‌زنید.

­

اعتماد به نفس کاذب

­

زمانیکه والدین بی دلیل و بیش از اندازه و در زمان نامناسب تشویقمان کنند و یا به عنوان مثال برای انجام دادن وظایف عادی ما، هدایای بزرگ و فوق العاده تهیه می‌کنند! با فعال شدن مسئله خود بزرگ بینی در درونمان، تنها نقاط قوت خود و نقاط ضعف سایرین را می‌بینیم و دچار خودشیفتگی می‌شویم.

احتمالاً بسیاری از ما کم و بیش در بخش یا بخش‌هایی از زندگی دچار این اختلال هستیم. زمانیکه دچار این مسئله هستیم مسلماً قادر به برقراری ارتباط سالم با دیگران نیز نخواهیم بود. ارتباط بر بستری از نیاز و رفع نیاز شکل می‌گیرد و زمانیکه ما نسبت به وضعیت خودمان واقع بین نباشیم قادر به برقراری ارتباط مناسب نیز نیستیم! چراکه غالباً انتظارات و توقعات بیش از اندازه ای از سایرین داریم که مانع ارتباط صحیح خواهد شد.

این اختلال دشواری های زیادی را در روابط بین فردی خصوصا زناشوئی ایجاد می‌کند چون فرد خودشیفته همیشه حق به جانب است و دنیا باید بر محور او بچرخد و ابر و باد و مه و خورشید به خاطر او در فعالیت باشند!

­

مقاله مرتبط: با این 7 را بمب اعتماد به نفس شوید

­

با این ویژگیها به خود حق می‌دهد که با دیگران مثل یک ابزار برخورد کند چون فکر می‌کند که از همه بالاتر است.

افرادی که با انسانهای خودشیفته رابطه تنگاتنگ دارند باید توجه کنند که اگر از طرف این افراد مورد ملامت و یا عیب و ایرادگیری قرار بگیرند، نباید به آن اهمیت زیادی بدهند. این عیب گیری‌ها و سرزنش‌ها مربوط به جهان بینی و دیدگاه‌های خاص این خود شیفتگان است.

­

اعتماد به نفس کاذب

­

یک زن و شوهر جوان خانه خود را عوض کرده بودند. یک روز خانم خانه که از پشت پنجره اطاق خود منزل همسایه را مشاهده می‌کرد، به همسرش گفت: «نمی‌دانم چرا لباسهای این همسایه که روی بند آویزان شده اینقدر کثیف است، انگار او این لباسها را با آب کثیف شست و شو می‌کند».

هر بار که این خانم از پشت پنجره این لباسهای همسایه را می‌دید این مسئله را با شوهر در میان می‌گذاشت. یک روز صبح که خانم طبق معمول به طرف پنجره رفته بود تا لباس های همسایه را مشاهده کند، با تعجب و خوشحالی به همسرش گفت: «بالاخره انگار صدای نق زدن‌های من به گوش همسایه اثر کرد، امروز لباسهایش بسیار تمیز است».

شوهرش گفت: «لباسهای او همان لباس هاست، من امروز پنجره ­اطاقمان را شُستم».

­

مقاله مرتبط: تعریف عزت نفس در اسلام

­

خود شیفتگان به خاطر عدم شست و شوی پنجره دیدگاه خودشان همه چیز دیگران را تیره و تار می‌بینند. آنها برای پر کردن خلاء­اعتماد­به نفس خود تمام تلاش و کوشش خود را می‌کنند تا به دیگران بقبولانند که چقدر مهم هستند.
­

­





امتیاز : 1


طبقه بندی: عشق در روابط،
,