تبليغات X
مدل مانتو
بلیط اتوبوس
تاريخ : 12 مهر 1396 | 17:19 | نویسنده : مدیر | بازدید : 3903


تکنیک های تغییر­باور­ذهنی


آیا می دانید باورهایمان ، احساساتمان را میسازند ­احساساتمان ، طرز اندیشه و نگرش ما به این دنیا را شکل میدهند ...­و طرز فکرمان ، رفتار و عملکرد ما را میسازند .... پس در نتیجه رفتار ما نتیجه مستقیم باور ما از خودمان و زندگی میباشد .


­رفتارهای ما هرطور که باشند نتیجه باورمان از خودمان به عبارتی تصویر ذهنی از خودمان میباشد

­

باورهای ما به منزله پنجره هایی هستند که ما از طریق آنها دنیا را تماشا می کنیم و برطبق باورمان احساس میکنیم و آن احساس ایجاد شده ، طرز فکر ما را درست کرده و رفتارها و شخصیتمان را شکل میدهد.

­
­­ما با باورهای خود ، دنیا را تماشا می کنیم نه با چشمهایمان


­

باور­چیست؟

به راستی­باور­چیست؟ چرا کسانی که باورهای مخربی را در ذهن خود پرورش می‌دهند همیشه منتظر شکست هستند و در نهایت هم خود را شکست خورده می‌یابند.

اگر بدانید که­باور­چیست؟ و باورهای محدودکننده و مخرب چه بلایی می‌توانند سر انسان بیاورند هرگز باورهای مخرب را در ذهنتان پرورش نخواهید داد.

­

باور­به چیزی گفته می‌شود که انسان به آن اعتقاد قوی دارد. در بیشتر اوقات به­باور، ایمان هم گفته می‌شود. به تکرار چندین باره یک فکر­باور­می گویند. افکار شما در این جهان ارتعاشات و فرکانس هایی دارند.

­

باور­را می توان به گونه ای دیگر نیز تعریف کرد.


ارتعاشاتی که چندین بار تکرار می شوند، در ذهن انسان باورها را تشکیل می دهند. به صورت دقیق تکرار ارتعاشات شما باورهای شما را می سازند.­


مثلاً شما باور دارید که اگر صبح از خواب بیدار شوید و آسمان ابری نباشد، خورشید را در آسمان خواهید دید.دیدن خورشید در آسمان یک­باور­است. یا اینکه باور دارید که وقتی‌ که روز به پایان رسید شب فرار می‌رسد.اگر فکر می‌کنید که برای موفق شدن باید کارهای سخت انجام دهید به این معنی است که شما باور دارید که انجام کارهای سخت منجر به­موفقیت­می‌شود.

اگر فکر می‌کنید که می‌توانید کاری را با­موفقیت­انجام دهید پس شما به توانایی خودتان­باور­دارید و باقدرت برای انجام آن کار اقدام می‌کنید؛ و یا برعکس اگر فکر می‌کنید که نمی‌توانید کاری را انجام دهید پس شما به توانایی خودتان باور ندارید.

­

باور ذهنی چیست

­

باور­چیست؟

باور­یعنی اینکه به بودن و یا نبودن چیزی یا به انجام شدن و یا نشدن کاری اعتقاددارید. پس اگر بخواهیم در یک جمله­باور­را تعریف کنیم می‌توانیم بگوییم:

­

باور­به­اعتقاد قلبی­به بودن و یا نبودن چیزی و یا انجام‌پذیر بودن و یا انجام‌ناپذیر نبودن کاری می‌گویند که از تکرار افکار هم نوع ساخته می شوند.­


باورهای هر انسان به او می‌گویند که او چگونه انسانی است.
مثلاً اگر شما­باور­دارید که انسان شجاعی هستید پس در واقعیت هم کارهایتان را به‌صورت شجاعانه انجام می‌دهید.


­

باورهای بنیادی ما در سنین پایین تر در حدود 2 الی 5 سالگی ساخته شده اند و باورهای دیگرمان در سنین بالاتر نیز تحت تاثیر این باورهای بنیادی شکل گرفته اند.­اگر باورهایتان را تغییر دهید طرز نگرشتان به این دنیا و هستی عوض شده و اتوماتیک وار رفتار و شخصیت کاملا متفاوتی نسبت به حالت قبل را خواهید داشت.­
­
من شخصا اعتقاد دارم که همه مسایل هستی باید ریشه ای حل شوند. درختی را در نظر بگیرید که ریشه اش را کرمهای آفت زا تخریب کرده اند در این صورت شاخه ها و حتی تنه آن نیز معیوب و منهدم خواهد شد. آیا راه ترمیم آن درخت ، اصلاح شاخه ها و سمپاشی سطحی روی پوسته آن میباشد؟ البته که خیر ، برای ترمیم و اصلاح آن باید راهی برای ترمیم ریشه آن جویاشد چراکه اصلاح سطحی و ترمیم پوسته آن موقتی بوده و چون ریشه معیوب است پس از گذشت چند روز دوباره همان نتیجه معیوب بر روی شاخه ها و پوسته آن نمایان خواهد شد.­
­
اگر میخواهید زندگیتان تغییر کند و رفتار و شخصیت متفاوتی داشته باشید باید ریشه سالم و تمیزی داشته باشید و آن ریشه چیزی نیست جز باورهایتان... ­
­
جالب این است که باورهای منفی و مخربی که انسان دارد در حقیقت متعلق به وجود او نیست آن باورها در کودکی او برنامه ریزی شده اند و به صورت یک پیش گویی خودکامبخش در­او نمایان میشود و سبب میشود که او احساس بدی به خود داشته در نتیجه رفتار و شخصیت منفی و کیفیت زندگی ناخوشایندی را به سرببرد و به یک انسان عوضی تبدیل شود.­

­از همین اکنون تصمیم بگیرید تا زندگی خود را به نحو احسن در جهت مثبت و دلخواه خودتان هدایت کنید و رویاهایتان را به حقیقت بپیوندید.­

­جالب این است که شما قادرید که باورهایتان را تغییر دهید و این کار مشکلی نیست همانطورکه من با تغییر باورهایم ، زندگیم را برای همیشه (نه موقتی) تغییر دادم و همیشگی بودن آن به این علت است که ریشه را ترمیم کردم نه شاخه ها را.­

­

تغییرباور

­

اکثر مردم فکر میکنند که­تغییر باورها­کار سختی است و تنها از عهده افرادی که آموزشهای سطح بالا دیده اند برمی آید در حالی که شما انسانید و انسان دارای اختیار و اراده میباشد پس غیرممکن وجود ندارد...­
­
با تکنیکهایی ساده و راهگشا نحوه تغییر زندگیتان و در نتیجه زنده کردن رویاهایتان را به شما خواهم آموخت. همان آموخته هایی که من نیز از مطالعه کتابهای خودبهسازی فراگرفته ام. و کار من تنها جمع بندی تکنیکها و آموخته ها و برداشت هایم ­پیرامون این کتابها و انتقال صادقانه آن به شما دوستان قدرتمندم ­میباشد.­
­
پس با هم می رویم تا نرم افزاری مثبت برروی مغزتان طراحی و نصب کنیم.

­


­

روش های تغییر باورها

­

– رهاشدگی­ـ من ارزش دوست داشته شدن دارم. می‌توانم راه‌هایی برای تقسیم خودم با دیگران پیدا کنم.

– غرور­ـ من می‌توانم از اطرافیانم چیزهای زیادی یاد بگیرم. همه آدم‌ها خوبی‌هایی دارند.

– نقص ـ­من همانطور که هستم کاملم. می‌توانم انتخاب کنم که خودم را همانطور که هستم دوست داشته باشم.

– حقارت­ـ من فردی خوب و باارزشم. می‌توانم کمک‌های زیادی به دنیا بکنم.

– طردشدگی­ـ من فردی جذاب و جالبم. آدمها از شناختن من لذت خواهند برد.

– شرم­ـ می‌توانم با خودم آرام و مهربان باشم. می‌توانم بهترین‌ها را برای خودم بخواهم.

در ریشه همه این باورهای درونی، فقدان پذیرش و یک حس قوی عدم ارتباط است. این عدم ارتباط می‌تواند از خودمان، با دیگران، ذات معنوی‌مان یا ترکیبی از اینها باشد. اینها دو هدف قوی برای تغییر این باورهای اصلی هستند: باید بتوانم خودم و دنیای اطرافم را عمیق‌تر بپذیرم. باید بتوانم ارتباطم را با خودم و دنیای اطرافم عمیق تر کنم.

https://keramatzade.com/Techniques-for-changin-mental-beliefs





امتیاز : 2


طبقه بندی: ،
,

تاريخ : 12 مهر 1396 | 17:18 | نویسنده : مدیر | بازدید : 4031

خودباوری و راه های­تقویت­آن


خودباوری­،­اعتماد به نفس­یا هرنام دیگری که برای پذیرش از خود، به صورت مثبت بگذاریم نمی توان از اهمیت آن غافل ماند البته نباید­خودباوری­را با حالاتی مانند­خودپسندی­یا غرور یکی دانست و به طور قطع تفاوتهای چشمگیری میان این موارد موجود است­خودباوری­را از یک سو می توان در آموزه های مذهبی، آیات، روایات و کلام معصومین یافت که بر آن تاکید بسیاری شده است به گونه ای که حتی بسیاری از روشنفکران مذهبی بر این باورند که جهان غرب معانی و مفاهیمی از قبیل­اعتماد به نفس­را از اسلام گرفته است.

از طرف دیگر نیز­خودباوری­یکی از مفاهیم کلیدی و موکدی در علم­روانشناسی­به حساب می آید و اهمیت آن به حدی است که تمام رفتار و اعمال انسان بسته به آن بوده و حتی در ترسیم آینده، نیز تاثیر قابل توجهی دارد.


خودباوری­چیست و چرا به آن نیاز داریم؟

اگر امروز می بینیم­دختران­و­پسران­جوان با لباس ها یا آرایش های عجیب و غریب در جامعه حضور دارند ، یکی از دلایل عمده آن همین عدمخودباوری­است. در این مقاله ، به تعریف­خودباوری­و نقش و اهمیت و جایگاه آن در زندگی فرد می پردازیم.­خودباوری­بحثی بسیار قابل توجه و فراگیر است که باید مورد توجه همه - اعم از زن و مرد و در هر سن و موقعیتی- قرار گیرد چرا که­خودباوری­و قضاوت از خود ، قوی ترین احساسی است که بر لحظه لحظه زندگی ما تاثیرگذار خواهد بود که متاسفانه در جوامع امروزی مورد بی توجهی و غفلت قرار گرفته است -مانند زمانی که دررفتار دیگران بدنبال دریافت نگرش از خود و ارزیابی خود هستیم ، یا حتی سوءاستفاده های تبلیغاتی مانند استفاده از القای این عنوان برای فروش بیشتر محصولات آرایشی و... ، که همه نشات گرفته از عدم­خودباوری­است. اگر امروز می بینیم­دختران­و­پسران­جوان با لباس ها یا آرایش های عجیب و غریب در جامعه حضور دارند ، یکی از دلایل عمده آن همین عدم­خودباوری­است.

در این مقاله ، به تعریف­خودباوری­و نقش و اهمیت و جایگاه آن در زندگی فرد می پردازیم.

­

خودباوری

­

خودباوری­چیست ؟

­

خودباوری­، آن چیزی است که شخص درباره خودش فکر می کند ، نه آنچه دیگری درباره او تصور می کند.

­

ممکن است از­عشق­خانواده­، همسر و فرزندان خود برخوردار باشیم و در عین حال ، خود را دوست نداشته باشیم و به خود عشق نورزیم. ممکن است مورد تحسین دیگران باشیم ولی خود را بی ارزش بپنداریم. ممکن است تصویری از­اعتماد به نفس­از خود به دیگران نشان دهیم ، درحالیکه پنهانی احساسی از عدم شایستگی ، وجود ما را به لرزه درآورد.

ممکن است بتوانیم انتظارات دیگران را برآورده کنیم ولی برای رفع نیازهای خود ناتوان باشیم و همیشه با وجود همه افتخاراتمان ، احساس ناکامی داشته باشیم. ممکن است مورد ستایش خیلی ها باشیم ولی هر روز صبح با ناامیدی و احساس پوچی از خواب بیدار شویم. متاسفانه باید بگوییم بعضی از افراد مشهور که هواداران زیادی هم دارند ، حتی یک روز را هم بدون مصرف مواد مخدر نمی توانند بگذرانند !خودباوری موفقیت بدون دستیابی بهخودباوری­، احساسی شیاد گونه و مضطربانه بدنبال خواهد داشت که هر آن در انتظار رسوایی است.

تمجید و ستایش دیگران در ما­خودباوری­ایجاد نمی کند. تحصیل علم ، ازدواج ، پدر ومادر شدن ، دارایی ، کمک کردن به دیگران ، موفقیت های جنسی ، و تحسین حیرت انگیز دیگران نیز هیچکدام قادر نیستند در ما­خودباوری­ایجاد کنند! ممکن است بطور موقت باعث شوند از خود احساس بهتری داشته باشیم ، یا در موقعیت هایی احساس راحتی بیشتری کنیم ؛ اما راحتی خیال ،­خودباوری­نیست.


­

راه های افزایش­خودباوری

­

خودباوری

­

خودتان را جدی بگیرید

­

برای اینکه دیگران شما را جدی بگیرند ابتدا باید خودتان شخصیت وجودی‌تان را جدی بگیرید و خودتان را باور داشته باشید.

­

برای­رسیدن به این هدف از 2 وجه بیرونی و درونی می‌توان این موضوع را تحت بررسی قرارداد که در این مورد وجه درونی آن از اهمیت­بیشتری برخوردار است.

اگر بخواهیم از بعد درونی به این موضوع نگاه کنیم باید روند افکار و احساساتمان را تغییر دهیم. فردی موفق است که واقع‌بین باشد و مسئولیت رفتارهای خود را بپذیرد. برای مثال اگر در جایی مرتکب اشتباه شد آن را قبول کند و در جهت اصلاح آن برآید. چنین شخصی خود را باور دارد و این دلیل موفقیت او است.


افکار منفی را دور بریزید

وقتی دچار تردید می‌شوید یک لحظه بایستید و گوش کنید. به آن صدای کوچک منفی در درون‌تان توجه کنید و ببینید این صدا واقعا صدای کیست؟ صدای والدین‌تان؟ صدای بچه‌های زورگوی مدرسه؟ مجموعه‌ای از صداهای متنوع زیاد، مربوط به زمان‌ها و اشخاص مختلف؟ یک چیز مسلم است: این صدای خودانتقادگر درونی در اصل صدای شما نیست. ممکن است خودش را طوری جا زده باشد که فکر کنید هست، ولی این صدا واقعا مربوط به شما نیست.

به خودتان بگویید: این صدای من نیست! بعد آن را به چالش بکشید و به تدریج سعی کنید کاملا آن را نادیده بگیرید.


اشتباهاتت را بپذیر

فردی که توانایی‌های خود را باور نداشته باشد به دستاوردهایی که آرزویش را دارد نمی‌رسد. چنین شخصی واقع‌بین نیست و به همین دلیل مسئولیت خطاهای خود را نمی‌پذیرد چون فکر می کند اگر اشتباهات را گردن بگیرد باعث بروز نوعی درد و رنج ذهنی و روانی در خود می‌شود. به همین دلیل این گروه از افراد ترجیح می‌دهند برای فرار از واقعیت، دیگران و شرایط بیرونی را تنها دلیل اشتباهاتشان معرفی و با این کار خود را از فشار روانی خلاص کنند.


قدرت های برتر خود را تقویت کنید

قدرت‌های فراطبیعی قهرمان‌های مشهور را در نظر بگیرید و قبل از این که روزتان را شروع کنید آنها را برای خودتان بنویسید. این قدرت‌ها ممکن است هر چیزی باشند، مثلا سرعت فوق‌العاده، توانایی بالا رفتن از دیوار، پرواز کردن، دیدِ اشعه‌ی ایکسی…یا هر چیزی که به ذهن‌تان رسید. دارید از خودتان می‌پرسید چرا این کار را به شما پیشنهاد می‌کنم؟ دلیلش این است که «مجهز کردن» ذهن‌تان با فکر کردن به این ویژگی‌های مثبت واقعا می‌تواند در رفتارتان مؤثر باشد.

علاوه بر این قدرت‌های فوق‌العاده، همه‌ی ویژگی‌های مثبتی را که به ذهن‌تان می‌رسد بنویسد. نه فقط آنهایی که در خودتان می‌بینید، بلکه هر ویژگی‌ای که به نظرتان مثبت است.


اهداف بلندپروازانه داشته باشید.

­

اهداف بلند

­

ممکن است به نظر خیلی کلیشه ای برسد اما به دنبال شغلی که همیشه آرزویش را داشته اید باشید، مهارت سخت و دشواری را بیاموزید که همیشه به دلیل سخت بودن از یادگیری آن صرف نظر کرده اید. حتی اگر در دستیابی به دوردست ترین هدف خود ناکام شوید ، از این تلاش خود قطعا نتایج مثبت بسیاری خواهید گرفت.

­


یک تصویر قوی ازخودتان بسازید

صرفِ­متقاعد­کردنِ خودتان به اینکه می‌توانید کاری را انجام بدهید برای رسیدن به­خودباوری­کافی نیست. خودباوریِ حقیقی زمانی به دست می‌آید که به تدریج بتوانید به درجه‌ای برسید که خودتان را در حال آرامش اجتماعی ببینید؛ در حالی که کاری را که می‌خواهید شروع کرده‌اید، کتابی که را می‌خواستید نوشته‌اید و یا هر چیز دیگری را که لازم بوده باور داشته باشید انجام داده‌اید و همان آدمی شده‌اید که می‌خواستید.

این عادت را برای خودتان به وجود بیاورید که هر روز چند دقیقه بنشینید و چشم‌هایتان را ببندید و خودتان را ببینید که با قاطعیت، آرامش و قدرت رفتار می‌کنید. این تمرین تصویرسازی قوی به این معنی است که شما می‌توانید از خودتان یاد بگیرید که چطور اعتماد به‌نفس و­خودباوری­داشته باشید، و طوری عمل کنید که شانس موفقیت‌تان به حداکثر برسد. تصور کنید دارید خودتان را در تلویزیون می‌بینید. بعد آن «شما»یی که در تلویزیون است یادتان می‌دهد که چطور با­خودباوری­عمل کنید. خواهید دید که هر چه بیشتر این تمرین را تکرار کنید، بیشتر شبیه آن آدمی می‌شوید که در صفحه‌ی تلویزیون می‌بینید.

­

https://keramatzade.com/Self-confidence-and-ways-to-strengthe-it





امتیاز : 3


طبقه بندی: ،
,

تاريخ : 12 مهر 1396 | 17:16 | نویسنده : مدیر | بازدید : 4297

رازهای قدرت­درون


هر چیزی روی زمین می بینی، از آن خدای­درون­توست. پس آنچه را داری و به آن نیاز نداری را ببخش. مال تمام دنیا هر جای دنیا که باشد، از آن خدای توست و برای هر کسی که خرج شود، در واقع در راه خدای توست که خرج می شود.

­وقتی دارایی اضافی ات را می بخشی، با انبوهی و فراوانی و برکت چند برابر به سمت تو باز می گردد. پیامبران و مردان بزرگ خدا از تمام این قوانین آگاه بودند که آن چنان سخاوتمند و بخشنده بودند. کل دنیا از آن الوهیت­درون­توست و در نهایت به روح تو می رسد. تمام آنچه هست، از آن الوهیتدرون­توست. هر چه از ازل بوده، مال خدای­درون­تو بوده و هر چه تا ابد باشد، متعلق به او خواهد بود.­

تو از همه دنیا و انسان هایش بی نیازی. چون همه چیز در احاطه قدرت بی بدیل­درون­خودت است. پس به کسانی که نیاز دارند ، ببخش و برکت و خوشبختی­زندگی­ات را هر لحظه بیشتر کن. هر آن چه در هر جای دنیا وجود دارد، تا ابد از آن اوست . صاحب اختیار دنیا و صاحب­خوشبختیانسان ها نیروی­درون­توست.

­

موهبت ها و هدایای بی نظیر­زندگی­ات را با عزیزانت و با تمام انسان ها تقسیم کن تا آن ها هر روز بیشتر و عظیم تر شوند. با بخشش مالت، صد برابر هر چه را بخشیده ای، دریافت می کنی. با بخشش قسمتی ­از آن چه داری، دریچه های عظیم سیل آسای نعمت و ثروت بی کران را باز می کنی و هزارها برابر آنچه بخشیده ای، از آسمان ثروت و دولت و شکوه و­خوشبختی­بر سرت می بارد.­
کائنات­همواره در پی آن است که خوبی های تو را جبران کند و آن ها را، چندین برابر به سمت تو بازگرداند.­کائنات­دستور یاری و کمک تو و جبران چند برابر نیکی های تو را از ازل خدا گرفته است. همه چیز به سمت خودت بر می گردد.­

هنگامی که با­زندگی­و آدم هایش مهربان باشی، به دستور خدا طبیعت، عمق مهربانی خود را تقدیم تو می کند. هنگامی که می بخشی،به دستور او، عالم و آدم برای تو، بخشایشگر و سخاوتمند می شوند. هنگامی که دوستشان داری، آنان دیوانه وار در عشقت می سوزند و هنگامی که به آن ها کمک می کنی، تمامی آن ها، مشتاقانه خدمتگزار تو میشوند.

با بخشش به هماهنگی کامل با نیروی خیر الهی درونت می رسی و انرژی الهی درونت را به جوشش در می آوری. با بخشش و فعال کردن نیروهای کیهانی درونت، باعث می شوی رویدادها تغییر کنند.

­

مقاله مرتبط:تکنیک های تغییر باور ذهنی

­

با عفو و­عشق، نیروهای تو، رویدادها را در چنگال می گیرد و آن ها را قدرتمندانه به سمتی بر می گرداند که تو می خواهی. قدرت بخشش تو، اتفاقات را احاطه می کند و آن ها را تبدیل به دلخواه تو می کند. نیروی بخشش تو، دنیا را می چرخاند و همه وضعیت ها را تبدیل به وضعیتی می کند که تو به آن عشق می ورزی و همه اتفاقات و اوضاع وشرایط در برابر برتری وقدرت سخاوت ­تو سر تسلیم فرود می آورند.

­نیروی عفو، همه انسان ها را تغییر می دهد و آن ها را به گونه ای وارد­زندگی­ات می کند که سبب رشد و تعالی و خدمت به ­تو شوند و تمام این نیروها، از قدرت الهی­درون­خودت سرچشمه می گیرند. او معمار غول پیکر­کائنات­است.

با بخشش و محبت، اوضاع را تغییر می دهی و موقعیت ­شرایط را عوض می کنی و اوضاع و شرایط و اتفاقات دلخواه و درست و به جاکه هماهنگ با عشق ­توست، را به سمت خود می کشانی. وقتی تمام اتفاقات را ببخشی، از آن پس اتفاقاتی را وارد­زندگی­ات می کنی که مطابق با عشق و علاقه و خواست توست.

­

رازهای قدرت درون

­

­هر چه بیشتر به همه چیز عشق بورزی، نیروهای الهی درونت شرایطی را پدید می آورد که همه چیز و همه کس، عشق و علاقه و دلخواه های تو را به نمایش بگذارد و همه چیز همان گونه شود که خواست توست و همه اتفاقات و شرایط خواسته های تو را متجلی کند و دنیا با شادمانی و تسلیم در برابر تو به تو پاسخ دهد.­

عشق الهی و بخشش بزرگوارانه ­تو انسان فرشته صفت زیبا و عروس شادمانی کائنات، همه اوضاع و شرایط را تصحیح می کند و به بهترین و کامل ترین شکل در می آورد و تو همواره­شاهد نتایج دلخواه و جالب توجه و رضایت بخش خواهی بود و همه این ایده آل ها و زیبایی ها، با عشق ورزیدن به همه کس و همه چیز و همه جا و همه اتفاقات و رهایی از همه ، به راحتی خود به خود وارد­زندگی­تو، شاهزاده زیبا روی عالم می شود و به این شکل، بر کامیابی و­خوشبختی­و سعادت و شادکامی خود، می افزایی. با عشق و بخشایش، تو خود تبدیل به نیروی خدای درونت می شوی و همه ناممکن ها به خواست او، خود را تسلیم تو می کنند و خود را تحویل تو می دهند.­


بخشش و رحمانیت تو، تمام مسائل­زندگی­و ناممکن ها را آب می کند و ­در زمین فرو می برد و سطح­زندگی­تو صاف و هموار و صیقلی مانند آینیه ای پاک، و شیرین و خوش و دوست داشتنی می شود.

جریان تمام کمک ها و بخشش ها و محبت هایت در آیینه­کائنات­چند برابر می شود و همیشه بلا استثناء به خودت باز می گردد. هر اندازه ­بیشتر ببخشی و­احساس­رضایت و شادمانی و بزرگ ناشی از بخشش را­احساس­کنی، رویا هات را به خودت نزدیک تر کرده ای .احساس عشق به همه دنیا و به همه کس مهم ترین اقدامی است که برای رسیدن به اهدافت می توانی انجام دهی و سریع ترین راهی است که تو را به خواسته هایت می رساند.

­

مقاله مرتبط: اسرار قدرت ذهن ناخودآگاه

­

بخشش به اشخاص راهی است برای تو، تا خدا نیروهای عظیمش را در­کائنات­جاری کند و­زندگی­ات را نور و فروز و زیبایی و عطری خوش ببخشد. مقصد بخشش، خود تو هستی. فرقی ندارد آن چه می بخشی، مال و جنس است یا خوش رویی و خوش خویی. فقط ببخش که خدا هزار بار برابرش را به شکل عزّت و دوستان زیاد و مال زیاد به تو باز می گرداند.­
انرژی بخشش از مبدأ شخصی به مقصد خانه خودت روان می شود. در واقع کسی که از بخشش چندین برابر عایدش می شود، تو هستی . عظیم ترین منبع نیروی جهان، در توست که با بخشش ظاهر می شود.­

زندگی هنگامی جاری می شود که ببخشی و با دیگران تقسیم کنی.شجاع باش و در راه ایمان به خدا، ببخش. خدا به شجاعت های تو پاداشهایی بسیار عظیم تر از آن چه تصور کنی، می بخشد. خداوند بر صفت بخشندگی بسیار اصرار و تأکید ورزیده است. چون فقط وقتی ببخشی، به­خوشبختی­می رسی.


"قدرتی متعالی و نیرویی حاکم وجود دارد که بر این جهان بی‌حد و مرز حکومت می‌کند. و شما بخشی از این قدرت هستید."


­

رازهایی برای رسیدن به حقیقت زندگی


راز اول:

‌تمامی آن‌چه به منظور خوشحالی و­خوشبختی­واقعی بدان نیاز داریم، در­درون­ماست.

­

راز دوم:

تصویر ذهنی درست از خود، ما را به حقیقت­زندگی­هدایت می‌کند. هر انسانی، یک تصویر ذهنی از خود دارد که من کیستم و چه می‌توانم انجام دهم. تصویر ذهنی هر انسانی، پایه‌ی اصلی شخصیت و رفتار‌های اوست. به‌عبارت دیگر، تصویر ذهنی ما از خود، نشانه‌ای از­احساس­فضیلت و بزرگی ماست و نشان‌می‌دهد که چه کارهایی از ما ساخته است‌ و چه کارهایی از ما ساخته نیست.

­

رازهای قدرت درون

انسان‌ها حقیقت­زندگی­را با تصویرهای ذهنی خود‌ می‌سازند. آری تصویر ذهنی زیبا از خود، موفقیت‌ها را می‌سازد و موفقیت‌ها، باعث بهتر شدن تصویر ذهنی انسان از خود می‌گردد. تصویر ذهنی ما از خودمان، نمادی از مجموعه‌ی باورهای ما در فضای­زندگی­است.


راز سوم:

هدف زندگانی، آن است که تمام توانایی‌های بالقوه‌ی خود را به‌عنوان یک انسان خود‌شکوفا‌ بشناسیم و آن‌ها را شکوفا کنیم و بهترین خویشتن خویش را از خود ظاهر کنیم و به بیش‌ترین رشد و شکوفایی برسیم.

­

­

مقاله مرتبط: خودباوری و راه های تقویت آن

­

راز چهارم:

تغییر در وجود، نه‌ تنها ممکن و میسر است بلکه اجتناب‌ناپذیر است‌ زیرا تا ما تغییر نکنیم، زندگی‌مان تغییر نمی‌‌کند. انسان‌های سعادتمند، ‌مرتباً می‌شوند و می‌روند‌ زیرا تا نشوی، نمی‌شود و تا نروی، نمی‌رسی.

­

راز پنجم:

تمام مشکلات، موانع و مصائب زندگی، در‌واقع درس‌هایی هستند که به انسان می‌آموزند و انسان را می‌سازند. آن‌ها فرصت‌هایی در لباس مبدل‌اند. حتی گاهی مشکلات، الطاف خفیه‌ی خداوند هستند که باعث رشد و شکوفایی انسان می‌شوند. پس آن‌ها را گرامی بداریم و از آن‌ها بیاموزیم.

­

راز ششم:

تلقی ما از واقعیت، ساخته و پرداخته‌ی فکر و ذهن ماست. پس واقعیت‌های­زندگی­ما می‌توانند با اندیشه‌های ما تغییر کنند. بنابراین مراقب اندیشه‌های خود باشیم تا واقعیت زندگی‌مان را زیباتر کنیم.

­

راز هفتم:

ترس و تردید، سرزندگی و نشاط را از انسان می‌رباید. با باورهای عالی و توکل بر خداوند، هرگونه ترس و تردید را از فضای فکر خود دور کنیم و در وادی یقین و عشق، محکم و استوار به جلو برویم و­زندگی­پرحاصلی را در محضر خدا و­کائنات­خلق کنیم.

­

‌راز هشتم:

­

خودتان را دوست بدارید

­

مادامی که خودمان را دوست نداشته باشیم و به خودمان عشق نورزیم، نمی‌توانیم به کسی عشق بورزیم و از عشق دیگران نسبت به خود بهره‌ای ببریم. پس گوهر عشق را ابتدا به خود تقدیم کنیم تا بتوانیم مظهر عشق‌ورزی برای دیگران باشیم.

­

راز نهم:

تمامی ارتباطات ما با­کائنات­و دیگران، آیینه‌هایی هستند که خود ما را نشان می‌دهند و تمامی مردم، آموزگاران ما به‌حساب می‌آیند. پس با­خودباوری­و اعتماد‌به‌نفس، زیبا‌ترین رابطه‌ها را برقرار‌کنیم و از کلید طلایی ارتباطات، برای باز کردن هر درِ بسته‌ای در­زندگی­استفاده کنیم و موفق شویم.

­

راز دهم:

سعادت واقعی در زندگی، در نحوه‌ی عکس‌العمل ما در مقابل رخدادها و حوادث­زندگی­است‌ نه در بخت و اقبال. بنابراین خود را مسؤول­زندگی­خود بدانیم و تقصیر را به عهده‌ی دیگران نیندازیم تا بتوانیم با عکس‌العمل‌های مناسب، حقیقت زیبای­زندگی­را به واقعیت قابل قبول تبدیل کنیم و بهخوشبختی­و سعادت برسیم.


راز یازدهم:

حقیقت زندگی، بر مبنای­عشق الهی­استوار است. انسان‌های موفق و کامیاب، وجود خود را با عشق الهی، جذاب و منور می‌کنند و با تقدیم عشق به انسان‌های دیگر و به کل کائنات، به­زندگی­سعادتمندانه‌ای می‌رسند.

­

راز دوازدهم:

از آن‌جایی که انسان‌ها در مسیر­زندگی­گاهی از اجرای درست قانونمندی‌های­زندگی­غافل می‌شوند و با اندیشه‌های غلط و القائات منفی دیگران، از مسیر درست­زندگی­به بی‌راهه می‌روند، بنابراین ارزیابی مستمر کیفیت­زندگی­و اصلاح لحظه‌به‌لحظه‌ی خود، می‌تواند انسان را در مسیر درست و رسیدن به حقیقت­زندگی­هدایت کند. زیباترین معیار ارزیابی کیفیت زندگی، این است که در پایان هر روز، از خود سؤال کنیم که آیا من روز پرحاصلی داشتم و از لحظه‌های­زندگی­خود ‌لذت بردم؟

­با اجرای درست رازهای حقیقت زندگی، به این نتیجه می‌رسیم که:

تمامی آن‌چه که برای خوشحالی و­خوشبختی­واقعی در­زندگی­به آن احتیاج داریم، هم‌اکنون از‌آنِ ما و در اختیار ماست و ما باید به‌عنوان بندگان شایسته و شکرگزار در هر لحظه، هوشیارانه قانونمندی‌های رسیدن به حقیقت­زندگی­را اجرا کنیم تا بتوانیم از مواهب الهی استفاده کنیم و از لحظه‌های­زندگی­در مسیر کمال لذت ببریم.

https://keramatzade.com/The-secrets-of-power-inside





امتیاز : 3


طبقه بندی: ،
,

تاريخ : 11 مهر 1396 | 15:11 | نویسنده : مدیر | بازدید : 3382


چشم­زخم­و روش های مقابله با آن


چشم­زخم­چیست؟

چشم­زخم­گونه ای از بدخواهی است به گونه ای که در بسیاری از فرهنگ ها این عقیده وجود دارد که فرد شور چشم می تواند عامل بدشانسی یا صدمه به دیگرانی که با مورد نفرت یا دشمنی اویند گردد. این عمل چشم زدن یا نظر زدن نامیده می شود و در مقابله با آن طلسم هایی ابداع شده است که نظرقربانی خوانده می شوند. این اصطلاح اشاره بر این دارد که صدمات و بداقبالی های وارده از طریق نگاه دشمنانه یا بدخواهانه به دیگران وارد می گردد.


­

چشم­زخم­ازدیدگاه قرآن

خداوند در­قرآن­می فرماید:«وَ إِنْ یَکادُ الَّذینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَ یَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ»[1]­
و کافران چون قرآن را شنیدند نزدیک بود که تو را با چشمان خود به سر درآورند و می‏گویند که او دیوانه است.­
­

بسیاری از مردم معتقدند در بعضی از چشمها اثر مخصوصی است که وقتی از روی اعجاب به چیزی بنگرند ممکن است آن را از بین ببرد، یا درهم بشکند، و اگر انسان است بیمار یا دیوانه کند.­
این مساله از نظر عقلی امر محالی نیست، چه اینکه بسیاری از دانشمندان امروز معتقدند در بعضی از چشم ها نیروی مغناطیسی خاصی نهفته شده که کارایی زیادی دارد، حتی با تمرین و ممارست می‏توان آن را پرورش داد، خواب مغناطیسی از طریق همین نیروی مغناطیسی چشمها است. بسیاری نقل می‏کنند که با چشم خود، افرادی را دیده ‏اند که دارای این نیروی مرموز چشم بوده ‏اند، و افراد یا حیوانات یا اشیایی را از طریق چشم زدن از کار انداخته ‏اند.­

­

چشم زخم-از-نظرقران


لذا نه تنها نباید اصراری در انکار این امور داشت باید امکان وجود آن را از نظر عقل و علم پذیرفت. در روایات اسلامی نیز تعبیرات مختلفی دیده می‏شود که وجود چنین امری را اجمالا تایید می‏کند.

در حدیثی می‏خوانیم که" اسماء بنت عمیس" خدمت پیامبر (ص) عرض کرد: گاه به فرزندان جعفر چشم می‏زنند، آیا" رقیه" ای برای آنها بگیرم (منظور از" رقیه" دعاهایی است که می‏نویسند و افراد برای جلوگیری از­چشم زخم­با خود نگه میدارند و آن را تعویذ نیز می‏گویند).

­

مقاله مرتبط: ترجمه 31 نهج البلاغه

­

­

پیامبر (ص) فرمود: نعم، فلو کان شی‏ء یسبق القدر لسبقه العین‏ " آری، مانعی ندارد، اگر چیزی می‏توانست بر قضا و قدر پیشی گیرد چشم زدن بود"!­
و در حدیث دیگری آمده است که امیر مؤمنان (ع) فرمود: پیامبر برای امام حسن و امام حسین" رقیه" گرفت، و این دعا را خواند: اعیذکما بکلمات التامة و اسماء اللَّه الحسنی کلها عامة، من شر السامة و الهامة، و من شر کل عین لامة، و من شر حاسد اذا حسد "شما را به تمام کلمات و اسماء حسنای خداوند از شر مرگ و حیوانات موذی، و هر چشم بد، و حسود آن گاه که حسد ورزد می‏سپارم، سپس پیامبر (ص) نگاهی به ما کرد و فرمود:" این چنین حضرت ابراهیم برای اسماعیل و اسحاق تعویذ نمود"

­در­نهج البلاغه­نیز آمده است‏: العین حق و الرقی حق‏ "چشم­زخم­حق است و توسل به دعا برای دفع آن نیز حق است" ذکر این نکته لازم است که هیچ مانعی ندارد این دعاها و توسل ها به فرمان خداوند جلو تاثیر نیروی مرموز مغناطیسی چشم ها را بگیرد همانگونه که دعاها در بسیاری از عوامل مخرب دیگر اثر می‏گذارد و آنها را به فرمان خدا خنثی می‏کند.­

­

این نیز لازم به یادآوری است که قبول تاثیر چشم­زخم­به طور اجمال به این معنی نیست که به کارهای خرافی و اعمال عوامانه در اینگونه موارد پناه برده شود که هم بر خلاف دستورات شرع است، و هم سبب شک و تردید افراد ناآگاه در اصل موضوع است، همانگونه که آلوده شدن بسیاری از حقایق با خرافات این تاثیر نامطلوب را در اذهان گذارده است.

­

­اما علاوه بر دعا در دفع آن موارد دیگری نیز ذکر شده همانطور که در صحیفه رضا: تا امام ششم (ع) فرمود: صله ارحام و خلق خوش فزونی در عمرها است. ­و نیز در کافی: به سندش تا امام باقر (ع) که صله ارحام اعمال را پاک کند و بلا را دفع کند و اموال را افزاید، و عمر را دراز کند، و روزی را فراوان سازد، و دوستی در خاندان اندازد. و نیز حضرت رسول صلّی اللَّه علیه و آله فرمود: باز داشتن خود را از بدی، و دوری از شرور به منزله صدقه است (صدقه بر طبق اخبار باعث طول عمر و دفع آفات و بلیات و سبب برکت مال و وسعت رزق و­دیگر آثار است، ترک شر و دوری از بدیها و دیگر معاصی مانند صدقه است در ثمرات مذکوره و غیر آن ثمرات از فوائد صدقه دادن، و خلاصه سبب آسایش خود و مردم است)

­

مقاله مرتبط: قوانین موفقیت از دیدگاه اسلام و قرآن

­

­

رفع چشم­زخم­از طریق قرآن

ساده ترین دستور برای رفع چشم­زخم­خواندن سوره ناس و فلق است. در روایات آمده است که پیغمبر(صلی الله علیه وآله) این سوره ها را برای امام حسن و امام حسین به عنوان تعویذ قرائت می کرد.

از امام صادق(علیه السلام) روایت شده که فرمود است :اگر کسی از شما چیزی از برادرش او را متعجب ساخت سه بار بگویید:ماشاء الله لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم. در برخی روایات گفته می شود که تکبیر بگویید تا تأثیر چشم­زخم­از بین برود.

البته نباید از این امر غافل شد که زیاده گویی ها در این مسئله بسیار است. در بین توده مردم برخی از این مباحث با خرافات عجین و موجب شده برخی اصل آن را هم انکار کنند.

اسفند دود کردن و استفاده از مهره های آبی برای دور کردن چشم­زخم­مبنای روایی ندارد، موضوعاتی است که توسط مردم به بحث اضافه شده است. همان طور که در احادیث و روایات­آمده اصل تأثیر دعا برای دفع چشم­زخم­قابل انکار نیست، اما باز کردن دکانی برای نوشتن دعا و ادعای دعانویسی به هیچ وجه قابل قبول نیست، میدان دادن به این افراد نیز گناه محسوب می شود.

از دیگر روش هایی که قرآن در همین آیه بدان اشاره می کند پرهیز از کسانی است که دارای این قدرت هستند و نیز استفاده از شیوه هایی است که زمینه های چشم­زخم­را فراهم نمی آورد. ظاهر نشدن در برابر شور چشمان یکی از این راه هاست.­

­

مقاله مرتبط: روش قران در روان درمانی

­

چشم­زخم­درمبنای علمی

­باور به چشم‌­زخم­و اینکه در یک جمع یک نفر چشمش شور است، هنوز هم بر اساس باور به فرهنگ قدیم در بین افراد وجود دارد.: در مراکز علمی و آکادمی بر اساس تحقیقات انجام شده به هیچ عنوان چشم‌­زخم­به رسمیت شمرده نمی‌شود. به طورکلی این امر غیرعلمی است و روان‌شناسان و پزشکان نیز اعتقادی به این قضیه ندارند.­

­

چشم زخم در مبنای علمی

­

توجه مردم به چشم‌­زخم­دلیلی بر صحت و سقم این قضیه نیست. در طول تاریخ مردم جوامع بر عوامل گوناگونی معتقد بوده و هستند، اما هنوز درستی این قضیه به اثبات نرسیده است. این روان‌شناس درباره وجود انرژی در بین برخی افراد و انتقال آن به دیگران می‌گوید: ‌ در اصل این امور ریشه در خرافات دارد، اما مطالعه این امر صرفا از بعد روان‌شناسی از این بخش ارزشمند است که بتوان تاثیر باورهای نادرست قدیمی روی رفتار و روابط اجتماعی را مورد بررسی قرار داد.
­
معمولا در بین گروه‌های عدیده محدودی با عنوان افراد چشم شور شناسایی می‌شوند و در موقعیت‌های مختلف سعی در دوری از آن‌ها می‌شود یا به اشکال مختلف چشم‌زخمی آن‌ها کنترل می‌شود. این امر برای افراد می‌تواند مضراتی همچون هراس از جامعه را به همراه داشته باشد.


­برای مثال در گذشته افراد معروف به چشم شور در بین گروه‌ها همیشه مورد اتهام و برخوردهای توهین‌آمیز قرار می‌گرفتند و دیگران نیز با به آتش کشیدن مقداری از پارچه لباسشان سعی در خنثی کردن تاثیر­چشم زخم­بودند. این امر با توهم به این قضیه که با به آتش کشیدن مقداری از لباس فرد تاثیر چشم‌­زخم­نیز از بین می‌رود انجام می‌شد.
­باور به چشم‌­زخم­می‌تواند برای گروه‌های خاص نتایج نامطلوبی به همراه داشته باشد، آن هم به این دلیل که این افراد به جای یافتن علت واقعی بیماری و دیگر مشکلات از حل مساله عاجز می‌مانند. بنابراین از لحاظ علمی هیچ اعتقادی به چشم‌­زخم­وجود ندارد و باید هر فرد تحصیل کرده با این باور مبارزه کند و اجازه بروز دیگر مشکلات ناشی از این باور غلط را ندهد.­


او درباره وجود انرژی در بین برخی افراد می‌گوید: انرژی‌ها بیشتر در ذهن افراد وجود دارد. برای مثال در مراودات روزمره با مواجه شدن با فردی با چهره‌ای عبوس خواهید گفت که آن فرد انرژی منفی دارد؛ پس با این تفاسیر هر یک از برداشت‌ها به تجربه و نگرش افراد در ارتباط با دیگران مربوط می‌شود و پایه علمی ندارد.

­





امتیاز : 3


طبقه بندی: ،
,

تاريخ : 11 مهر 1396 | 15:07 | نویسنده : مدیر | بازدید : 2378


چگونه ­هدف گذاری کنیم در­زندگی

­چرا با وجود قدرت نامحدود و بسیار عظیم درونی انسان، درصد کمی از افراد از نعمت خوشبختی، سلامتی،شادکامی، آرامش، ثروت و … بهره مند هستند؟­

چرا گروه بسیار کثیری از افراد جوامع، این همه احساس یاس، ناکامی، عدم موفقیت، بیماری و … کرده و در نظرشان هیچ چاره و راهی برای حل مشکلاتشان وجود ندارد؟ و اصولا در­موفقیت­، شادکامی و خوشبختی انسانها ، عواملی چون ‹‹ ثروت››،‹‹ملیت و نژاد››، ‹‹سطح تحصیلات››،‹‹جنسیت››،‹‹مذهب››،‹‹ضریب هوشی›› و … چه نقشی بازی کرده و چقدر موثرند؟­

آیا شایسته ترین و باهوش ترین انسانها لزوما آدم های موفقی به حساب می آ یند یا نه؟ در نهایت ‹‹ هدف ›› چه نقشی در زندگی انسان بازی میکند؟


­

نتایج حاصله ار اطلاعات و آمارهای به دست آمده در کشورهای مختلف و جوامع متعدد، نشان می دهد که تعیین اهداف شفاف، معین و پایدار، مهم ترین عامل­موفقیت­انسانها به حساب می آید. در حدود 3 درصد افراد مختلف جوامع، دارای اهداف مشخص ، پایدار و شفاف هستند، و برای رسیدن به اهداف خود، برنامه ریزی مشخص و دقیق داشته و مصمم هستند که با تلاش و سخت کوشی فراوان با مداومت در پایداری و مقاومت در برابر مشکلات، به موفقیتهای شایان توجه، برسند.­

97 درصد بقیه افراد هر جامعه ، دارای افکار، اهداف، رویاها و آرزوهای پراکنده، مبهم، غیر شفاف،و ناپیوسته بوده و همجنین فاقد برنامه ریزی دقیق و عملی برای رسیدن به اهداف پراکنده و مبهم خود هستند. در یک بررسی دقیق 20 ساله دانشگاهی، نتایج حاصله نشان میدهد که راندمان حاصله از عملکرد گروه 3 درصدی در تمامی موارد و موضوعات بررسی شده، از مجموع عملکرد 97 درصدی ، بیشتر بوده است.­


به علاوه همین افراد 3 درصدی، خیلی بیشتر از تک تک افراد 97 درصدی، از توانمندی درونی خود استفاده مینموده اند. افراد 3 درصدی هدفمند، در مقایسه با 97 درصدی غیر هدفمند، از احساس رضایت ، خوشبختی، خوشبینی، سلامت جسمی و روحی بسیار بالایی برخوردار بوده اند… افراد این گروه از نیروی تجسم و تصور خود، بیشتر بهره برداری کرده و میل و اشتیاق فراوان به آنچه میخواستند، داشته و میدانستند که به کجا میروند و فکر میکردند که، همه مشکلات و مسائل دنیا قابل حل هستند، و با این تفکر، به جنگ مشکلات و نارسایی ها میرفتند و بر آنها، غلبه میکردند.­

­

­

هدف گذاری در زندگی

اینان از قدرت تصمیم گیری سریع و به موقع برخوردار بوده اند و با شکار لحظه ها و موقعیتها و اندیشیدن به پیروزی ، فرصتها را به دانایی، توانایی، ثروت و خوشبختی بیشتر، تبدیل میکردند…اینان بر اندیشه و تفکر خود حاکم بوده و از قدرت ذهنی و توانمندی های درونی خود، خیلی بیشتر از دیگران استفاده میکردند.­

اینان شکست و عدم­موفقیت­را فقط به عنوان تجربه جدید، قبول داشتند و نتایج مثبتی را از آن برداشت میکردند، حتی در بدترین شرایط هم، امید بهموفقیت­و پیروزی را از دست نمیداند.جالب است که بدانیم که افراد موفق و هدفمند 3 در صدی، از ظرفیت و هوش خاص و خیلی بالا هم برخوردار نبودند.­


با توجه به مراتب بالا، تلاش پشتکار مداوم در جهت رسیدن به اهداف، مهمترین عامل تشکیل دهنده کیفیت زندگی است.­

­

بزرگترین پاداشها به کسانی تعلق میگیرد که برای رسیدن به اهداف، دست از تلاش بی وقفه خود، برنداشته و وظایف و کارهای مربوطه را با عشق، شور و شوق و اشتیاق انجام میدهند و میدانند هیچ شاهکاری و هیچ عظمتی بدون هدف بزرگ و بدون عشق و علاقه شدید، بوجود نمی آید؛ بعلاوه، با مقاومت در برابر مشکلات، استعدادهای انسانی شکوفا شده، توانمندی هایش بیشتر میگردد.

­

اهمیت و ضرورت­هدف­گذاری

­

مهمترین عامل ، در کسب هر موفقیتی ، تدوین و مشخص کردن دقیق اهداف می باشد.­هدف­گذاری مهمترین عامل حرکت و خلق آینده است ، هدف ها هستند که مقصد و مسیر زندگی فردی و سازمانی را روشن می کنند.

­

هدف­گذاری به مثابه ترسیم جاده ای برای آینده است . تلاشی ارزشمند است که معطوف به هدف باشد، تلاش بی هدف پرتاب تیر در تاریکی است یکی از موانع بسیار مهم­موفقیت­و کامیابی ، ناتوانی افراد و سازمانها در تدوین اهداف می باشد . آنهایی که رویایی در ذهن و هدفی بر روی کاغذ نداشته باشند مقصدشان ناکجا آباد خواهد بود .

یکی از مهارت هایی که مدیران و کارکنان باید در خود تقویت نمایند ، مهارت­هدف گذاری­است.اهداف کلی ، کیفی و مبهم قابلیت اندازه گیری و اثر بخشی نخواهد داشت .


­

فرایند­هدف­گذاری :

اهداف از ماموریت ها و چشم اندازها نشئت می گیرند و بستگی به جواب سه سئوال ذیل دارد :


* ­در حال حاضر ،کجا هستیم ؟
* ­به کجا می خواهیم برویم ؟
* برای رسیدن به­هدف­چه باید بکنیم؟


برای­هدف­گذاری اطلاع ازماموریت ها چشم انداز و وظایف سازمان ها لازم و ضروری است . اهداف باید در تحقق ماموریت و وظایف سازمانی باشد .

وقتی که اهداف مشخص شدند برای چگونگی رسیدن به اهداف باید طرح ها و برنامه هایی تدوین گردیده ولیست کلیه فعالیت هایی که منجر به تحقق اهداف می شوند را مشخص نمود و پس از اجرای برنامه ها و فعالیتها باید نتایج و دستاوردها با اهداف مقایسه شوند تا اصلاحات لازم در اهداف ، برنامه ها و فعالیت ها به عمل آید .


­

چگونه­هدف­گذاری کنیم؟"

1- اهدافی انتخاب کنید که موجب انگیزش برای شما شوند

موجب انگیزش شدن به این معنا است که­هدف­انتخابی برای شما مهم باشد و ارزش قابل توجهی برای دستیابی به آن وجود داشته باشد. اگر علاقه ای به نتیجه آن نداشته باشید یا ارتباطی با آینده شما نداشته باشند، احتمال سعی و تلاش برای دستیابی به آن برای شما کم است.

­

اهداف

­

در غیر این صورت اهداف بسیار زیادی که مرتبط با شما و آینده شما است انتخاب می کنید و درنهایت زمان لازم برای رسیدگی به آن در اختیار ندارید و ازآنجایی که برای دستیابی به اهداف نیاز به تمرکز دارید، پس شانس­موفقیت­شما در رابطه با آن کاهش می یابد که در ادامه پیامدهای روانی دیگری هم برای شما ایجاد می کند.

­


­

2- اهداف خود را بر روی کاغذ بنویسید

عمل فیزیکی نوشتن یک­هدف­بر روی کاغذ موجب واقعی و ملموس شدن آن می شود. به عبارتی شما دیگر هیچ عذر و بهانه ای برای فراموش کردن آن ندارید. سعی کنید در زمان نوشتن یک­هدف­بجای استفاده از فعل "دوست دارم” یا ” شاید” از فعل "خواهم” استفاده کنید. مثلا "امسال هزینه های عملیاتی خودم را 10 درصد کاهش می دهم” و نه اینکه "دوست دارم امسال هزینه های عملیاتی خودم را 10 درصد کاهش دهم.”

پس ­از نوشتن اهداف ، انسان نسبت به آنها تعهد پیدا میکند. بدینگونه که با نوشتن اهداف و تعیین جزئیات آنها و تکرار آنها در ذهن ، ایمان به آن اهداف در ذهن ما به وجود آمده و با ایمان آوردن به اهداف خود در ما نیروی درونی و انگیزه جهت رسیدن به آن ایجاد میشود "تواناییهای یک فرد بی هدف همچون قدرت بمب اتم در دست یک کودک بی اطلاع می باشد"­

­

قوانین نوشتن اهداف:


1- اهداف باید با بیشترین جزئیات و مشخصات نوشته شود.

2- زمانبندی و تعیین اهداف به کوتاه مدت و بلند مدت:­با این کار هنگام رسیدن به اهداف کوتاه مدت احساس میکنیم که مسیر طی شده درست است و انگیزه و انرژی ادامه مسیر افزایش پیدا میکند.

3- قانون 50-50 در نوشتن اهداف رعایت شود­(نه آنقدر کوچک و بی ارزش و نه آنقدر بزرگ و دست نیافتنی)

4- سعی کنیم که در اهداف خود ، دیگران را نیز سهیم کنیم.­­مثلا به کسی صد در صد قول دهیم که تا 6 ماه دیگر برای او ماشین و یا وسیله خاصی را تهیه خواهیم کرد. ادیسون قبل از هر اختراع قول آن را در یک زمان مشخص به مردم می داد.

­

نکته: هنگام نوشتن اهداف باید روی آنها تمرکز و فوکوس کرد و از پرداختن به مسائل غیر مرتبط پرهیز کنیم.

فواید دیگری از نوشتن اهداف :

- اهداف به زندگی جهت میدهند .
- قابلیت زمانبندی پیدا می کند .
- هزینه رسیدن به آنها را میتوان تخمین زد .
- موانع احتمالی را میتوان حدس زد و برطرف کرد.
- بهترین مسیر برای رسیدن به هدف کشف میشود .
- نیرو و انگیزه درونی بسیار قوی جهت حرکت به سمت هدف در انسان ایجاد میشود.

­


­

3- بزرگ فکر کنید

به خودتان اجازه دهید آرزوهای بزرگ داشته باشید و ریسک های بزرگ انجام دهید. اگر می دانستید­موفقیت­تضمین شده است، به دنبال چه چیزی می رفتید؟ اگر می توانستید توضیحی از شخصیت و نقش تان در زندگی بنویسید و این می توانست هر نوشته ای باشد، برای خودتان چه عواملی را یادداشت می کردید؟ آرزوهای پنهان شما چیست؟ چه کارهایی را همیشه می خواسته اید انجام دهید، داشته باشید و تجربه کنید، ولی از انجام آنها خیلی ترسیده اید؟

هدف­بزرگ و جسورانه شما چیست؟ چیزی که حتی فکرکردن به آن باعث می شود زندگی تان شیرین تر به نظر آید؟

اگر انتظارات کوچک داشته باشید، نتایج کوچک هم خواهید گرفت.

« خطر بزرگ برای ما این نیست که اهداف ما خیلی بزرگ هستند و آن ها را از دست می دهیم، بلکه این است که اهداف مان خیلی کوچک هستند و ما به آن ها می رسیم.»





امتیاز : 3


طبقه بندی: ،
,

تاريخ : 11 مهر 1396 | 15:00 | نویسنده : مدیر | بازدید : 2797

قوانین­موفقیت­از دیدگاه­قرآن

­

قرآن، کتاب آسمانی ما مسلمانان و وحی منزل از خدای رحیم و کریم به نبی اخلاق و رحمت محمد مصطفی (ص)، بیش از 14 قرن است که با نور و ذات قدسی اش، رهنما و رهگشای صدها میلیون نفر مسلمان ­بوده است. امروز که اسلام و قرآن و پیامبر رحمت و ائمه معصومین (علیهم السلام) از سوی جاهلانِ به ظاهر مسلمان و یا ناآگاهان ضدِ اسلام، دستخوش لوث و آلودگی شده و هر روز جنایات متعددی به نام اسلام و قرآن در زندگی بشر در حال رقم خوردن است و از دیگرسو عده ای ناآگاه، تمام اسلام را همین پنداشته اند و خاک بر آفتاب نورانی اسلام می پاشند، بهترین و بیشترین حمایت از اسلام و قرآن، معرفی صحیح و همه جانبه اسلام و بعد رحمانی و اخلاقی آن و تبلور اعجاز و تقدس قرآن می باشد. وظیفه ماست که بیش از پیش اسلام و ­قرآن و تعالیم ائمه معصومین را بشناسیم و آن را بشناسانیم و با اجتهاد و تدبر و تفکر در قرآن و تفاسیر جدید و به روز از این مفاهیم و تعالیم، باید بتوانیم بهره گیری و استفاده خویش از آنها را تعالی بخشیم.

آیا مسلمانی که به یقین میداند کـه این قرآن به حق از جانب خدا بـر تو نازل شده است ‌‌‌[ و از آن کـسب عـلـم و حـکـمت و سعادت می کـند ] مقامش نزد حق با کافر نا بینای جاهل یکسان است؟

و تنها عاقلان متذکر این حقیقتند تنـها عاقلانند که هم به عهد خدا وفا میکنند و هم پیمان حق را نمی شکنند.
و هم آنچه را خدا به پیوند آن امر کرده [مانند صله رحم و دوستی پدر و مـادر و مـحـبـت اهـل ایـمـان و حـفـظ عـهـد و پـیـمـان بـا خـدا و خـلق و راسـتـگویـی و غـیـبت نکردن و مسخره نکردن و چـشم نداشتن به مال و ناموس دیگران] اطلاعت میکنند..

و از خدا می تـرسـند و از سختی هنگام حساب می اندیشند و هم در طلب رضای خدا راه صبر پیش میگیرند و نماز بپا میدارند


و از آنچه نصیبشان کردیم به فـقـرا پـنهان و آشکارا انفاق می کنند و در عوض بدیهای مردم نیکی میکنند
اینان هستندکه عاقبت منزلگاه نیکو یافتند که آن منزل بهشتهای عدن است که در آن بهشت خود و همه پـدران و زنـان و فـرزنـدان شـایـسـته خویش داخل میشوند

درحالی که فرشتگان بر [تهیت] آنها از هـر در وارد میگردند و [مـیگویند] سلام بر شما که [در طاعت و عبادت خدا و رنج و آلام عالم] صبر پیشه کردید تا عاقبت منزلگاه نیکو یافتید

و آنانکه پس از پیمان بستن [ با خدا و رسول] عـهد خـدا شـکسـتـنـد و هم آنچه خدا به پیوند آن امر کرده [مانند صله رحم و دوستی علی (ع) و مؤمنان و اولیاء خدا ] پاک بریدند

و در روی زمین فساد و فـتـنه بـرانـگیـختـنـد ایـنان را لعن خدا و منزلگاه عذاب دوزخ نصیب است

خدا هر که را خواهد فراخ روزی و هر که را خـواهـد تنگ روزی گردانـد و[ این مردم کافر] به زندگی و متاع دنیا دلشادند در صورتیکه دنیا در قبال آخرت متاع ناقابلی بیش نیست

کافران میگویند چرا آیات و حجت قاطعی از خدا بر [ اثبات نـبوت] او نازل نشد [ ای رسول ما ] تو به آنها بگو که [ حـجت قـاطـعـی مـانـند قرآن و معجزات دیگر آمد اکنون ]

خـدا هر که را خواهد گـمـراه و هـر کـه را بـه درگـاه او تـضرع و انابه کند هدایت میکند. [ چه اشخاصی بدرگاه خدا تضرع و انابه میـکـنـند؟ ] آنها کـه بـه خدا ایمان آورده دلهاشان بیاد خدا آرام می گـیـرد [مـردم] آگـاه باشید که تنها یاد خدا آرام بخش دلها است

آنها که به خدا ایمان آورده به کارهای نیکو پرداختند خوشا بر احوال آنها و مقام نیکوی آنها[ ای محمد (ص) ] ما تو را به رسالت میان خلقی فرستادیم که پیش از این هم پیغمبران و امتهای دیگر بجایشان بوده و درگذشتند[امر تازه ای نیست که ترا به رسالت فرستادیم ] تا بر امـت آنـچه [ از معارف الهـی] از ما به وحی بر تو رسد تلاوت کنی و به مـردمـی کـه بـه خدای مهربان کافر میشوند بگو او خدای من است و جز آن خدایی نیست و من بر او توکل کرده ام و روی امیدم بسوی اوست.


­

چهار قانون طلایی­موفقیت­از دیدگاه قرآن

­

1)­­ ­ قانون توانایی مطلق

نخستین قانون­موفقیت،­قانون توانایی مطلق­است. این قانون مبتنی بر این واقعیت است که ما - در جوهر - آگاهی مطلقیم. آگاهی مطلق، توانایی مطلق و حیطه تمامی امکانات و خلاقیت نامحدود است.

آگاهی مطلق جوهر معنوی ماست. همچنین بیکران و نامحدود بودن، شادمانی محض است. سایر ویژگی های آگاهی عبارتند از دانش مطلق، سکوت بی انتها، تعادل کامل، شکست ناپذیری، سادگی و بهجت. و این طبیعت بنیادی ماست. طبیعت بنیادی ما، یکی از توانایی های مطلق است. وقتی طبیعت بنیادی خود را کشف می کنید و در می یابید به راستی کیستید، خود آن شناخت یعنی توانایی برآورده شدن و برآورده ساختن هر رویایی که دارید، زیرا قدرت و امکان جاودانید: آن قدرت قیاس ناپذیر که بوده و هست و خواهد بود.

­

­

هدف گذاری

­

قانون توانایی مطلق را می توان قانون وحدت نیز خواند زیرا در کثرت نامحدود حیات، وحدت جانی یگانه نهفته و همه چیز را فرا گرفته است. میان شما و این حیطه نیرو، ذره ای جدایی وجود ندارد. حیطه توانایی مطلق، ضمیر خودتان است و هر چه طبیعت راستین خود را بیشتر تجربه­کنید، به حیطه توانایی مطلق نزدیکتر خواهید بود.

­

چگونه می توانیم­قانون توانایی مطلق­را در زندگیمان به کار بندیم؟ اگر می خواهید از منافع حیطه توانایی مطلق محفوظ شوید و از­تمامی خلاقیتی که جزو لاینفک آگاهی مطلق است به طور کامل سود جویید، باید بتوانید به آن دسترسی پیدا کنید.

یکی از راه های دستیابی به این حیطه، تمرین روزانه سکوت و مراقبت و عدم داوری است. صرف زمانی در طبیعت نیز می تواند موجب دستیابی به ویژگی های لاینفک این حیطه - خلاقیت و آزادی و بهجت بیکران – شود.


­

2)­­ ­ قانون قصد و آرزو

این قانون مبتنی بر این واقعیت است که در هر نقطه طبیعت، انرژی ­و اطلاعات وجود دارد. درواقع، در سطح حیطه کوآنتوم هیچ چیز جز اطلاعات و انرژی وجود ندارد. حیطه کوآنتومی فقط نامی دیگر برای حیطه آگاهی مطلق یا توانایی مطلق است و از طریق قصد و آرزو می توان بر این حیطه کوآنتومی اثر نهاد. در سطح مادی، هم شما و هم درخت از عناصر تبدیل شده یکسانی ساخته شده اید، بیشتر از کربن و هیدروژن و اکسیژن و نیتروژن.

در واقع، شما و درخت به طور مداوم کربن و اکسیژن خود را با یکدیگر مبادله می کنید. ­تفاوت راستین میان شما دو تن، در انرژی و اطلاعات شماست. انسان سلسله اعصابی دارد که می تواند از محتوای انرژی و اطلاعاتی آن حیطه کانونی که موجب استعلای جسم فیزیکی می شود آگاه شود. آنچه در مورد سلسله اعصاب انسان در خور توجه است این است که می تواند از طریق قصد آگاهانه به قدرت نظام دهنده نامحدود فرمان دهد.

قصد در نوع انسان به یک شبکه خشک و سرسخت انرژی و اطلاعات، بسته و محدود نیست. به عبارت دیگر، مادامی که از سایر قوانین طبیعت تخلف نورزید، عملا از طریق قصدتان می توانید به قوانین طبیعت فرمان دهید تا رویاها و آرزوهایتان را برآورد. قصد زمینه کار را برای جریان بی تکاپو و خودانگیخته ­و بی اصطکاک حیطه توانایی مطلق که جویای تجلی از نامتجلی است آماده می کند. تنها هشدار این است که قصدتان را برای خیر و صلاح بشریت به کار ببرید و این امر هنگامی که با هفت قانون معنوی­موفقیت­همنوا باشید، خود به خود رخ می دهد.


­

3) قانون بخشایش

دومین قانون معنوی­موفقیت­قانون بخشایش­است. این قانون را می توان قانون داد و ستد نیز خواند.زیرا کائنات از طریق مبادله پویا عمل می کند. هیچ چیز ایستا نیست. جسمتان در حال مبادله پویا و مداوم با جسم کائنات است.

­

قوانین موفقیت در زندگی

­

ذهنتان به طرزی پویا با ذهن کیهان ارتباط متقابل دارد. نیرویتان نمایانگر انرژی کیهانی ­است جریان حیات هیچ نیست مگر ارتباط متقابل و هماهنگ همه عناصر و نیروهایی که به صورت­قانون بخشایش­عمل می کند.چون جسم و ذهنتان و کائنات در مبادله پویا و مداومند، بندآوردن جریان نیرو مانند بندآوردن جریان خون است. هرگاه خون از جریان باز ایستد دچار احتقان و گرفتگی و ایستایی می شود.

به این دلیل باید ببخشایید و بستانید تا بتوانید ثروت و فراوانی - یا هر چه را که در زندگی خواهانید- در زندگیتان در جریان ­نگه دارید.هر چه بیشتر- ببخشید، بیشتر دریافت می کنید. زیرا فراوانی کائنات را در زندگیتان در جریان نگه می دارید. در واقع، هر آنچه که در زندگی ارزش داشته باشد فقط زمانی فزونی می یابد که بخشیده ­شود.

آنچه در اثر بخشیدن افزایش نیابد، نه ارزش بخشیدن دارد و نه ارزش دریافت کردن، چنانچه با عمل بخشیدن احساس کنید که چیزی را از دست داده اید واقعا آن هدیه را نداده اید و موجب افزایش آن نخواهد شد. اگر با اکراه ببخشایید، نیرویی در پس آن بخشایش وجود ندارد.


­

4 ) قانون عدم دلبستگی

قانون عدم دلبستگی می گوید که برای حصول هر چیز درعالم مادی، باید از دلبستگی خود به آن دست بکشید. این بدان معنا نیست که از قصد آفرینش آرزوهایتان دست می کشید. از قصد و آرزویتان دست نمی کشید. از دلبستگی به ثمره آن دست می کشید. این عمل بسیار قدرتمند است. لحظه ای که دلبستگی به ثمره را رها می کنید، صاحب آنی خواهید شد که آرزومندید. هر آنچه که خواهانید می تواند از طریق عدم دلبستگی به دست آید، زیرا­عدم دلبستگی مبتنی بر اعتقاد بی تردید به قدرت ضمیر راستین خودتان است.

قانون عدم دلبستگی، کل فرآیند تکامل را سرعت می بخشد. هرگاه این قانون را دریابید، احساس نخواهید کرد که ناچارید راه حل ها را تحمیل کنید. وقتی راه حل ها را به مشکلات تحمیل می کنید، فقط مشکلات تازه ایجاد خواهید کرد. اما وقتی توجهتان را به عدم یقین معطوف می کنید، امیدوارانه منتظر می شوید تا از میان اغتشاش و آشفتگی، راه حل شکوفا نشود، آنگاه آنچه شکوفا می شود چیزی بی همتا و هیجان انگیز خواهد بود.

­

​





امتیاز : 2


طبقه بندی: موفقیت مالی،
,

تاريخ : 10 مهر 1396 | 13:37 | نویسنده : مدیر | بازدید : 1633

آرامش و آگاهی در­زندگی

­

­

به خـــــــــــــدا که وصل شوی­آرامش­وجودت را فرا میگیردنه به راحتی میرنجی و نه به آسانی میرنجانی­آرامش­سهم دلیست که در تصرف خداست

­

تیر زمانی به جلو پرتاب میشود که کمان را بطرف عقب بکشی­
گلوله زمانی به جلو شلیک میشود که ماشه را به عقب فشار دهی ­انسانها نیز پس از مواجه شدن با ناملایمات در مسیر­زندگی­به خوشبختی میرسند­
پس، از روبرو شدن با مشکلات بیم نداشته باش­
چون انها ترا به طرف جلو هل میدهند. گر چیزی را میخواهی که تا بحال نداشته ای
کاری را انجام بده که تابحال انجام نداده ای!

در ازای هر چیزی که از دست داده ای ، چیز دیگری را بدست اورده ای­
و برای هر موهبتی که بدست بیاوری ، چیزی را از دست میدهی­



همه چیز بستگی به نحوه نگرش تو به­زندگی­دارد ، میتوانی حسرت بخوری یا خوشحال وسپاسگزار باشی­

زندگی با مرگ از بین نمی رود ­بلکه با گذراندن هر دقیقه و هر روز با بی تفاوتی به هدر میرود.­خوشبخترین افراد الزاما دارای بهترین چیزها نیستند.­
انها فقط از هر چیزی در مسیر زندگیشان، بهترین استفاده را میکنند.­



ذکر­آرامش­اعصاب و دعاهای از بین بردن اضطراب

آرامش­اعصاب و وران با رسیدن به­آرامش­درون حاصل می شود. هرکسی می داند که یاد خدا آرامبخش دلهاست پس برای رهایی از دلهره و اضطراب و داشتن اعصابی آرام به خدا پناه ببرید.

­

ذکرآرامش اعصاب

آرامش­اعصاب

­

اگر کسی اعصاب خود را کنترل کند، دیگر خشمگین و عصبانی نمی شود، که از آن در آیات و روایات به "کظم غیظ" تعبیر شده است. خداوند متعال یکی از مهم ترین ویژگی های انسان های الهی­و پارسا پیشه را کظم غیظ و عفو از مردم می شمارد و می فرماید:"مؤمنان در هنگام عصبانیت خشم خود را فرو می برند و از خطای مردم در می گذرند و خدا نیکوکاران را دوست دارد.


­

مقاله مرتبط: رازهای دستیابی به آرامش درونی

فنون ایجاد­آرامش­درون

1 – مهمترین زمان اکنون است

– بسیاری از ما زمان زیادی را در نگرانی آینده به سر می بریم. اگر در کل عمر خود این زمان ها را محاسبه نماییم متوجه می شویم از یک سال هم بیشتر شده است. محققان متوجه شده اند که نگرانی و تشویش برای آینده قسمت زیادی از فعالیت ذهنی فرد را اشغال می کند. در حالیکه این نگرانی هیچ کمکی به شما نمی کند به هیچ وجه. اگر بیشتر وقت خود را به فکر کردن درباره گذشته و نگرانی درباره آینده بگذرانید هیچگاه نخواهید توانیست به اندازه کافی­آرامش­داشته باشید. برای رسیدن به­آرامش­روحی و فکری واقعی باید فقط ­در زمان حال از­زندگی­خود لذت ببرید نه افسوس گذشته را بخورید و نه نگران آینده باشید.



­2- محیط اطراف بسیار مهم است

­ – جایی که کار می کنید و وقت خود را می گذرانید در وضعیت فکری شما تاثیر عمیقی دارد. شاید ما آگاهانه این موضوع را درک نکنیم ولی اگر دقت کنید در بعضی اتاق ها­آرامش­بیشتری دارید و تمایل دارید هنگام­استراحت­آنجا باشید. به اتاق خود نگاه کنید اگر بسیار درهم و برهم و ریخت و پاش است مانند این است که مرتب کسی کاری را به شما یادآوری می کند ولی شما آنرا انجام نمی دهید. و این چرخه همینطور را ادامه دارد. این یادآوری ناخودآگاه و مداوم در ذهن جای زیادی اشغال می کند.

اگر اتاق خود را مرتب کنید و محیطی دلچسب برای خود فراهم کنید احساس بهتری نسبت به قبل خواهید داشت . راحتتر می توانید خود را آرام و ریلکس نمایید. برای خرید سیستم های تهویه و تصفیه هوا، گل و … خساست به خرج ندهید تا شرایط بهتری برای خود فراهم کنید. برای آرام ساختن خود هدف آرام ­نگه داشتن مغز است. که نتیجه آن­ارامش­روحی است. این بهترین نوع­ریلکسیشن­است چون ما را نسبت به کار هایی که خود باید انجام دهیم آسوده خاطر می کند. هر روز 10 تا 15 دقیقه وقت برای مدیتیشن مشخص کنید در طول مدیتیشن می توانیم روح و فکر خود را از دلبستگی های مادی رها کنیم.


­

3- سازنده بودن به جای به تعویق انداختن­

­– رسیدن به­آرامش­و­آسودگی خیال­فقط با­استراحت­کردن تمام وقت در ساحل دریا بدست نمی آید. بلکه باید بیاموزیم چگونه­آرامش­را بدست بیاوریم. مهم نیست که در حال کار باشیم یا­استراحت­مهم این است که بدانیم چه بکنیم. بنابراین کار هایی را که باید انجام شود اولویت بندی کنید.

اگر هر کاری را با برنامه و از راه صحیح انجام دهید احساس استرس و فشار کمتری خواهید داشت. وقتی که می خواهیم چند کار را با هم انجام دهیم خود را زیر بار فشار زیادی قرار داده ایم. و در این حال ایجاد­آرامش­بسیار سخت و دشوار است.­زندگی­را برای خود سخت نکنید. برای هر کاری زمان مشخص نمایید و آنقدر به خود وقت بدهید که از انجام آن لذت ببرید. یک کار را تکمیل نمایید و هر چه لازم است برای آن انجام دهید. آنگاه پاداش شما لذتی است که از انجام بی عیب و نقص آن کار نصیب شما خواهد شد.


­

مقاله مرتبط: تعریف عزت نفس در دین اسلام

4- با تاثیر دیگران بر خود مقابله کنید

­– چقدر به نظر دیگران وابسته هستید و به آن اهمیت می دهید. وقتی که ما نگران حرف مردم هستیم در حقیقت یک بار فکری به ذهن خود تحمیل کرده ایم. و ناخودآگاه به سمتی حرکت می کنیم که دیگران را خوشحال کنیم. و این هم ایجاد­آرامش­فکری را غیر ممکن می سازد. مهم نیست که ما چه کار می کنیم یا چه می گوییم همیشه عده ای هستند که ایراد بگیرند. بنابراین باید در خود روحیه ای را تقویت کنیم که نه با ستایش و نه با انتقاد تحت تاثیر قرار نگیریم.

­

با تاثیر دیگران برخود مقابله کن

­

این بدان معنا نیست که ما افکاری متفاوت با دیگران داریم، بلکه فقط به این معناست که نمی خواهیم به دیگران اجازه دهیم با عقاید خود­آرامشروحی و فکری ما را به هم بریزند. البته این کار ساده ای نیست اما به مرور زمان می توانیم اثر عقاید دیگران در­زندگی­خود را کمتر کنیم. رسیدن بهآرامش­زمانی مقدور می شود که ما فکر کردن به حرف های مردم را متوقف کنیم.



5- زمانی برای خود اختصاص دهید

­ ­– اجازه ندهید تمام وقت شما صرف دیگران شود طوری که برای خود وقت کافی نداشته باشید. اگر کار شما به گونه ای است که مدام با تلفن و ایمیل درگیر هستید بهتر است از آنها در زمان­استراحت­فرار کنید. مثلاً می توانید ساعات مشخصی را برای پاسخگویی به تلفن ها مشخص کنید. به این صورت به دیگران می فهمانید که شما هم به زمانی برای­استراحت­و­آرامش­نیاز دارید و نباید مزاحم شما شوند. وقتی به فشار های روحی اجازه می دهید ساخته شوند ایجاد­آرامش­کار سختی می شود. اما با­استراحت­کافی می توانید هنگام کار با انرژی و توان بیشتری به وظایف خود را انجام دهید که نتیجه آن یک رضایت درونی است.



6- یک تغییر به اندازه یک­استراحت­ارزش دارد­

­

قدم زدن با دوستان

­

­–­زندگی­نباید تکرار مکررات باشد اگر متوجه شدید که در چرخه ای نا تمام از روزمرگی گیر کرده اید کار هایی کاملاً متفاوت انجام دهید. مثلاً اگر هر روز بعد از ظهر وقت خود را با روزنامه خواندن و تماشای تلوزیون می گذرانید و پس از آن احساس خوبی ندارید می توانید برای قدم زدن با خانواده یا دوستان بیرون بروید یا در فعالیت های ورزشی با دوستان شرکت کنید. این تغییر رویه به شما کمک می کند احساس­آرامش­بیشتری داشته باشید و نه تنها از روزمرگی نجات پیدا می کنید بلکه فعالیت های روزانه خود را هم بهتر انجام خواهید داد.


­

7-­ریلکسیشن­به سادگی یک نفس عمیق کشیدن است

اگر احساس استرس می کنید چند دقیقه بیرون بروید. فقط به تنفس خود دقت کنید. به آرامی نفس بکشید این کار اثری قدرتمند برای آرام کردن دارد. وقتی که هوا را به داخل شش های خود فرو می برید­آرامش­درونی را وارد بدن خود می کنید. و وقتی که هوا را به بیرون می رانید تجسم کنید تمام نگرانی ها و تشویش ها را بیرون رانده اید. بدست آوردن­آرامش­به همین سادگی است پس سعی نکنید آنرا پیچیده نمایید

­

​





امتیاز : 3


طبقه بندی: عشق در روابط،
,

تاريخ : 10 مهر 1396 | 13:22 | نویسنده : مدیر | بازدید : 2595

احساس­گناه­

احساس­گناه­چیست؟

احساس­گناه­در‌واقع نوعی حالت درونی است که در رده‌ی حالات احساسی منفی دسته‌بندی می‌شود و دارای ابعاد مختلفی از جمله غم و تنهایی است. مانند سایر احساسات، این احساس را نیز نمی‌توان به‌سادگی تعریف کرد.

طبق دیدگاه فروید­احساس گناه­ریشه در لایه‌های زیرین و پنهانی رفتار انسان‌ دارد. در نظریه‌ی روان‌پویشی فروید آمده است که ما به کمک مکانیسم‌های دفاعی‌مان قادر هستیم با احساس­گناه­مقابله کنیم. این احساس را با آگاهی بر زشتی و زنندگی امیال ناپسندمان تجربه می‌کنیم. فرویداحساس گناه­را با «عقده‌ی ادیپ» و «اضطراب اَختِگی» که در سومین مرحله‌ی رشد روانی‌-‌جنسی (مرحله‌ی آلتی) در حدود 3 تا 6 سالگی بروز می‌کند، مرتبط می‌داند.

فروید می‌گوید کودک در این مرحله به آن والدِ خود که جنس مخالف دارد، میل جنسی پیدا می‌کند. این امیال سرانجام در کودک سرکوب می‌شوند و به کشش جنسی به سایر هم‌سالان او تبدیل می‌شوند.
اِریک اِریکسون (Erik Erikson) که خود از شاگردان فروید بود، در پی انتقاد از محوریت تمایلات جنسی در نظریه‌ی فروید، نظریه‌ی دیگری ارائه می‌دهد و مفهوم گناه را از نو تعریف می‌کند. اریکسون معتقد است که­احساس گناه­در حدود سن 3 تا 5 سالگی شکل می‌گیرد و پیامد منفی سومین مرحله از مراحل هشت‌گانه‌ی رشد روانی‌-‌اجتماعی است که موسوم به «ابتکار در برابر­گناه» است. به عقیده‌ی اریکسون، کودک در این مرحله برای نخستین بار در زندگی به دلیل منع شدن از ابتکار عمل، با احساس سنگین­گناه­مواجه می‌شود.

کودک از خودبیانگری به وسیله‌ی اسباب‌بازی‌هایش می‌ترسد، زیرا تصور می‌کند که بروز احساسات واقعی، عملی غیرقابل قبول است. کودکانی که در این مرحله از رشد روانی‌-‌اجتماعی برای ابتکار عمل با ممنوعیت‌های شدید و غیراصولی والدین مواجه می‌شوند، این بازدارندگی به‌قدری درون‌شان رخنه می‌کند که در بزرگ‌سالی از هر نوع ماجراجویی و خطر کردن گریزان خواهند شد.


ناگفته نماند که درک درست احساس­گناه­از منظر نظریه‌های روان‌پویشی، نیازمند مطالعات دقیق و گسترده به‌ویژه در حوزه‌ی روان‌شناسی است. اما اگر هنوز با تعاریفی که تا اینجا ارائه کردیم ارتباط برقرار نکرده‌اید، توجه‌تان را به تعریف گناه از منظر شناختی جلب می‌کنیم.

­

از منظر شناختی،­گناه­احساسی است که فرد وقتی آن را تجربه می‌کند که بپذیرد به دیگران آسیب زده است. پیروان نظریه‌ی شناختی بر این باورند که احساسات ما از افکارمان ناشی می‌شوند. احساس­گناه­مستقیما زاییده‌ی این فکر است که فرد خود را مسئول نگون‌بختی دیگران می‌داند، حال آنکه ممکن است در واقعیت این‌گونه نباشد. این طرز فکر در حالت مزمن موجب می‌شود فرد دائما از این توهم که به دیگران آسیب زده است، در رنج و عذاب باشد.

­

احساس گناه

­

یک علت این احساس منفی، تمایل خود فرد است به تفسیر نادرست وقایعی که برایش اتفاق می‌افتند. علت دیگرش این است که هرگز در درستی نتیجه‌گیری‌های خود تردید نمی‌کند. در شناخت‌ درمانی معمولا سعی بر این است که به افراد یاد بدهند چگونه از شر افکاری که این باور غلط را به او تحمیل می‌کنند، رهایی یابد.

همچنین در جلسات­شناخت‌درمانی­به فرد آموزش می‌دهند که رفتارهای نادرست خود را بشناسد و اگر مورد حمله‌ی فرآیندهای ذهنیِ مرتبط با­احساس گناه­واقع شد، فرایندهایی از قبیل «فاجعه‌سازی» (فاجعه ساختن از پیشامدی ناخوشایند که آن‌قدرها هم فاجعه‌بار نیست) یا «تعمیم افراطی» (استنباط یک الگوی کلی از پیشامدی ناخوشایند و تعمیم دادن آن به سایر اتفاقات)، چگونه این حمله‌ها را مهار کند.


دیدگاه شناختی برخلاف دیدگاه روان‌پویشی به فرد راهکارهایی ارائه می‌دهد تا در هر پیشامد ناخوشایندی خود را سرزنش نکند. در این دیدگاه تأکید شده است که اگر افکارتان را تغییر دهید، می‌توانید احساسات‌تان را نیز متحول کنید. به بیان دیگر، هرگاه فرد به این نتیجه برسد که به ناحق خود را مسبب رنج دیگران می‌بیند، قادر خواهد شد چارچوب ذهنی خود را مجددا سامان ببخشد و سهم خود را در پیشامدهای ناخوشایند واقع‌گرایانه‌تر ببیند.


­

اثرات مخرب احساس­گناه­:

به جرات می گویم که احساس­گناه­یکی از بدترین احساساتی است که یک انسان ممکن است در طول زندگی اش با آن مواجه باشد و من از آن به عنوان غارتگر عزت نفس یاد می کنم.­احساس گناه­مانند اژدهایی می ماند که انگیزه، عزت نفس و امید شما را می بلعد.

در واقع کسی که احساس­گناه­می کند انگار که سر خود را در دهان یک اژدها گذاشته و در فضای دهان اژدها به سختی نفس می کشد و زندگی می کند.

احساس­گناه­زمانی که ادامه دار باشد، انگیزه هر گونه حرکت و پیشرفت را از شما می گیرد.می دانید چرا؟

چون همانطور که گفتیم غارتگر عزت نفس است که کسی که عزت نفس خود را از دست داده باشد شدیدا احساس بی لیاقتی و عدم شایستگی می کند. احساس عدم لیاقت همان چیزی است که از شما اجازه هر گونه رشد را می گیرد.

احساس­گناه، نمی گذارد که شما لذت بردن را دوباره تجربه کنید و احساس لذت را از شما می گیرد.
احساس­گناه، مانع از این می شود که شما از ته دل شادی کنید. شاد بودن را به منزله گناهی مجدد می داند و به شما خاطر نشان می کند که چطور می توانی شاد باشی وقتی چنین کاری انجام داده ای. واضح است که شما از ترس اینکه­احساس گناه­تان شدیدتر نشود از شادی کردن خودداری می کنید.

احساس­گناه، با خود احساس طرد شدگی و عدم دوست داشته نشدن از طرف خداوند و اطرافیان را با خود به همراه دارد. معمولا کسی که بابت اشتباهی چنین احساس ­دارد تصورش بر این است که خداوند دیگر او را دوست نداشته و توجهی به او نخواهد کرد. حتی منتظر عذابی سخت از طرف او هستند. همچنین فکر می کنند که از نظر دیگران نیز بی ارزش شده اند و دیگران برای آنها اهمیتی قائل نمی شوند.

وای از روزی که احساس­گناه­در شما تبدیل به یک عادت شود و شما در کنار این ­احساس زندگی کنید. قطعا شما را تبدیل به فردی افسرده و بی هدف می کند و طراوت و شادابی را مانند غارتگری از زندگی شما می رباید.


آیا احساس­گناه­فوایدی هم دارد؟

صد البته احساس­گناه­با خود اثرات مثبتی دارد. اما تنها به دو شرط :

اولا بسیار کوتاه باشد و حالت تلنگر برای شما داشته باشد.
دوما شما را ترغیب به جبران و عدم تکرار اشتباه کند.


در غیر این صورت احساس­گناه، هیچ فایده ای ندارد و فکر نکنید بااحساس گناه کردن و تلخ کردن زندگی به کام خودتان اشتباهتان جبران می شود. یا اینکه تصور کنید چون مستحق مجازاتید پس باید حالا حالاهااحساس­گناه­کنید.­احساس گناه­شما نه برای کسی که از شما ناراحت است فایده ای دارد و نه برای خودتان.البته به نظر من اگر توانستید بدون اینکه­احساس گناه­کنید به فکر جبران و عدم تکرار آن بیفتید دیگر نیازی نیست که حتما آن را تجربه کنید.



انواع احساس­گناه­:

احساس­گناه­از دو منظر قابل بررسی است :

برای رهایی احساس­گناه، مسلما لازم است که بین احساس­گناه­سالم و ناسالم تفاوت قئل شویم.باید ذهن خود را نسبت به انواع احساس­گناه، شفاف کنیم تا بتوانیم با آن برخورد مناسبی داشته باشیم.

­

احساس گناه

­

1.احساس­گناه­سالم:

احساس­گناه­به خاطر یک کار اشتباه.­اگر در زندگی با چنین مواردی روبرو شدید احساس­گناه­شما سالم است :

  • چیزی را بدون اجازه صاحبش برداشته اید و یا اینکه سَرَکی در آن کشیده اید
  • درباره کسی از روی غرض و فقط چون از او خوشتان نمی آید حرفی زده اید.
  • برای اینکه حرفتان را به کرسی بنشانید به کسی توهین و یا بی احترامی کرده اید.
  • برای خودشیرینی و رسیدن به هدفتان، به دیگران دروغ گفته و آنها را فریب داده باشید.
  • خودتان یا دیگران را تحقیر و خرد کرده و پشت آنها را عمدا خالی کنید.


2.­­ ­احساس­گناه­ناسالم :

احساس­گناه­به خاطر کار درستی که فکر می کنیم اشتباه است.
مثل زمانی که به پیشنهاد دوستی جواب منفی داده ایم چون بر اساس منطق و قوه تعقل مان به این نتیجه رسیدیم که نباید انجامش دهیم اما دائم خودخوری می کنیم که چرا جواب رد دادیم، نکند ناراحت شده باشد، نکند فکر کند که من نمی خواستم کمکش کنم و یا افکاری از این دست.



به طور کل در موارد زیر ما نباید احساس­گناه­داشته باشیم :

  • وقتی به دنبال لذت بردن از زندگی هستید
  • وقتی از دیگران توقع داشته باشید که با شما محترمانه برخورد کنند.
  • وقتی عقاید و احساسات خود را صادقانه ابزار کرده اید بدون اینکه قصد تغییر عقاید دیگران را داشته باشید.
  • از هر آنچه که توی زندگی خداوند به شما داده نهایت لذت را ببرید.
  • وقتی در موردی کاری از دستتان بر نمی آید.

­

در هر دو مورد­احساس گناه­داشتن اشتباه است و بی فایده است. چرا که هیچ کمکی به شما نمی کند و فقط فرصت، انگیزه و حس و حال شما را برای جبران اشتباه می گیرد.



راه هایی رهایی از احساس­گناه

­

کار را به عذاب کشیدن نکشانید

­

پیشگیری همیشه بهتراز درمان است. باور کنید اگر کمی فقط کمی قبل از گفتن هر سخن یا انجام هر کاری فکر کنید و حرف هایتان را بسنجید خیلی وقت ها از­عذاب وجدان­بعدی رها خواهید شد.

­

احساس گناه

­

اما به هر حال این حس هر از چند گاهی برای همه ما بروز خواهد کرد.
در این حالت با خود می گویید "من به قدر کافی سعی نکردم "



2. اصلاح خطا

به جای اینکه خودتان را آزار بدهید دست به کار شوید و خطاهاتان را اصلاح کنید شاید نتوانید به ایده آل های خود برسید اما لا اقل می توانید کاری کنید که اوضاع کمی بهتر شود و کمی احساس مفید بودن بکنید.
شاید یک عذرخواهی ساده،یک سلام و حتی خریدن یک جعبه شکلات هم دیگران را خوشحال کند و هم از عذاب وجدانتان بکاهد اگر موجب آزار کسی نشدید حتما خودتان را آزار داده اید که این هم بدان معناست که مهم ترین را آزرده کرده اید! یعنی خودتان.

از خودتان عذرخواهی کنید از خودتان دلجویی کنید! برای خودتان وسایل شادی و نشاط را فراهم کنید و بعد با مهربانی و گذشت خودتان را ببخشید!!

برخی از آدم ها می توانند لشکری از آدمیان که در حقشان ظلم کرده اند را ببخشند اما از کوچکترین خطاهای خود نمی گذرند و برای سالها خود را ملامت و سرزنش می کنند.
تنها نتیجه چنین کارهایی فقط کاهش عزت نفس شما و از دست رفتن اعتماد به نفستان است. به خودتان رحم کنید.



3.­درد دل­کنید

­

احساس-گناه

­

درددل کردن و صحبت از ناکامی ها و ناراحتی ها برای اغلب خانم ها کار ساده ایست اما برای بسیاری از آقایان کاری بس دشوار می نماید. اما باورکنید صحبت باکسی که دوستتان دارد به شما آرامش خواهد داد و کمک می کند کمتر در ذهنتان خود را آزار بدهید.

اما دقت کنید (این نکته بیشتر باید مورد توجه خانم ها باشد) موقعی که مشغول­درد دل­هستید از دایره انصاف خارج نشوید و مراقب باشید حرف هایی نزنید که بعدا عذاب وجدانتان را چند برابر کند!



4. سفرکنید

مسافرت گزینه خوبی برای رهایی از خود درگیری و خود آزاری است سفر می تواند یک روزه باشد یا حتی رفتن به یک پارک نزدیک منزل و خوردن بستنی و تماشای شادی و سرزندگی مردم شهرتان.
شاید هم سفری باشد به درون خودتان و یافتن چیزهایی که قبلا نمی دانستید.



5. نذری بدهید

بله چیزی که دوست دارید را بخرید و به دیگران ببخشید. فکر می کنید خدا به نذورات ما نیازمند است؟ مسلما نه اما وقتی چیزی که برای شما ارزشمند است را به دیگران ببخشید به شما کمک می کند تا احساس بهتری بکنید.
نذر کردن قرن هاست در اغلب فرهنگ های کهن وجود داشته و حس امید را در بشر زنده نگه می دارد.
نذر می تواند یک بسته شکلات میوه ای باشد تا .........



6. خود آزاری نکنید

­

خودآزاری

­

بعضی ها عادت دارند زمانی که دچار­عذاب وجدان­می شوند به جای اینکه به موقعیت پیش آمده ، کاری که کرده اند و حرفی که زده اند فکر کنند کل هستی شان، شعورشان و موجودیتشان را انکار و به خود سخت ترین کلمات را که دشمنشان هم نمی گویند می ­زنند به جای این کار تلاش کنید از بیرون به وضعیت موجود نگاه کنید.



7. پدر و مادر خوبی باشید

ایجاد و پیشرفت این عادات و حس­عذاب وجدان­از زمان کودکی تا به حال، چنان شما را رنج می دهد که به افسردگی های مزمن و نگرانی های ذهنی دچار می شوید، ­و به تدریج تأثیرات آن بصورت ناتوانی ها و عدم موفقیت در تمام مراحل زندگی نمایان می شود. شاید باورش سخت باشد ولی پایه و روند زندگی ما در بزرگسالی همان تجربیات، افکار و عادات ذهنی است که در سنین 2 تا 5 سالگی در ما شکل گرفته است و منشأ تمامی مشکلات و ناهنجاری های ما از همان سن شروع شده است.

حتماً همگی، این جملات را از کودکی به خاطر دارید؛ "تو باید همیشه اینچنین باشی...، تو هیچ وقت نباید...، تقصیر تو بود که...،"

تأثیرات منفی این جملات در حین سادگی، اینقدر از کودکی ذهن ما را تحت فشار قرار داده است که حتی در همان سنین کم درون ما ریشه دوانده است. بطور مثال، والدین شما موقع خرید چیزی برایتان می گفتند: "تو فقط کارت شده خرج کردن، هرچقدر پول داشتیم برای تو خرج کردیم!" و در این حالات است که بدون اینکه متوجه باشید از همان دوران، ­عذاب وجدان و احساس­گناه­در شما رشد کرده است.

در این راه بهتر است از کودکی با بچه ها از طریق بیان دلیل و منطق برخورد کنیم و آنها را از انجام کاری باز داریم نه با سرزنش و توبیخ.
اما الان نگذارید گذشته های دور آینده زیبایتان را خراب کند.



8. به داشته هایتان ببالید

به آنچه دارید ببالید و بیشتر به آنها توجه کنید لازم نیست همیشه نداشته ها و خطاها یتان را ببینید. اگرچه گفته اند ترک عادت موجب مرض است اما ترک این عادت نه تنها موجب مرض نمی شود بلکه شما را زنده و سالم می کند .
چون به کسی که دائم مشغول سرزنش خویش است نمی توان زنده اطلاق کرد.
زنده شوید.



9. از بیان اشتباهاتتان نترسید

اعتراف به اشتباه درحضور دیگران عین شجاعت است. اگر فکر می کنید لازم است به کسی بگویید که کارتان اشتباه بوده و پشیمانید این کار را انجام بدهید. به واکنش وی هم کاری نداشته باشید این کار را برای خودتان بکنید.



10. فراموش می کنید

یکی از بزرگترین نعمت هایی که خدا به بشر داده و ما هر روز بابت آن باید شکرگذار باشیم نعمت فراموشی است. در غیر این صورت چطور می توانستیم از دست دادن عزیزانمان را تحمل کنیم . پس از وارد آمدن مصیبت های فراوان قد علم کنیم.
پس دیر یا زود این مشکل را هم فراموش خواهید کرد و شاید روزی به این روزها بخندید .
خودتان را درگیر نکنید.

­





امتیاز : 2


طبقه بندی: عشق در روابط،
,

تاريخ : 10 مهر 1396 | 13:09 | نویسنده : مدیر | بازدید : 3020

چگونه­احساسات­خوب­را وارد زندگیمان کنیم؟

­


چگونه می توانیم شادی و شادمانی را به زندگی خود راه دهیم و­احساس­درماندگی و شکست‌خوردگی را از زندگیمان بیرون برانیم در این زمینه باید ذهن و روح خود را تقویت کنید شادی واقعی چگونه قابل دستیابی خواهد بود خواب خوب ،افزایش حس قدردانی و شکرگزاری،قدرت انتخاب کردن‌ ،لذت بردن از موارد کوچک اما دوست داشتنی و بسیاری موارد دیگر می توانند به شما در­احساس­بهتر داشتن در زندگی کمک کنند .

احساس­خوب
گاهی گردش پرگار تقدیر در دست تو نیست...
باید بنیشینی و نظاره کنی ...
اما "مرکــــــــــــــــز" را که درست انتخاب کرده باشی، "دلت قرص باشد"...
دیگر هر چه می خواهد بچرخد ...
*ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ راضیه مرضیه*



داشتن­احساس­خوب در زندگی دارای دو بخش است:
­

بخش یک :­آن، یادگیری اندیشیدن به خود، با اتکا به روش‌های سلامت بخش است. این یک مهارت آموختنی است، هیچکس چه زن و چه مرد آن را به صورت فطری در خود ندارد. گاه باید مانند کودکان بکوشیم تا اعتماد به نفس و عزت نفس به دست آوریم. اگر این کار را نمی‌کنیم، باید به مثابه یک بزرگسال بکوشیم تا راه دستیابی به اعتماد به نفس و عزت نفس را بیابیم.
­
بخش دوم:­داشتن­احساس­خوب در باره زندگی در گروه، پاسخگویی به سئوالاتی از این دست است: آیا خودم را موفق می‌دانم؟ آیا برای رسیدن به راه‌های اعتماد به نفس اندیشیده‌ام؟ و ...



­
در اینجا 10 شیوه برای کسب­احساس­شادمانی در زندگی ارائه می‌دهیم:
­

1) هرگز از پرسش کردن باز نمانید.

هرگاه از انجام کاری دل‌زده و خسته شدید، از خودتان بپرسید: "به چه نحوی، کاری را که انجام می‌دهم، به من در رسیدن به هدف نهایی‌ام یاری می‌کند؟" "چگونه می‌توانم کارم را بهتر، سریع‌تر، ساده‌تر، آسان‌تر و سرگرم کننده‌تر انجام دهم؟"



­
2)­احساس­نا امیدی را از خودتان دور کنید.

­

ناامیدی

درباره خودتان و دیگران کنجکاو باشید و به خود و دیگران علاقه نشان دهید، از چاپلوسی، خودشیفتگی، موذی‌گری و ... بپرهیزید! هرگز فکر نکنید راهی را که پیش گرفته‌اید، آخرین راه است. پیوسته به دنبال گزینه‌های دیگر باشید.



­3) ضعف‌های خودتان را بپذیرید

هر کس ضعف‌هایی دارد. این واقعیتی است! به جای فرو ماندن در ضعف‌های خود و گرفتار شدن در دام یأس و نا امیدی، بکوشید بر ضعف‌هایتان غلبه کنید و با ضعف‌هایتان دوستی کنید تا دشمن روانتان نشود.



­4) یادگیری را هرگز فراموش نکنید.

مغز، ماهیچه‌ای مانند سایر ماهیچه‌هاست. اگر مغزتان را با یادگیری و اندیشیدن ورز ندهید، ورزیده نمی‌شود. برای پرورش مغز باید آن را با فعال کردن از طریق یادگیری عملی کرد.



­5) از مطلق‌گرایی دوری کنید.

ما در گستره‌ای از نسبیت‌ها زندگی می‌کنیم. تلاش کنید از هر چیزی به نسبتی که می‌توانید بهره بگیرید. هیچ کس در زندگی همیشه نمی‌تواند نمره بیست بگیرد، ولی می‌تواند همیشه بیشترین تلاشش را انجام دهد و از نتیجه به دست آمده خرسند باشد، خواه پیروز باشد، خواه شکست خورده.



­6) با خودتان صادق و رو راست باشید.

صادق نبودن با خود آسیب رسان‌تر از احترام نگذاشتن به خود است. مواردی را که با خودتان رو راست نبوده‌اید بنویسید و راه صادق بودن را با تفتیش خطاهای خود بیابید.



­7) گیاهی را که دوست دارید پرورش دهید.

گلی را در باغچه یا گلدان بکارید و آن را به زندگی‌تان تشبیه کنید. همان طور که شاداب ماندن گل به رسیدگی و پرورش نیاز دارد، زندگی خودتان هم نیاز به مراقبت، تقویت، پرورش و ... دارد.



­8) در گذشته زندگی نکنید

اجازه بدهید غبار گذشته از شانه‌هایتان فرو ریزد و دانه‌های شفاف و نورانی آن، راه فرا رویتان را روشن سازد. هر اندازه در تیرگی گذشته گام بردارید از روشنایی آینده دورتر خواهید شد. فروماندن در گذشته، فروماندن در سیاهی است. باید گذشته را به پرسش کشید و ناپاکی‌هایش را گرفت و زنگارهایش را زدود و از آن به مثابه عنصری برای پی ریختن آینده و شادمانه زیستن در حال بهره گرفت.


­

9) در "حال" شنا کنید

­

زندگی درحال

­

وقتتان را بر سر آنچه نمی‌توانید کنترل کنید سپری نکنید. به مردم و اطرافیانتان عشق بورزید. مهرورزی یکی از راه‌های شادمانگی است! بر آنچه می‌توانید کنترل کنید، متمرکز شوید. شما می‌توانید بخوانید، لبخند بزنید، بخندید، به دیگران کمک کنید، به سپاسگزاری بپردازید، کار کنید و ...


­
10) همچون کوه استوار باشید

حقوق خودتان را باز شناسید و به حقوق اجتماعی آگاه شوید. برای رسیدن به حق خود پیوسته بکوشید. تلاش شما میزان دستیابی به حقوقتان را مشخص می‌کند.



هر گاه­احساس­کردید که پشتیبانی و تقدیری مطابق با رویا هایتان از دیگران دریافت نکرده اید، این راهکار ها را به کار ببندید


تفکر توجه کردن به لحظه

ابن راز را همواره به یاد داشته باشید: حرف زدن بسیار ساده تر از عمل کردن است، اما به هر حال باید عمل کرد.

همچنان به لحظه فکر کنید و بر رسالت تان متمرکز شوید. هر چند تحقق این امر آسان نیست، راهی اثر بخش برای زنده بودن است.

مغز انسان با حفظ تمرکز و توجه، کمتر دچار افسوس و حسرت خواهد شد؛ بنابراین هر گاه که­احساس­خوبی نداشتید به مسیرتان ادامه دهید. ناراحتی خود را به زبان آورید و درباره اش صحبت کنید. سپس به کار خود برگردید و از تأمل بیش از حد درباره آن موضوع اجتناب کنید.

هنگامی که ما با خود و رسالت مان به عنوان آدمی صادق هستیم، کار و زندگی صادقانه مان، ما را به مکان های مثبت و آرزو هایمان خواهد برد.


­

هم بپرسید و هم بگویید

اگر­احساس­می کنید که کنار گذاشته شده اید یا مورد پشتیبانی قرار نمی گیرید، با افرادی صحبت کنید که پشتیبانی شان برای شما از همه چیز مهمتر است. به آنها بگویید که چه چیزی را تجربه می کنید. سپس به آنها بگویید که­احساس­می کنید باید چگونه مورد پشتیبانی قرار گیرید. تنها در دنیای ایده آل، افراد امور مهم زندگی ما را نگفته می دانند!

اما در دنیایی واقعی قرار نیست که این اتفاق بیفتد. بنابراین به دیگران بگویید که دوست دارید چه چیزی را بشنوید یا اینکه دوست دارید چگونه مورد پشتیبانی قرار بگیرید.


­

کمی خودتان را جای دیگران بگذارید

هر لحظه که این فکر در ذهن مان خطور می کند که فلانی و فلانی درباره ما چه فکری می کنند؛ اما تا به حال به این مسأله فکر کرده ایم که دیگران با وجود مشکلاتشان شاید اصلا درباره ما فکری نکنند؟

­

برخی اوقات به قدری درگیر زندگی روزمره مان هستیم که متوجه نمی شویم که چطور نا خواسته بر اطرافیان مان تأثیر می گذاریم. اکنون برای یک لحظه هم که شده خود را به جای دوستتان بگذارید. اگر او در گذشته عشق و حمایت خود را نثارتان کرده، احتمالا امروز از عمد شما را نادیده نگرفته است؛ او فقط مشغله دارد.


­

برای­موفقیت­اقدام مهم خود را انجام دهید

داشته هایتان را بستایید، زیرا شما از صمیم قلب می دانید که شایستگی اش را دارید. شما دستاورد و تغییر بزرگی را در زندگی تان ایجاد کرده اید، بنابر این چرا باید با­احساس­تأسف برای خودتان، شاذی تان را خراب کنید؟

شکی نیست که شنیدن تحسین از زبان دیگران خوب است؛ اما اگر این گونه نیست، آن را به فرصتی تبدیل کنید تا به خودتان عشق بورزید. احتمالا این روزها فراموش نکرده اید که برای خودتان گل بخرید!


­

ظاهرسازی نکنید

واقع بین باشد، بعضی اوقات دیگران به سادگی با تغییرات مورد نظر شما موافقت نمی کنند. البته این مسأله دلایلی دارد، اما دلایل مهم نیستند؛ زیرا شما می دانید که برای بهبود شرایط زندگی تان باید این تغییرات را انجام دهید و همه نیز حرف شما را نخواهند فهمید. در نتیجه منصفانه نیست از همه اطرافیانتان انتظار داشته باشید که به اندازه شما رشد کرده و تغییر کنند.

با خوتان صادق باشید و با اطرافیان با احترام و دلسوزی رفتار کنید. مادامی که این رفتار را از خود نشان دهید به نتیجه رسیدن یا نرسیدن فعالیت تان چندان اهمیتی ندارد، زیرا همواره کسی شما را پشتیبانی می کند، چه شما او را ببینید چه نبینید.

­

­





امتیاز : 3


طبقه بندی: عشق در روابط،
,

تاريخ : 9 مهر 1396 | 12:44 | نویسنده : مدیر | بازدید : 2533

خودخواهی­چیست؟

­

رفتار­خودخواهانه­اغلب به عنوان غیر­اخلاقی­توصیف می شود. یک شخص خوب اول به فکر دیگران است.به گفته برخی از کارشناسان،­رفتار­خودخواهانه نه تنها غیر­اخلاقی­است، بلکه برای رفاه­روانی­خود نیز بد است. سونیا لووبومیرسکی، روانشناس مشهور مثبت، مقاله ای را مطرح کرده است که ادعا می کند این تحقیقات از ضرب المثل چینی حمایت می کند: "اگر شما یک زندگی طولانی برای شادی می خواهید، به دیگران کمک کنید.


بنابراین،­خودخواهی­(اول فکر خود) خوب یا بد است؟ وقتی سوالاتی مثل این مطرح می شود، اولین پاسخ من این است که بپرسید «برای چه (یا چه کسی) خوب است؟» بنابراین سوال عمیق تر، همانطور که می بینم، این است که "چه کسی از­خودخواهی­سود می برد؟"­

افراد­خودخواه­نمی توانند دوستان خود را حفظ کنند، زیرا به سبب توقعات نابجا، آنان را از دست می دهند. انسانهای­خودخواه­اگر خدمتی درحق دیگران انجام دهند هرگز آن را فراموش نکرده و همواره آن را به رخ طرف مقابل می کشند. اما اگر دیگران خدمات بزرگی درحق آنها انجام دهند خیلی زود آن را فراموش می کنند و در مقابل زحمات آنان قدردان نیستند. مگر این که امید برخورداری های دیگری داشته و برای جلب منافع بیشتردر مقام قدردانی برآیند، اما چون امید تمتع را از دست دهند همه آن خدمات را فراموش می کنند از این رو قدر ناشناسی یکی از ویژگی های بارز آنها ست.

­

مقاله مرتبط: سلامت روان چیست؟

­

اما انسانهای وارسته خدمات خود را در حق دیگران فراموش می کنند و هرگز به رخ طرف مقابل نمی کشند و اگر کسی در حق آنان نیکی کند و لو این نیکی ظاهرا بسیار کوچک و کم­اهمیت باشد هرگز آن را فراموش نمی کنند و در فرصت های مناسب وظیفه قدر شناسی را به جای می آورند.



چاپلوسی و تملق

­

چاپلوسی و تملق

­

یکی از آثار­خودخواهی­این است که فرد مبتلا، چون نمی تواند­کرامت­نفس و مناعت طبع و عزت انسانی را درک نماید و از سویی هواهای نفسانی و تنها جلب منافع و لذائذ مادی و حیوانی برایش مطلوب و پسندیده است، برای جلب منفعت و به کارگیری­اخلاق­انتفاعی به ثناگویی بیجا و­چاپلوسی و تملقمی پردازد و بدین و سیله شخصیت انسانی خود را تنزل می دهد.


­

حسادت کردن

­

حسادت کردن

­

یکی از آثار سو­خودخواهی­در­روابط­اجتماعی این است که انسان­خودخواه­چون همواره و در همه جا خواهان برتری خویش است، لذا در صورتی که امتیازی برای دیگران ببینند که تفوق خیالی او را از بین برده یا مورد پرستش قرار داده می کوشد به هر وسیله ممکن، امتیاز رقیب خود را ضایع و به نحوی توجیه کند.

­

مقاله مرتبط: اسرار قدرت ذهن ناخودآگاه

­

پنهان کردن عیوب خود

همچنین­خودخواهی­سبب می شود که انسان عیب های خود را پنهان کند و به فکر اصلاح خود نباشد. بسیاری از دزدان و و جنایتکاران خود را افرادی صالح و پاک و خیرخواه می دانند.
­


خودخواهی­چیست؟

­

در فرهنگ ما از­خودخواهی­به عنوان یک صفت مطلقا منفی و نامطلوب یاد شده که اغلب موجب برداشت غلط و کج فهمی می شود. و از آنجا که درروانشناسی­و­اخلاق­تعریف مشخص و قطعی برای آن ارائه نشده نیاز به بررسی بیشتر برای درک معنی آن است.

­الف

­

خودخواهی

­

­

اگر معنی­خودخواهی­را مترادف با ” نارسیسم” یا ” خود شیفتگی” یا ” خودمحوری” و یا ” خودبینی” بدانیم که در آن شخص فقط دنیای درون و خواسته های خودش را درست و بر حق می داند یا به عبارت دیگر چشم و گوشش بر همه چیز کور و کر است به جز علایق خودش، آنگاه این یک صفت منفی و خطرناک است و به درجات مختلف در کودکان، افراد عصبی، دیکتاتورها،جنایتکاران و دیوانگان دیده شده است.

2- اما اگر­خودخواهی­به معنای­احترام­به خواسته ها و شناختن حق خود برای زندگی کردن،عشق­ورزیدن به خود و داشتن حقوق طبیعی و نعمت های زندگی باشد آنگاه یک صفت مثبت و ارزشمند است.

­

مقاله مرتبط: اعتماد به نفس کاذب چیست؟

­

ویژگی افراد خودخواه

1. افراد­خودخواه­به هر دستاویزی متوسل می‌شوند تا تصویری که از خودشان در ذهن دارند (خودانگاره)، خراب نشود. این افراد ایده‌آل‌گرا هستند و معمولا دنیای محدودی دارند، دنیایی که از بایدهای خیلی زیادی ساخته‌ شده است. افراد­خودخواه­تمایل عجیبی به تحمیل باورهای خود دارند و همه‌ی تلاش‌شان را می‌کنند تا دیگران را متقاعد کنند که دنیای اعتقادی خودشان برتر است. این افراد اغلب اگر تأییدشان نکنید، از شما بیزار می‌شوند.



2. افراد­خودخواه­معمولا دوستان زیادی دارند، اما فقط به ظاهر، چرا که این افراد صرفا به تعداد دوستان‌شان اهمیت می‌دهند و بیشترِ دوستی‌هایشان هیچ کیفیتی ندارند. آنها می‌توانند طوری­رفتار­کنند که خیلی جذاب به نظر برسند، اما نیت‌شان در اصل جذب افرادی است که حباب توهمات‌شان را پایدارتر می‌کنند. افراد­خودخواه­به خوبی می‌دانند چگونه عده‌ی زیادی را به خودشان جذب کنند، اما بیشتر با افرادی همراه می‌شوند که بتوانند به وسیله‌ی آنها به خودخواهی‌ خود پر و بال بدهند.



3. افراد­خودخواه­احساس نقص می‌کنند و دقیقا به همین دلیل است که از دیگران برای پر کردن خلأ درونی خود استفاده می‌کنند.



4. افراد­خودخواه­تحمل دیدگاه‌های مخالف را ندارند. این افراد ارزش دیگران را پایین می‌آورند و آنها را در جایگاه پایین‌تری نسبت به خودشان می‌بینند. افراد­خودخواه­چون اعتماد به نفس ندارند، در عوض سعی می‌کنند خودشان را با تحقیر کردن دیگران بالا بکشند. این افراد معمولا حاضر نیستند از نقطه نظرات خود کوتاه بیایند و خیلی اوقات روی دیدگاه‌هایی پافشاری می‌کنند که متأسفانه معتبر و قابل استناد نیستند، چرا که مثلا برای باهوش‌تر به نظر رسیدن فقط جلد مجلات را می‌خوانند و نسبت به دانسته‌های کم‌عمق خود­

نیز شدیدا متعصب هستند. اگر با دیدگاه‌ افراد­خودخواه­مخالفت کنید، ممکن است شما را سخت به باد انتقاد بگیرند.



5. افراد­خودخواه­معمولا روابط‌شان پایدار نیست. دیگران در نظر این افراد به دو دسته‌ی خیلی خوب و خیلی بد تقسیم می‌شوند. اگر چاپلوسی‌ کنید یا خواسته‌هایشان را برآورده سازید، در دسته‌ی خوب‌ها و در غیر این‌صورت در دسته‌ی بدها قرار خواهید گرفت. به عبارت دیگر، آنها این قابلیت را دارند که در یک لحظه دوست‌تان داشته باشند و در لحظه‌ای دیگر به دشمن‌تان تبدیل شوند.


خودخواه باشیم یا نه؟

پس­خودخواهی­بد نیست مگر اینکه معنای اول آن در ما ظهور کرده باشد.در بعضی موارد انسان ها نه تنها­خودخواه­نیستند بلکه زندگی و وقت شان را بدون هدف وقف دیگران می کنند تا جایی که خودشان را به کل فراموش کرده و این مسیر را آنقدر ادامه می دهند که در نهایت خسته شده و خود را قربانی خواسته ها و علایق دیگران می بینند.

مراقب باشید که تا چه اندازه برای دیگران انرژی و زمان اختصاص می دهید و این را بدانید که بیشترین مسئولیتی که ما بر عهده داریم مسئولیت در قبال خودمان است و باید در ابتدا به دنبال اهدافی باشیم که از قبل برای آنها برنامه ریزی کرده ایم.

­





امتیاز : 3


طبقه بندی: عشق در روابط،
,